مریم رجوی: تغییر در ایران با نیروی رزمآور روی زمین
در چهل و پنجمین سالگرد مقاومت سراسری مردم ایران در برابر فاشیسم دینی، به پیشگامان آن قیام بزرگ در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و به همه قهرمانان و شهیدان نبردهای مستمر، بغرنج و پررنج و خون این سالهای طولانی، درود درود درود!
این مقاومت از قیام ۵۰۰ هزار نفری مردم تهران در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ آغاز شد که مهمترین نقطهعطف سیاسی بعد از به قدرت رسیدن خمینی بود.
صورت مسأله، بودن یا نبودن، آزادی یا دیکتاتوری، مقاومت یا تسلیم بود. ما مقاومت را انتخاب کردیم. حرف مسعود رجوی این بود که: من برای آزادی مقاومت میکنم پس هستم.
مقاومتی که مشروعترین، پررنجترین و ژرفترین آرزوهای ۱۲۰ساله مردم ایران را بر دوش دارد و تا پیروزی انقلاب دموکراتیک مردم ایران به پیش میرود.
امسال صد و بیستمین سال انقلاب مشروطه ایران در برابر سلطنت مطلقه و شاهان ستمگر است.
نه به جنگ نه به مماشات
به دهها هزار ایرانی درود میفرستم که دیروز برای تظاهرات خود را به میدان وبان و حوالی آن در پاریس رساندند، اما تظاهراتشان با یک ممنوعیت ناموجه رو بهرو شد. به آنها بهخصوص نسل جوانی که صدایشان را جهان شنید، درود درود درود!
بقایای رژیم خواستند با زد و بند این صدا را خاموش کنند، اما صدای آنها، این مشروعترین صدای ایران، در قلب پاریس از همیشه خروشانتر شد.
خوشبختانه فرانسویها و نمایندگان شریفشان نشان دادند و با صدای بلند گفتند که رو در روی سیاست امتیاز دادن به رژیم و در کنار این مقاومت و شورای ملی مقاومت و کانون شورشیاند.
از این فراتر، نمایند مجلس ملی فرانسه، خانم اریگی دیروز در همین جا گفت: من از این فرانسه به درد آمدهام. اشاره او به ممنوعیت آزادی بیان و آزادی اجتماعات در پاریس بود.
وگفت: «حرف ما این است که نه به جنگ، نه به مماشات و نه به مذاکرات بیپایان تا امروز.
اما آری به قیام، آری به آزادی مردم ایران با حمایت از مقاومت مستقل آن برای سرنگونی این رژیم بیرحم».
میخواهم همچنین به سخنان دیروز سایر شخصیتهای عالیقدر در همین جا اشاره کنم که یک
یک حرکت قدرتمند در حمایت از این جایگزین و در حمایت از جنبش مردم ایران برای به زیر کشیدن دیکتاتوری است.
همه حرف را آقای شارل میشل، رئیس سابق شورای اروپا در یک عبارت خلاصه کرد. او گفت مماشات نه توانست جلوی نازیسم را بگیرد و نه میتواند جلوی این رژیم را بگیرد.
او گفت: «کانونهای شورشی با شجاعت و با ریسک جانشان، امید و اراده برای یک ایران دموکراتیک را حمل میکنند» «خانمها و آقایان مردم ایران حق دارند که انتخاب کنند. این مسأله اصلی است».
راهحل بحران چیست؟
امروز در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ ایران، پرسش تعیینکننده این است که راهحل بحران چیست و چگونه میتوان و باید این رژیم را به زیر کشید؟
در این سالها وقتی مقاومت ایران میگفت افعی کبوتر نمیزاید وقتی میگفتیم در تونل تاریک ولایت فقیه یا همان فاشیسم دینی، بهدنبال تغییر رفتار یا مدراسیون یا رفرم نگردید و مماشات نکنید، دولتها قبول نداشتند.
