728 x 90

مسعود رجوی: آتشفشان شور و شرف انقلابی در حمایت از ارتش آزادی و تنها جایگزین دموکراتیک و مستقل و ملی با مریم رهایی

مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران
مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران

 

مسعود رجوی - ۲۳دی۹۹

مسعود رجوی -۲۳ دی ۱۳۹۹

آتشفشان شور و شرف انقلابی در حمایت از ارتش آزادی

و تنها جایگزین دموکراتیک و مستقل و ملی با مریم رهایی

بیچاره شب‌پرستان!

می‌گفتند پول مجاهدین و مقاومت ایران را عربستان می‌دهد

می‌گفتند پایگاه و پشتیبانی در داخل ایران ندارند

می‌گفتند پیر شده‌اند اما جنگلی سرسبز و رویان سر برافراشت

شراره‌های هزار اشرف را همگان دیدند و شنیدند

هر کس ندید و نشنید، برود شرم کند

کرونا و هیولای ولایت را از پا در می‌آوریم و ایران را پس می‌گیریم

آرمان و وفای به پیمان با مردم ایران کهولت و فرسایش نمی‌شناسد

هر روز و هر سال که سر بر آستان جانان بگذرد

ذخراً و شرفاً و کرامتاً و مزیدا

 

 

 

بیست و پنجمین همیاری ملی با سیمای آزادی

کهکشان همراهی هموطنانمان و رژه شورشگران برای آزادی

در سراسر میهن اشغال‌شده و ۲۶کشور دیگر

 

عزم خلل‌ناپذیر میهنی برای خیزش و پایداری

در برابر ستم آخوندی و کرونای منحوس ولایت فقیه

 

عهد و پیمانهای شورانگیز همیاران و همرزمان شوراهای مقاومت مردمی

و همراهی با کانونهای شورشی تا نیل به‌آزادی و حاکمیت جمهور مردم ایران

 

درودهای بیکران هموطنان و همیاران به رهبری مقاومت و شهیدان

با تأکید بر استراتژی ظفرنمون قیام و ارتش آزادی

 

اختصاص سومین روز همیاری

به‌گرامی‌داشت خلبان قهرمان مجاهد سرهنگ بهزاد معزی

پوریای ارتش و سرمشق نه شاه نه شیخ

 

مجموع کمک‌ها و تعهدات مالی

۱۶۲میلیارد و ۳۳۲میلیون و ۶۲۵هزار تومان

معادل ۶میلیون و ۵۳۲هزار و ۵۰۰دلار

 

سیمای آزادی با درودهای صمیمانه به‌هموطنان و بینندگان عزیز سیمای آزادی و با تشکر و سپاس از همیاران و حامیان مجاهدین و مقاومت ایران به‌خصوص شوراهای مقاومت مردمی و کانون‌های‌شورشی و یاوران ارتش آزادی در سراسر میهن اشغال‌شده و هموطنانی که از اقصی نقاط جهان، برای کمک‌رسانی به‌تلویزیون ملی ایران و حمایت از مقاومت میهنی، به‌پا خاستند، گزارش مختصری از بیست و پنجمین کارزار ملی و میهنی همیاری تقدیم می‌کند.

برنامهٔ همیاری که از ساعت ۱۷ و۳۰دقیقه به‌وقت ایران در روز جمعه ۱۹دی‌ماه۹۹ آغاز شد، پس از تمدید زمان‌بندیها، در روزهای شنبه، یکشنبه و دوشنبه تا ساعت ۱۰ و ۳۰دقیقه صبح سه‌شنبه ۲۳دیماه۹۹ ادامه یافت.

در این ایام ۱۲ مجری همراه با ۸۸مهمان از ۱۰ استودیو در ۵کشور به مدت ۵۰ساعت با ۱۰۰خط ارتباط تلفنی و هم‌چنین خطوط اینترنتی و ارتباط تصویری از طریق زوم و اسکایپ مشغول کار بودند. هم‌زمان جریان بی‌وقفه‌یی از ارتباط و کمک‌رسانی و اطلاع‌رسانی دربارهٔ این کارزار با هشتگ همیاری # همیاری و #FreeIranTelethon بر روی اینترنت و شبکه‌های اجتماعی از قبیل تلگرام برقرار بود که به‌دلیل ضیق وقت، گزیده‌یی از آن به‌آگاهی بینندگان عزیز سیمای آزادی می‌رسید.

