مریم رجوی: پادزهر فاشیسم دینی در ایران سرنگونی رژیم با قیام و مقاومت سازمانیافته
در حالی که ایران و سراسر منطقه گرفتار یک جنگ بزرگ است، بهنام صلح و به نام آزادی جهان را فرا میخوانم که یگانه راهحل بحران خطیر ایران را بهرسمیت بشناسد. این راهحل، سرنگونی رژیم بهدست مقاومت و قیام سازمانیافته و ارتش آزادی است.
راهحل چیست؟
سؤال این است که چرا اوضاع به نقطه کنونی رسید؟ و چه راهحلی وجود دارد که به این بحران خاتمه دهد؟
رژیم حاکم بر ایران، اگر از آغاز، در یک مسیر دموکراتیک حرکت میکرد، بهسرعت قدرت را از دست میداد. بنابراین استراتژی شومی در پیش گرفت متکی بر شکنجه و اعدام مردم ایران، برنامه بمبسازی اتمی و صدور جنگ و تروریسم به منطقه. مقاومت ما از آغاز در برابر این رژیم ایستاد. بهای آن فدای یک صدهزار تن از اعضای مقاومت بوده است.
به موازات آن ما پیوسته نسبت به خطرات این رژیم هشدار میدادیم. از چهار دهه پیش بارها طرحهای جنگافروزانه و تروریسم این رژیم را افشا کردیم. از سه دهه پیش بارها برنامه اتمی پنهانی آن را به آگاهی جهان رساندیم. اما بهجای توجه به این هشدارها، دولتهای غرب به مماشات با آخوندها رو آوردند. بدین ترتیب عملاً به بقای رژیم یاری رساندند. هسته اصلی این سیاست، بستن راه تغییر در ایران و مشارکت با رژیم در سرکوب مقاومت بود.
در چهار دهه گذشته مقاطعی وجود داشت که جنبش مقاومت با اتکا به مردم ایران میتوانست تغییر بزرگ در ایران را به واقعیت برساند اما سیاست مماشات یکی از مهمترین عوامل نجات رژیم بود
امروز نیز همین است.
چنانچه در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ اثبات شد، بمباران و جنگ خارجی راهحل مسأله ایران نیست. راه تأمین ثبات و آرامش منطقه نیست، راه پایان دادن به خطر این رژیم علیه صلح و امنیت جهان نیست. هر زهری پادزهری دارد. پادزهر فاشیسم دینی حاکم بر ایران سرنگونی رژیم توسط قیام مردم و مقاومت سازمانیافته است.
ما همواره گفتهایم و تکرار میکنیم که این مقاومت، خواهان پول یا سلاح یا حضور نیروهای خارجی در خاک ایران نیست.
ضرورت تغییر در سیاست غرب
شورای ملی مقاومت که از سال ۱۳۶۰ در تهران تأسیس شده، ائتلافی متشکل از گرایشهای سیاسی و عقیدتی گوناگون است.
شورای ملی مقاومت، دولت موقت را برای انتقال حاکمیت به مردم ایران و برپایی جمهوری دموکراتیک اعلام کرده است. دولت موقت مبتنی بر برنامه ده مادهیی مقاومت ایران است که چشمانداز یک جمهوری بر اساس جدایی دین و دولت را در چشمانداز خود دارد؛ با برابری زن و مرد، خودمختاری ملیتها، لغو حکم اعدام و یک ایران غیراتمی و در صلح و همزیستی با تمام جهان.
امروز بازماندگان دیکتاتوری سرنگون شده شاه به مدد مهندسی فضای مجازی و برنامههای تلویزیونی روی صحنه آورده شدهاند. هدف آنها سرقت قیامهاست. میخواهند رژیم سلطنتی را با همان نهادهای سرکوبگرش احیا کنند. اما مردم ایران نزدیک به نیمقرن رنج مبارزه با دیکتاتوری نکشیدهاند که به دیکتاتوری دیگری بازگردند. زنان ایران که در این رژیم به یک موقعیت درجه۲ تنزل کردهاند، خواهان یک موقعیت برابرند. ملیتهای ستمزده کرد و بلوچ و عرب و ترکمن خواهان حقوق پایمال شده خود هستند نه یک فاشیسم جدید که بازماندگان سلطنت شاه در پی آناند.
از قانونگذاران محترم استرالیا انتظار میرود مبتکر یک راهگشایی تازه در سیاست غرب نسبت به ایران شوند. استرالیا در سال گذشته سفیر رژیم را اخراج کرد، فعالیت سفارتخانه آن را بهحالت تعلیق درآورد و سپاه پاسداران را در لیست تروریستی قرار داد. این گامهای مهم هنگامی اثربخش میشود که با بهرسمیت شناختن دولت موقت اعلام شده توسط شورای ملی مقاومت برای انتقال حاکمیت به مردم ایران، تکمیل شود.