حالا اما تجارب تلخ و خونین، خیلی چیزها را ساده کرده است. از جمله اینکه فرضیههایی مثل فروپاشی خودبهخودی یا سرنگونی از طریق هوا و جنگ خارجی و آلترناتیوسازی مجازی و رباتیک حول بازماندگان دیکتاتوری شاه، فقط در خدمت آخوندهای حاکم است.
در نقطهٔ مقابل، این حقیقت درخشید که تنها راهحل بحران کنونی، تغییر رژیم است و این تغییر با قیام مردم و مقاومت سازمانیافته آنها امکانپذیر است.
نیروی تغییر
تمام مسأله این است که تغییر در ایران به نیروی تغییر نیاز دارد. نیرویی که بتواند زیر اختناق حداکثری مبارزه کند و نیرویی که دوشادوش قیام مردم، سپاه پاسداران را از سر راه مردم ایران کنار بزند.
به این کتاب نگاه کنید:
این کتاب شامل اسامی و تعدادی از عکسهای ۲۰هزار زن و مرد مجاهد است که برای آزادی بر خاک افتادند. ۲۰هزار از صدهزار شهید و کتاب دیگر شامل اسامی و عکسهای بیش از ۵هزار سربهدار مجاهد است از قتلعام ۳۰هزار نفر در سال ۱۳۶۷.
البته داستان ناتمام است و هنوز ادامه دارد. ما با زورق مقاومت در دریای رنج و خون پارو میزنیم و پیش میرویم.
بهقول مسعود ما هم میگوییم که از مرگ و از اعدام و قتلعام قویتریم. هر گاه که درو میشویم دوباره با رویش جوانهها پربارتر از جا بر میخیزیم. قیام میکنیم و به براندازی بنا و بنیاد دشمن که همان اصل ولایت فقیه باشد ادامه میدهیم. شیطانسازیها علیه مقاومت هم که همچنان ادامه دارد.
در ژوئن ۲۰۰۳ در همین ایام، ۱۲دولت را علیه ما برانگیختند با لیستهای تروریستی و یک پرونده ۱۰۰هزار صفحهیی که بطلان یکایک آنها در دادگاهها، ۱۵سال زمان برد.
سرانجام ما از همه آنها سرفراز و روسفید بیرون آمدیم. اما دستکم دو دهه بر عمر رژیم آخوندها افزوده شد. با اقدامات امثال چلبی، مقدمات خلعسلاح مجاهدین در عراق و گرفتن ۱۴پایگاه آنها در کنار مرزهای ایران فراهم شد. ولی ما از پا ننشستیم.
کانونهای شورشی در سراسر ایران، موتورها را روشن کردند. با جوانان آگاه و رزمندهیی که تمام هستی خود را نثار آزادی مردم و میهنشان میکنند. این مهمترین فاکتور سازمانیافته در قیامهاست.
پاسخ معادله ایران
حالا به نسلی بنگرید که به صفوف کانون شورشی پیوسته است. به جوانان شورشگری نگاه کنید که در بیدادگاهها با سر بلند میگویند برای براندازی برخاستهاند. به وحید بنیعامریان و یگان قهرمان او نگاه کنید که از قلب زندانها، جامعه ایران را برانگیختند و جهانی را به تحسین واداشتند.
آنها در فروردین امسال اعدام شدند، کافی بود یک کلمه علیه مجاهدین بگویند تا اعدام نشوند. اما آنها به جلادان گفتند بر سر آرمان و عقایدمان و بر سر جانمان با شما چانه نمیزنیم.
میخواهم بگویم با چنین مقاومت سازمانیافتهیی بر روی زمین و با آلترناتیوی که ۴۵سال در کورههای گدازان داخلی و منطقهیی و بینالمللی آزمایش پس داده، معادله ایران پاسخ خود را پیدا کرده است. آنهم در شرایطی که رژیم آخوندها ضعیفتر و درماندهتر از همیشه است.