با وجود افزایش امکانات ارتباطی برای وصل تماس‌های هموطنان، و با وجود تمدید برنامه، باز هم بسیاری از هموطنان و همیاران به‌علت فشردگی تماس‌ها، یا با انتظار طولانی مواجه شدند یا در اثر اشکالات فنی تماس‌هایشان قطع شد. این انتظار و اشکالات فنی بر شرمندگی ما در برابر مشتاقان آزادی میهن و همیارانی که خود معلمان و اساتید این دانشگاه و مدرسهٔ آزادیخواهی و از خود گذشتگی بودند، می‌افزاید و امیدواریم اعتذار و پوزش‌های ما در این‌باره مورد قبول آنان و یکایک هموطنان واقع شود. برای کم‌کردن از همین شرمندگی شمارهٔ بسیاری از هموطنان را هم گرفتیم تا متعاقباً تماس بگیریم که بخشی انجام شد و برای بسیاری دیگر فرصت نبود و بر شرمندگی افزود.

علاوه بر این، فرصت وصل بسیاری از تماس‌ها، پخش بسیاری از حمایت‌های تصویری و گزارش بخشی از کمک‌ها در صحنه پیدا نشد که از این بابت هم به‌تأکید پوزش می‌طلبیم.

در تمامی ساعات برنامه، هموطنان و همیاران از تهران و شهرهای مختلف میهن از جمله اراک، اردبیل، ارومیه، اصفهان، انزلی، آبادان، اهواز، ایذه، ایلام، برازجان، بهبهان، بیرجند، بوشهر، بومهن، تبریز، تربت جام، تنگستان، تویسرکان، خرمشهر، خرم‌آباد، دلیران، دزفول، دماوند، رشت، رباط کریم، زنجان، ساری، سلماس، سمنان، سنندج، شهرکرد، شهریار، شیراز، شیروان، فریدون شهر، قزوین، قم، قوچان، کازرون، . کرج، کرمان، کرمانشاه، گچساران، لاهیجان، لردگان، لامرد، مشهد، نوشهر، نیشابور، ورامین، همدان، یاسوج و هشتگرد با سیمای آزادی در تماس بودند و اکثراً برای وصل به خطوط سیما ساعتها در انتظار ماندند. علاوه بر این انبوهی پیام‌های صوتی و پیامهای مکتوب همیاری از هموطنان عزیز از شهرهای مختلف دریافت کردیم و تنها بخش اندکی از پیامها و نامه‌ها را توانستیم منعکس کنیم.

با شرمندگی و اعتذار مضاعف، در لحظات پایانی برنامه هم، تماس‌ها و پیامها و درخواستهای تمدید برنامه ادامه داشت که به دلایل اجرایی و اداری و فشردگی سایر برنامه‌ها امکانپذیر نشد.

بیست و پنجمین برنامه همیاری ملی در تمامی وجوه برگزاری خود شاهد کیفیت بالایی از کار جمعی و تیمی همیارانی بود که مدتی قبل از شروع گلریزان کارزار خود را آغاز کرده بودند کمکهای جمعی را که به‌رغم محدودیت‌های پاندمی کرونا با ابتکارات خلاق و از کشورهای مختلف جمع‌آوری شده بود، نثار تلویزیون ملی ایران کردند.

برنامه همیاری هم‌چنین با تماسها و حمایتهای پشتیبانان مقاومت از کشورهای مختلف همراه بود.

بسیاری هموطنان نیز به‌دنبال تلاش‌های فشرده و چند روزه با تماس با سایر دوستان و آشنایان، کمکهای آنها و کمکهای هم‌دردان مقاومت ایران در کشورهای مختلف را اعلام کردند.

به‌یمن این کارزار انگیزاننده، در بیست و پنجمین کهکشان همیاری، مجموع کمک‌ها و تعهدات مالی به ۱۶۲میلیارد و ۳۳۲میلیون و ۶۲۵هزار تومان، معادل ۶میلیون و ۵۳۲هزار و ۵۰۰ دلاررسید. هدایا و کمکهای غیرنقدی شامل آثار نفیس هنری که قیمتی بر آنها متصور نیست مضافاً بر هدایای طلا یا فرش و انگشتر در این مبلغ محسوب نشده است. واضح است که با توجه به کمبود فراگیر درآمدها به‌خاطر پاندمی کرونا مجموع کمک‌ها و تعهدات امسال غیرقابل مقایسه با شرایط عادی و درآمدهای پیشین یکایک هموطنان و همیاران و کمک کنندگان به مجاهدین و مقاومت ایران است.

