آزادی، درس اول نسلهای قیام و انقلاب
اول مهر و سال تحصیلی جدید مبارک
با گردآمدن دوباره میلیونها جوان و نوجوان در مدارس و دبیرستانها و دانشگاهها، نیروی عظیم قیام و آزادی از نو میشکفد و میجوشد و میخروشد. میرود تا در نوشتن «سرنوشت» سهم شایستهٔ خود را ادا کند.
به دانشآموزان، دانشجویان، آموزگاران و استادان درود که در ادامهٔ تاریخ ۱۲۰ سالهٔ مبارزهٔ مردم ایران، دانش را با آزادی درهم میآمیزند.
از کلاس درس تا میدان رزم
درس اول، درس آزادی است. بالاترین درس، درس جاودانه و درسی که پیوسته فراروی همهٔ انسانهای بزرگی است که جامعهٔ بشری را از تاریکی ارتجاع و عقبماندگی و نادانی و استبداد به روزگار آزادی و دانش و پیشرفت میرسانند.
دانشجویان و دانشآموزانی که نیرویی تعیینکننده در انقلاب بر ضددیکتاتوری سلطنتی در سال ۵۷ بودند، آنها که در دههٔ ۶۰، هزار هزار در میدانهای رزم یا در شکنجهگاههای خمینی جان خود را فدا کردند، قهرمانانی که حماسهٔ سرخفام ۵ مهر سال ۶۰ را آفریدند و نسل در نسل جوانان و نوجوانانی که نیروی پرشور و پرتأثیر در قیامها از دههٔ ۱۳۷۰ تا دی ۱۴۰۴ بودهاند، درس آزادی را با رنج و خون و فدا به نسلهای پس از خود منتقل کردند.
سال گذشته، سال شتافتن دانشآموزان و دانشجویان و جوانان دلیر به میدانهای خونین نبرد برای سرنگونی رژیم بود. از دلیرانی که در رویارویی با سپاه پاسداران در میدانهای قیام جان فدا کردند تا شورشگرانی که از ابتدای امسال «بر سر موضع» سربدار شدند.
کانونهای شورشی و جوانان پیشتازی مثل مجاهدان شهید وحید بنیعامریان، بابک علیپور، پویا قبادی و مهدی خانکی، الگوی نسل جوان ایران در انتخاب یک مسیر تابناک برای نجات و آزادی جامعهٔ ایراناند.
این نسل رویان، نسل ضد، دیکتاتوری و وابستگی را به چالش میکشد؛ چه شاه و چه شیخ.
نسلی که فریاد میزند: ما تسلیم نمیشویم! نسلی که مسیرش به سوی آزادی، دموکراسی و برابری است. نسلی که شورش در شهرهای ایران، مقاومت در زندانها و ایستادگی تا پای چوبههای دار را انتخاب کرده است.
بخش زیادی از شرکتکنندگان در قیام دیماه از همین نسل بودند. مقامهای رژیم اعتراف کردهاند که در برخی استانها تا ۴۵ درصد قیامکنندگان جوانان و نوجوانان زیر ۲۰ سال بودند. شمار زیادی از شهیدان و دستگیر شدگان نیز از همین نسل بودند.
آری، «حرف اول و درس اول همان است که دانشآموزان در صفی بیانتها با خون سرخ خود نوشتند: آ مثل آزادی». آنها از مدارس و دانشگاههایی برخاستهاند که سال بهسال بیشتر با اختناق و فقر و نابرابری به بند کشیده میشود.
فقر و نابرابری و میلیونها کودک بازمانده از تحصیل
در حالی که ۹ میلیون نفر از جمعیت کشور بیسواد و میلیونها نفر دیگر کمسوادند، میلیونها جوان و نوجوان نیز بهخاطر فقر و ناداری خانوادههایشان از تحصیل باز میمانند.
مطابق گزارشهای رسمی، پانزده درصد از جمعیت کودکان کشور در زمرهٔ کودکان کارند. با در نظر گرفتن این درصد، شمار کودکان کار به بیش از ۳ میلیون نفر میرسد. میلیونها کودک بهنحوی دردناک که مایهٔ شرمساری است، در حال زبالهگردیاند. بسیاری از آنها برای حمل ونقل مواد مخدریا کولبری یا کارهای خانگی به کار گرفته میشوند. زندگی کودکان و جوانان و نوجوانان کپرنشین یا بیخانمان یا ساکنان حومههای فقرزده سال بهسال بیشتر درهم کوبیده میشود.
در دانشگاهها نیز تحصیل و زندگی دانشجویان آماج فقر و گرانی و کنترلهای خفقانآور است.
در پایان تحصیلات نیز جز محرومیت و تحقیر سهمی ندارند. از ۱۴.۵ میلیون نفر فارغالتحصیلان آموزش عالی کشور، دستکم ۶.۵ میلیون نفر از نظر اقتصادی غیرفعال محسوب میشوند. این بخشی از فهرست طولانی معضلاتی است که ریشه در صد سال استبداد و وابستگی و فساد شاه و شیخ دارد.
دیکتاتوری آخوندی که بنای کارش بر جهل و خرافه استوار است، برای سرکوب و جاسوسی و خفقان و در سیاست جنگافروزی از دانش و فناوری استفاده میکند؛ اما پیشرفت دانش و اثر آن در شکوفایی اقتصادی و اجتماعی ایران تنها در آزادی و دموکراسی و برابری ممکن است.
مسعود گفته است ارتش آزادی، تنها راه برای آزادی است.
به نسل جوان و پرشوری که در ارتش آزادی در تدارک قیام و انقلاب و برچیدن بساط ستم و استبداد هستند، درود!