حالا، خامنهای که ۳۷سال سلطه بلامنازع خود را تحکیم کرده بود، در میان نیست و پسرش قادر به پر کردن جای او نیست. حتی نزدیک به نیمی از اعضای مجلس خبرگان دستپخت پدرش، به او رأی ندادند. از نظر سیاسی هم در بنبستی مرگباری است؛ صلح را طناب دار خود میداند و در آتش جنگ هم راه نجاتی ندارد.
دیدید که یادداشت تفاهم اخیر را در همان چند ساعت اول با این جمله «علیالاصول نظر دیگری داشتم» تخطئه کرد.
ولیفقیه جدید رژیم گفت اجازهٔ امضا را فقط از باب تعهد و مسئولیتی که پزشکیان و اعضای شورای عالی امنیت رژیم پذیرفتهاند، داده است. تعهد «در پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت»
منظورش از حقوق ملت ایران همان خطقرمزهای فاشیسم دینی است و منظورش از جبهه مقاومت هم، پافشاری بر همان سیاستهای جنگافروزانه منطقهیی است. همان خطقرمزها و سیاستهایی که لازمهٔ بقای فاشیسم دینی است.
از سوی دیگر همه عوامل اقتصادی اجتماعی و سیاسی که به قیام دیماه منجر شد، تشدید شده و پتانسیل انفجاری جامعه ایران بالا رفته است. پس این مقاومت و این آلترناتیو باید حمایت و بهرسمیت شناخته شود.
حتمیت سرنگونی رژیم
فکرش را بکنید اگر این مقاومت، برنامهها و تأسیسات پنهانی اتمی رژیم را برملا نمیکرد چه میشد؟
منظورم افشاگریهای آغاز شده از سال ۱۹۹۱ و مخصوصاً افشای سایتهای اراک و نطنز در سال ۲۰۰۲، است. مقاومت ایران در این سالها با ۱۳۳ نوبت افشاگری درباره طرحهای اتمی و موشکی رژیم، مهمترین طرفی بود که باعث شد دست آخوندها از بمب اتمی کوتاه شود. هنوز هم رژیم میگوید که باعث و بانی مشکلاتش از روز اول در سال ۱۳۵۷و مخصوصاً از سرفصل ۳۰خرداد ۱۳۶۰ مجاهدین بودهاند.
آخر در میان ۲میلیارد مسلمان که خمینی داعیه مرجعیت و رهبری آنها را داشت مجاهدین مدافع اسلام بردبار و دموکراتیک با تساوی حقوق زن و مرد بودند. مرزبندی اسلام ما باحجاب و بیحجاب یا مسلمان در برابر یهودی و مسیحی یا شیعه در برابر سنی یا فارس در برابر کرد یا بلوچ نبود.
اما اصلیترین دستاورد این مقاومت ۴۵ ساله، جنبشی زنده و پویاست که مبارزه با استبداد دینی را روح جاری نسلهای پیدرپی کرده است.
بله، این جنبشی است که حتمیت سرنگونی را بر پیشانی رژیم حک کرده است.
وظیفه اصلی دولت موقت
دولت موقت که از سوی شورای ملی مقاومت ایران اعلام شده، نماد همین مقاومت و همین راهحل است. برای یک جمهوری دموکراتیک با نفی دیکتاتوریهای شاه و شیخ.
دولتی که وظیفه اصلیاش انتقال قدرت به مردم است و باید ظرف حداکثر ۶ماه، انتخابات آزاد و عادلانه مجلس مؤسسان را برگزار کند. بعد از تشکیل این مجلس، قدرت به نمایندگان مردم منتقل میشود. مجلس مؤسسان مسئولیت تدوین و تصویب قانون اساسی جمهوری جدید را برعهده دارد.
گفته بودم که ما چشم به کسب قدرت ندوختهایم، ما آمادهایم قدرت را از شیخ و شاه ستمگر به صاحبان واقعی آن یعنی مردم ایران منتقل کنیم. برای ما پس از ۶۱سال نبرد، این شکوهمندترین قله و چشمانداز است.