برجسته‌ترین ویژگی بیست و پنجمین همیاری با سیمای آزادی، تماس‌های بی‌وقفهٔ هموطنان و کانون‌های‌شورشی از شهرهای سراسر میهن در این ۴روز و از سوی دیگر حمایت و برانگیختگی هموطنان و کهکشان همراهی آنها با کانون‌های‌شورشی و تعهد و حاضر، حاضر گفتن‌هایشان برای ادامهٔ نبرد تا نیل به‌آزادی و حاکمیت جمهور مردم ایران بود.

 

بهروز – خرم‌آباد

بهروز هستم از خرم‌آباد درود بر خواهر مریم و برادر مسعود رجوی کانون شورشی حاضر حاضر

بهزاد-شیراز

بهزاد هستم از شیراز یک کانون شورشی حاضر حاضر حاضر

اردلان –قم

من اردلان هستم از یکی از کانونهای شورشی قم حاضر حاضر حاضر

بابک – رشت

من بابک هستم از رشت حاضر حاضر حاضر

احمد – مشهد

احمد هستم از مشهد حاضر حاضر حاضر

محمد – کردستان

محمد هستم از کردستان مرگ بر خامنه‌ای لعنت بر خمینی

پیام – تهران

پیام – تهران: نه خامنه‌ای می‌خوایم نه خامنه‌ای می‌خوایم نه روحانی می‌خوایم ما آزادی می‌خوایم

حسن – تهران

حسن از تهران هستم برای سرنگونی آخوندهای جنایتکار با صدای بلند و از صمیم قلبم می گم حاضر حاضر حاضر

مجید – تهران

مجید هستم از تهران مرگ بر خامنه‌ای درود بر رجوی حاضر حاضر حاضر

سعیده – مشهد

من سعیده هستم از مشهد ببخشید توان مالیم طوری نیست که کمک مالی بکنم اما تا پای جان در راه مریم و مسعود هستم حاضر حاضر حاضر

کوروش – لرستان

من کوروشم از لرستان شورشی از دلیران جنگ حاضر می گم درود بر مسعود رجوی

حسین – کرمانشاه

حسین – کرمانشاه: ... آماده می‌کنم برای سرنگونی رژیم آخوندی درود بر کانونهای شورشی

هموطنان و شورشگران میهن اشغال شده از سراسر کشور در تماس‌های شورانگیز و سرشار از عشق و ایمان و تعهد و رزمندگی، برای محقق‌کردن آزادی و در صحبت‌های تکان‌دهنده‌یی که احساسات و عواطف همگان را بر می‌انگیخت، بر ایستادگی در برابر رژیم آخوندی تأکید می‌کردند و با شهیدان قیام و ۳۰هزار شهید قتل‌عام سال۶۷ عهد و پیمانی دوباره می‌بستند. همگی می‌گفتند که به‌رغم همهٔ مصائبی که کرونای ولایت بر سر آنها آوار کرده، تا به‌آخر به‌مبارزه پیگیر برای برقراری دموکراسی و آزادی در ایران ادامه خواهند داد.

به‌این ترتیب، بیست و پنجمین گلریزان که همیاران سیمای آزادی به‌درستی آن‌را «کهکشان همیاری» و «دانشگاه آزادی و آزادیخواهی» توصیف کردند، با کمکهای بیدریغ به سیمای آزادی و عهد و پیمانهای شورانگیز همیاران و همرزمان شوراهای مقاومت مردمی و کانون‌های‌شورشی به «رژه شورشگران» برای مقاومت و پایداری تا نیل به‌آزادی میهن و برقراری حاکمیت جمهور مردم ایران، تبدیل شد و صحنه‌ها و تصویرها و کلامها و رابطه‌ها و همبستگیها و همرزمی‌هایی را خلق کرد که توصیف آن دشوار است و فقط باید ساعتها دید وشنید.

