مریم رجوی: چکیده مواضع مقاومت ایران در شعار صلح و آزادی است که لازمهاش سرنگونی رژیم است
امروز مردم و کشور ما با شرایط خیلی سختی روبهرو هستند. از یکطرف با انبوه مصائب جنگی مواجهند که بهخاطر پروژههای اتمی و تروریستی رژیم بهراه افتاده است. از طرف دیگر رژیمی که شکننده و بیثبات شده، جنگ سرکوبگرانه خود علیه جامعه ایران را شدت بخشیده است. از جمله با دستگیری هزاران نفر از مردم، قطع کامل و طولانیمدت اینترنت و حلقآویز جوانان دستگیر شده در قیام و اعضای سازمان مجاهدین.
اعدام ابزار مقابله با قیام در ایران
از ۲۸اسفند گذشته آخوندها ۱۸زندانی سیاسی را اعدام کردهاند که هشت تن آنها اعضای مجاهدیناند و ۱۰تن دیگر از جوانان شورشگر. آنها در دادگاههای ناعادلانهیی محاکمه و به مرگ محکوم شدند که حداقل استانداردهای قضایی را هم نقض کرده است.
آنها از همه حقوق خود محروم شده و تحت شکنجه قرار گرفتهاند، خانوادههایشان دستگیر شدهاند یا مورد آزار و تهدید قرار گرفتهاند. و حتی از سوگواری محروم شدهاند و پیکرهای فرزندانشان به آنها تحویل داده نشده است. این شهیدان از همه اقشار اجتماعی و از ۱۸ساله تا ۶۰ساله در بین آنها دیده میشود.
با این همه رئیس قضاییه سرکوبگر رژیم، باز هم بر سرعت دادن به صدور احکام اعدام تأکید و اعتراف میکند که در مقابله با مردم ایران «قوه قضاییه… آرایش کاملاً جنگی به خود گرفته».
رژیم بهوضوح نگران قیامهای بعدی است و از طریق این اعدامهای سبعانه، درصدد ایجاد وحشت در میان جوانان است تا مانع پیوستن آنها به کانونهای شورشی شود، زیرا آنها نقش تعیینکننده در سازمان دادن و گسترش قیام داشتند. اما رژیم با نسلی مواجه است که مسیر خود را در مقاومت پیدا کرده و حاضر نیست اختناق و سرکوب آخوندها و دیکتاتوری را تحمل کند.
متأسفانه دولتهای اروپا از جمله انگلستان در مقابل این وحشیگری سکوت کردهاند رژیم، امتیاز سکوت اروپا نسبت به اعدام و شکنجه در ایران را دریافت میکند و آنچه در ازای آن میپردازد، فاجعهآفرینی و ناامنسازی جهان و از جمله تروریسم حتی در انگلستان است.

گسترش شبکه مقاومت در ایران
مواضع مقاومت ایران در شعار صلح و آزادی فشرده میشود. لازمه این هر دو، سرنگونی دیکتاتوری دینی است. این مهم با اتکا به قیامهای مردم ایران و نیروی رزمنده این مقاومت که واحدهای ارتش آزادیبخش را شکل میدهند، امکانپذیر است.
یک بار دیگر تأکید میکنیم که سرنگونی رژیم، اولاً یگانه پاسخ مسأله ایران است ثانیاً شدنی است و ثالثاً به دست مردم و مقاومت سازمانیافته انجام میشود.
امید ایرانیان متکی به مقاومتی است که امروز در قلب شهرهای ایران با دیکتاتوری آخوندها و سپاه پاسدارانشان در حال نبرد است. واحدهای ارتش آزادی، در قیام ماه دی در دفاع از تظاهر کنندگان به ۶۳۰رشته تهاجم علیه نیروهای سرکوبگر دست زدند.
۵روز قبل از شروع جنگ اخیر، مجاهدین مقر خامنهای و سایر مراکز اصلی حکومتی را مورد تهاجم قرار دادند که حفاظتشدهترین محل در کشور بود.
این شبکه مقاومت در یک سال گذشته در شهرهای ایران رو به گسترش گذاشته و نسل جوان ایران را به خود جذب کرده است.
یکی از اهرمهای رژیم برای مقابله با قیام و مقاومت، میدان دادن به یک آلترناتیو ساختگی حول پسر شاه و بقایای دیکتاتوری پیشین است. این علیه مردم ایران و قیامهای آنهاست.
حقیقت این است که نه شاه نه شیخ چراغ راهنما، فصلمشترک جبهه مردم ایران و نسلهای پیاپی در ۶۰سال اخیر است. این حقیقت خود را در رزم بیامان جوانان شورشگر و نسل ضددیکتاتوری و ضد وابستگی با پاسداران و اطلاعاتیها و مزدوران سرکوبگر نشان میدهد.
خواست مقاومت ایران
وقتی دولتهای غربی در مقابل این اعدام روزانه یک کلمه ابراز نمیکنند، این مردم ایران و زندانیان سیاسی هستند که بهایش را میپردازند.
اگر دولتهای اروپایی سیاست خود را بدون دست گذاشتن بر ضرورت تغییر رژیم در ایران اتخاذ کنند، عملاً با فاشیسم دینی همراهی میکنند.
از سال ۲۰۱۰، بارها گفتهایم که سپاه پاسداران باید در لیست تروریستی گذاشته شود. این خواست دیرین مقاومت ایران بوده است. امیدواریم موانع قانونی در برابر این تصمیم هر چه زودتر برداشته شود.
دولتهای اروپا و بهویژه انگلستان را فرا میخوانیم که:
روابط خود با رژیم را به توقف اعدام زندانیان سیاسی و کشتار معترضان مشروط کنند.
سردمداران رژیم را با استفاده از صلاحیت جهانی بهخاطر بیش از ۴دهه نسلکشی و جنایت علیه بشریت تحت تعقیب قرار دهند و دولت موقت اعلام شده توسط شورای ملی مقاومت را بهرسمیت بشناسند.
