مریم رجوی: چاره کار برپایی انقلاب برای یک جمهوری دموکراتیک و یک نظم تازه بر اساس عدالت و کرامت انسانی است
خواهران و برادران کارگر، زحمتکشان و تهیدستان دلیری که چاره کار را در انقلاب دیدهاید و به کانونهای شورشی پیوستهاید!
روز جهانی کارگر را بهرغم همه مصائب و تیرهروزیهای حاکمیت ولایت فقیه به شما تبریک و تهنیت میگویم.
در آستانه این روز، کارگر پیشتاز مجاهد خلق، محمد معصومشاهی، کارگر فنی ۳۸ ساله در ۳۱ فروردین در دفاع از حقوق حقه زحمتکشان، توسط جلادان خامنهای سر بدار شد. پیش از او مجاهد خلق علیاکبر دانشورکار، فارغالتحصیل رشته مهندسی عمران که پیک موتوری بود، در دهم فروردین بهجرم مبارزه برای آزادی مردم ایران اعدام شد.
آنها پیشتازان صف طولانی کارگرانی هستند که امسال با حضور گسترده در میدان مبارزه رو در رو با رژیم، طبقه کارگر ایران را سربلند کردند. همان کارگرانی که در قیام دیماه شرکت کردند یا بر اثر شلیک سپاه پاسداران جان باختند یا روانه زندانها شدند. و پرستارانی که به نجات مجروحان شتافتند و بهای آن را با اسارت در زندانها و بعضاً با جان خود پرداختند.
اکنون رژیم همانگونه که جنگ را به فرصتی برای اعدام رزمآوران ارتش آزادی و جوانان شورشگر تبدیل کرده، از شرایط جنگی برای اخراج کارگران و سلب حقوق و آزادیهایشان سوءاستفاده میکند. با قطع اینترنت، انبوهی از کسب و کارها تعطیل و بسیاری شغل خود را از دست دادهاند.
این سیاست، فقر و محرومیت بیشتری گریبانگیر کارگران میکند؛ سفرههایشان را خالیتر و فرزندان مظلومشان را به گرسنگی میکشاند. اما خشم بزرگی را در دل جامعه ایران ذخیره میکند که بیتردید در اولین فرصت بر سر بقایای این رژیم مرگزده فرود خواهد آمد.
رژیم آخوندی از ۴ دهه پیش، برای حفظ بقای خود بخش بزرگی از اقتصاد کشور را تحت سلطه بیت خامنهای و سپاه پاسداران صرف برنامه اتمی و ساختن موشک و پهپاد و ناو جنگی کرده است. در این تاراج بزرگ و فراگیر، منابع ملی به یغما رفت، محیطزیست کشور تخریب شد، عدالت اجتماعی به نابودی کشیده شد و فرصت بینظیری که پس از انقلاب بهمن برای توسعه اقتصادی ـ اجتماعی دموکراتیک کشور و استیفای حقوق کارگران فراهم شده بود، از دست رفت.
ارزانترین نیروی کار جهان
اما فراتر از همه آنها مهمترین دارایی ایران یعنی کار و زحمت بیدریغ طبقه کارگر آماج غارت و بهرهکشی ضدانسانی آخوندها قرار گرفت. بیش از چهل سال است بنای انواع سازهها، پروژهها و تأسیسات بزرگ در راستای استراتژی ضدمردمی رژیم با تحمیل خشنترین و بیرحمانهترین بیگاریها به کارگران ممکن شده است.
در نتیجه کارگران ایران بهمثابه اولین و مهمترین قربانیان این سیاست شوم به یکی از ارزانترین نیروهای کار جهان تبدیل شده و پیوسته زیر شلاق انواع ستمها قرار داشته و دارند. از کارگاههای ساختمانی تا معادن یا بنادر و اسکلهها همه جا قتلگاه کارگران است. سالهاست که از داشتن هر گونه تشکل مستقل کارگری ممنوع شدهاند، قراردادهای سفید امضا، قراردادهای موقت و برگههای «من هیچ حقی ندارم»، هر گونه حقوق و آزادی و انتخابی را از آنان سلب کرده است، در محیط کارشان نه امنیت شغلی دارند؛ نه ایمنی و بهداشت محیط کار، در برابر اخراجهای خودسرانه توسط کارفرمایان بیدفاعاند، شرکتهای غارتگر پیمانکاری را بر سرنوشتشان حاکم کردهاند تا استثمارشان را مضاعف کنند و به زنان کارگر انواع نابرابریها را تحمیل کردهاند. نابرابری در دستمزد، نابرابری در فرصتهای شغلی و نابرابری در مشارکت اقتصادی. امروز از جمعیت ۳۳میلیون نفری زنانی که در سن کار کردن قرار دارند، نزدیک به ۲۹میلیون نفر آنها غیرفعال محسوب میشوند. زنان شاغل نیز همواره قربانیان امواج پیدرپی سقوط اقتصاد کشور، جنگ و سیاستهای بیکارسازی و بهاصطلاح تعدیلاند.
شاغلان رسمی و غیررسمی که تحت پوشش هیچ نوع بیمه اجتماعی قرار ندارند، به بیش از ۱۳میلیون نفر رسیدهاند که اکثرشان را کارگران تشکیل میدهند، شمار کودکان کار به ۳میلیون نفر رسیده است. در حقیقت پایهییترین حقوق کارگران ایران از آنها دریغ شده است و درخواست آنها برای بهدست آوردن مسلمترین حقوق خود که در اعلامیه جهانی حقوقبشر نیز بهرسمیت شناخته شده، بهمثابه آشوبطلبی و بر همزدن امنیت، جرمانگاری میشود.
چاره کار برپایی انقلاب برای یک جمهوری دموکراتیک
این دردهای عمیق که سیمای جامعه کارگری ایران در سالهای حاکمیت ولایت فقیه است، امسال ابعاد دهشتناکی به خود گرفته است. نرخ تورم از ۵۰درصد عبور کرده و نرخهای ۸۰، ۱۰۰ و حتی ۱۲۰درصدی در راه است. معوقات مزدی طولانی مدت، غول گرانی و سفرههای خالی، معیشت اکثریت کارگران را به فروپاشی کشانده است.
ادامه این روزگار تباه و تاریک دیگر قابلتحمل نیست. چاره کار برپایی انقلاب برای یک جمهوری دموکراتیک با نفی هر گونه دیکتاتوری اعم از مذهبی یا دیکتاتوری سلطنتی و یک نظم تازه بر اساس عدالت و کرامت انسانی است.
در این شرایط اسارتبار که حاکمیت ولایت فقیه، اختناق، اعدام، گرانی، بیخانمانی، جنگ و غارت هر روز زندگی کارگران را در هم میکوبد، راه رهایی در صلح و آزادی است که شورای ملی مقاومت پرچم آن را برافراشته و دلیران کانونهای شورشی و واحدهای ارتش آزادی در سراسر ایران برای آن در حال نبردند.
چنان که مسعود رجوی گفته است: «هر چند چنگال دشمن تیز و نیرویش آماده سرکوب باشد، رژیم اکنون گـرگ کاغـذی است، شیـران شورشگـر بند از بند رژیـم میگسلنـد».
عموم کارگران، کشاورزان، زحمتکشان و بیثباتکاران، از دستفروشان تا کولبران، سوختبران، رانندگان، پیکهای موتوری، کارگران پروژهیی، اخراج شدگان و بیکاران را به پیوستن به کانونهای شورشی و یاری رساندن به تدارک قیام سازمانیافته برای سرنگونی رژیم فرا میخوانم.