 

بهنام – دماوند

مسعود فرشچی: برادر عزیزم بهنام از دماوند

بهنام: تماس گرفتم بگم شما تاج سر ما هستید. شما امید زندگی رو به ما بازگردوندید. شما امید آزادی ملت ایران هستید

من ببخشید احساساتی شدم.

می‌دونید ما تو غم و اندوه و به اشغال یک نظام ستمگر/ یک افراد غیروطنی / یک اشخاص غیرواقعی / که اصلاً نمیشه اسم حیوان هم رویشون گذاشت/ برخورداری می‌کنیم.

وضعیت ما اصلاً بار... . نامفهوم... فلاکت / هیچ چیز وجود نداره اینجا

هیچی /زندگی نیست. سگها سگهای گرسنه که حتی هیچ چی گیرشون نمیاد بخورند

امروز من نون می انداختم سگ نون می‌خورد از گرسنگی

ملت ما را به روز بدبختی و سیاه نشوندند. من چی بگم. فقط امید ما شما هستید/ نه خودمون هم هستیم / خودمون اینجاییم / کف خیابون تکلیفمون رو با اینها روشن می‌کنیم. پدرشون رو در میاریم. اینها از اون هندی‌زاده که از هند اومد اینجا خودش رو امام نامید. فریب داد. انقلاب رو سرقت کردند. اون عوامل استعمار به اینها کمک کردند اینها رو بر ما مسلط کردند

نابودشون می‌کنیم / فکر کردین. کم چیزی قدرتی هستیم

ببخشید احساساتی شدم/ یادتون باشه عمق درونم بود. قلبم/ روحم/ ما رو آزرده کردند. مملکت ما را از بین بردند / ویروس کرونا را بجونمان انداختند / آلودگی هوا رو آوردند. نفس نتونیم بکشیم/ عمدی... . نامفهوم به‌خاطر تحریم این... . نامفهوم... نابجاشون رو باید تو حلقوم خودشون می‌ریختیم. ریختن تو صنایع. دو دوزه‌بازی / از اونور نمی‌دونید رفتند سازمان انرژی هسته‌یی که آی دود مردم رو خفه کردم مردم ناراضی‌اند / مردم دارند از بین میرند. آی به ما اجازه بدهید انرژی هسته‌یی بمب هسته‌یی بسازیم

آقا چرا نمی‌خواهید بفهمید / با این حقوق‌بشر کجاست / سازمان ملل کجاست / مردیم. زندگی نکردیم. اصلاً نمی‌دانیم مفهوم زندگی چیه

اون زندگی سگیه اون هنرپیشه اون نمیدونم چارلی چاپلین رو به‌خاطر میارم

زندگی سگی بهتر از این زندگی که ما داریم چی برای ما به‌وجود آوردید / لعنت بر شما لعنت بر مماشاتتون لعنت برخودتون

می‌بینید می‌بینید چه کردند با ما / مختل کردند زندگی مون رو / همه چیزمون رو از بین بردند / نه فرهنگ داریم نه انسانیت داریم / نه معرفت داریم نه کمال داریم هیچی نداریم / در خاتمه ما مزاحمتون شدم / یک شعری گفتم گفتم اگر دوستانم اگر توی اشرف۳ که دست و پاشون رو می‌بوسم / جون و مالشون رو گذاشتند ما هیچی نداریم/ ما نون نداریم بخوریم/ ما سفره‌هامون خالیه / همه چیزمون رو گرفتند بردند لبنان و سوریه و عراق و کوفت و زهرمار، یمن / فکر می‌کنید چه خبره

اینجا چه خبره/ اینجا مردم دارند می‌میرند از آلودگی هوا از کرونا می‌دونید کرونا را انداختند به جون ما که قیام نکنیم

من چه جوری بهتون بگم / لعنت بر شما لعنت بر دنیا خاموشید گوشهایتان کره.

