یار دیرین و ۵۰ساله مسعود، برادر بزرگوار و گرانقدرم، مجاهد کبیر عباس مدرسیفر، با ۶۰سال سابقه مبارزاتی در برابر شاه و شیخ، رستگار و جاودانه شد. از نوجوانی در زمان مصدق در گیر و دار مسائل سیاسی شده بود تا ۲۰سال بعد که مجاهدین و مسعود را در زندان پیدا کرد.
درود به این رادمرد نستوه و استوار؛ با طولانیترین سابقه رزم و پایداری در برابر دو دیکتاتوری، که از سال ۴۱در بازار تهران در آن شرایط مه آلود سیاسی و مبارزاتی در طلب آزادی و سعادت مردم و میهناش به پاخاست و دو سال بعد به زندانهای شاه افتاد. ۸سال بعد روحیه رزمنده و شورشگرش با عبور از بسا موانع او را در سال ۱۳۵۱به مجاهدین و مکتب صدق و فدای حنیف پیوند داد و از آن پس در وفا و یاری با مسعود، پنجاه سال را در هفت وادی رنج و شکنجه و زندان بهسر کرد. در رزم و جنگ بیامان با ارتجاع خمینی و استبداد دینی درصفوف مجاهدین و ارتش آزادی و شورای ملی مقاومت ایران …
به راستی که او از پرافتخارترین مجاهدان و پر سابقهترین و مبارزترین رجال سیاسی تاریخ معاصر ایران است.
از ویژگیهای برجسته او این بود که مانند مجاهدان صدر اسلام و صدر مشروطه و مجاهدان بنیانگذار، بسیار متواضع، سرزنده، با ظرفیت و منشا امید، نور و نگاه به آینده روشن بود. از سال ۱۳۶۳بسیاری صحنهها و آزمایشها و بزنگاهها را بهیاد دارم که در آنها هر بار بدون اندکی تردید و تأخیر یکبار دیگر مسعود را انتخاب میکرد. مسعود هم به راستی شیفته و ارادتمند او و صراحت و یکرنگیاش بود. اگر در جایی و کسی ایرادی میدید با هیچکس تعارف نداشت و آنرا بیان میکرد. روش و مشی او مایهگذاری و کار و زحمت و پرداخت بیچشمداشت بود.
قبل از به قدرت رسیدن خمینی، گروه مؤتلفه در زندان همگی با تأکید و غلظت بسیار ابراز هواداری از مجاهدین میکردند. اما مسعود میگفت تنها کسی که از آنها مجاهد شد و برای مجاهدین باقی ماند عباس بود. مرد خلوص و ایمان و پیوسته پرنشاط و جانفشان…مدرس ایستادگی و رادمردی و مجاهدت.
خوشا به سعادتش که قدرتپرستان و مرتجعان خمینیصفت را قاطعانه طرد کرد، در پرشکوهترین نبردهای مقاومت برای سرنگونی دشمنترین دشمن مردم ایران جنگید و شرافت و بزرگمنشی را بهکمال رساند.
این مجاهد صدیق و والا اکنون بهدیار رفیق اعلی پرکشیده و قرین رستگاری و سرفرازی است، اما سفر آزادی و راه درخشانی که رهرو نستوهش بود، ادامه دارد و رهروان مصمم و خستگیناپذیر مقصد پرشکوهی را که عباس مدرسی فر در پیاش بود، بهواقعیت خواهند رساند.
سلام بر او که با ایمان و ارادتی خالصانه، وصیتنامه اش را با کلامی از مولای متقیان علی علیهالسلام درباره انسانهای والایی بهپایان برده است که خود در زمره مصادیق آنها بود: آنها که کتاب آفرینش بهوجودشان برپاست، آنها که بهاحکام خدایی قیام میکنند، امیدوارتری از امید آنها نیست و بیمناکتری از آنچه در بیم آنند، وجود ندارد.
به مسئول شورا و اعضای شورا، به بستگان و نزدیکان و همچنین به یارانش بهخصوص در بازار تهران و به همرزمان مجاهدش در اشرف۳ که مجاهد صدیق عباس مدرسی فر در آنها زنده و خروشان است، تسلیت میگویم.
نام او و مجاهدت پیگیر و خللناپذیرش که با دوری جستن بیامان از پلیدیهای زمانه ممتاز میشود، الهامبخش رزمآوران و شورشگرانی است که برای آزادی ایران بهپا خاستهاند.