ما بهدنبال کسب قدرت نیستیم بهدنبال انتقال حاکمیت به مردم ایران هستیم.
این عهد من است با تمام شهیدان، با مجاهدان و مبارزان راه آزادی، با مسعود و با تمام مردم ایران.
آن زمان که بنهادم سربه پای آزادی
دست خود ز جان شستم از برای آزادی
تا مگر بهدست آرم دامن وصالش را
میدوم به پای سر در قفای آزادی
خدمت بقایای شاه به رژیم
در مسیر این مبارزه سرسخت و خونفشان برای سرنگونی رژیم و انتقال قدرت به مردم، بقایای دیکتاتوری شاه، بهعنوان عامل بازدارنده و مخرب عمل میکنند. یکی از روزنامههای حکومت آخوندها به صراحت نوشته بود: فعالیت سلطنتطلبان برای جمهوری اسلامی یک «فرصت» و یک «نعمت» است. منظورش تفرقهاندازی آنها بود و آدرس اشتباه دادن به جامعه بینالمللی در مورد آلترناتیو. این روزنامه نوشته بود: «آنها با اختلافافکنی میان اپوزیسیون، خدمتی به جمهوری اسلامی کردند که هیچ گروه دیگری قادر به انجام آن نبود».
همچنین تصریح کرده بود که این جریان «میتواند به بقای جمهوری اسلامی کمک کند. این خدمتی است که خاندان سلطنتی به مردم ایران میکند».
حالا ساواکیها گفتهاند که با ممنوعیت تظاهرات مقاومت ایران در پاریس به هدفمان رسیدیم. بله این هدفی است که ساواکیها و وزیر خارجه رژیم و سپاه پاسدارانش در آن مشترکاند. ولی مردم ایران برای نفی هر گونه دیکتاتوری بهپا خاستهاند و جایی برای شیخ و شاه باقی نخواهند گذاشت.
بازمانده شاه بدون هیچگونه ابهامی میگوید میخواهد تغییر در ایران را با کمک سپاه پاسداران و دستگاه امنیتی و اطلاعاتی رژیم محقق کند که در آینده هم نقشی تعیینکننده خواهند داشت.
او مهندسی مجازی و تلویزیونی را پشتوانه اجتماعی خود جا میزند، شکنجه و کشتار مجاهدان و مبارزان توسط شاه را بهقول خودش «افتخار» خود میداند. اما باید گفت که در میدان مبارزه واقعی و قیامهای پیاپی دیگر جایی برای دست بهدست شدن قدرت میان شاه و شیخ نیست.
شعار مقاومت و دولت موقت صلح و آزادی است
در پایان اجازه بدهید آنچه را که گفتم خلاصه کنم:
۱ ـ از نظر مردم ایران نه رأیگیری خبرگان ارتجاع پشیزی اعتبار و مشروعیت دارد؛ نه بر تخت نشاندن پسر خامنهای. او شریک تبهکاریهای پدرش در سه دهه گذشته است.
۲-تاریخ به عقب و به حاکمیت دوباره بقایای استبداد شاه در ایران برنمیگردد. بهقول مردم ایران، این آب در هاون کوبیدن است!
۳ ـ شورای ملی مقاومت و دولت موقت برای انتقال حاکمیت به مردم ایران و برپایی یک جمهوری دموکراتیک مبارزه میکنند.
شعار مقاومت و دولت موقت صلح و آزادی است.
مقاومت ایران از تفاهم برای توقف جنگ و پایان مصیبتهای مردم ایران استقبال میکند.
تلاش برای تولید بمب اتمی و جنگافروزی و دستاندازی به کشورهای منطقه بخشی از استراتژی دیکتاتوری دینی برای بقا است و از آن دست برنمیدارد.
گفتهام و تکرار میکنم که سرنگونی این رژیم و نیل به آزادی و جمهوری دموکراتیک برعهده خود ماست؛ برعهده خلق ما و برعهده ارتش آزادیبخش ملی ایران است.
صلح و آزادی در ایران پیروز میشود.