گور پدر سازمان ملل / جمع کنید /ببندید/ این دکه است همون دکه دین‌فروشی که این آخوندها تو این مملکت به‌جا گذاشتند

خدا لعنتتون کنه چرا نمی‌خواهید بفهمید؟ چه کردید با ما

آی آلمان هی دستگاه شنود به اینها دادید هی دستگاه اینو دادید. بعد افتخار کردید که اقتصاد اول اروپایید / لعنت بر خدا لعنتتون کنه خدا از بین ببرتون لعنت بر شما

ببخشید من زیاد صحبت کردم میدونم خیلی کسا اونجان/ دردمندم مملکت ندارم آزادی ندارم / نمی‌تونم حرف بزنم/ می‌کشند می‌ریزند چهار صبح خونه‌ام / میریزن خونه فامیلها و اقوامم همه رو بردند از زن و بچه و کوچک و بزرگ ۴صبح چکار دارید می‌کنید/

به بچه‌های اشرف می گم من یک شعر گفتم همین الآن فی‌البداهه تو همین ده دقیقه قبل / خواهش می‌کنم بسازید

باید بفهمیم من و تو / یک حلقه مفقوده داریم/ برای یافتنش باید به پای اون جون بذاریم

میدونی اون حلقه مفقوده چیه

میدونی اون حلقه مفقوده چیه

آزادی / آزادی / خدا شاهده آزادیه آزادی

عاشق ایران کیه؟... نامفهوم... کیه؟ اونی که... . نامفهوم... جون داده و میده کیه؟

ما همه با هم هستیم / ملت بی‌شکستیم/ خوب می‌دونند آخوندها هر دری را شکستیم / تجارت نفت و خون زد و بند آخوندهاست

اونی که از آخوند راضیه خودش خودش رو فروخته قاطیه

ما همه با هم هستیم یک رود پرخروشیم / دشمن ما زبونه/ لباس رزم بپوشیم عاشق ایران هستیم

عاشق ایران هستیم/ عاشق ایران هستیم /

 

مسعود فرشچی:

بهنام عزیز من خیلی صحبت داشتم اما همین الآن یک پیامی به من رسید فکر کنم دیگه جای هیچ صحبتی نداره

سخنگوی مجاهدین به بهنام دماوند

دست مریزاد آفرین درود درود درود

من دوباره می‌خوانم برایت

سخنگوی مجاهدین به بهنام دماوند

دست مریزاد آفرین درود درود درود

 

صحنه‌های تکان‌دهندهٔ این همیاری تماس‌های هموطنان و همیاران و شورشگرانی بود که به‌رغم بیماریهای وخیم یا مشکلات جسمی و حتی از داخل بیمارستان بر شرکت و مشارکت در این همیاری تأکید می‌کردند و با سخنانشان موجب برانگیختگی سایر همیاران می‌شدند؛ فرهاد رزمندیی براستی دلاور با مقاومت و شوری مجاهد گونه به‌رغم رنج شدید بیماری و بی‌نفسی فریاد همراهی و ایستادگی سرداد و همه بینندگان و هموطنانی را که شاهد این صحنه بودند منقلب کرد.

فرهاد از کرج – ماهانه ۲۰۰هزار تومان

سیما خدابخش: فرهاد از کرج پای خط هستند سلام می‌کنیم به فرهاد بفرمایید سلام علیکم بفرمایید

فرهاد از کرج: سلام خواهر سلام به مهمانتان برادرشریف ببخشید من ریه هایم اذیت می‌کنه نمی‌تونم صحبت کنم بیشتر. خسته نباشید برادربه امیدپیروزی، به امیدپیروزی شما. خسته نباشید. من یک کمک ۱۰۰تومان ماهیانه ویک برادر دیگر۱۰۰تومان دیگر ماهی ۲۰۰تومان تقدیم می‌کنم البته به‌دلیل ناراحتی ریه نمی‌تونم صحبت کنم

برادر شریف: درود بر شما خودت خسته نکن فرهاد عزیزم. قربون آن ریه‌های تو من برم خودت رو خسته نکن عزیزم صدایت را شنیدیم صدایت را شنیدند عالمی شنید. عالمی فهمید چه قهرمانانی به‌رغم این جنایت این رژیم ضدبشر آخوندی و این واقعاً قتل و عامی که باین کرونا می‌کنه در ایران هستند واقعا چه شهادتی بالاتر از حضور شما در این برنامه فرهاد عزیزم واقعاً ای کاش میتونستم ریه‌ام رو تقدیم شما بکنم چکار میتونستم بکنم. به‌قول برادرمسعود وقتی اینطوری کرونا ولایت کشتار می‌کنه هر کسی خجالته

فرهاد-خاک پایتون بشم من

برادر شریف: من خاک پای تو هستم عزیزم قربون تو برم من الهی انشاالله که یک‌روزی در ایران خدمتت برسیم واقعاً چقدر قهرمانی چقدر شجاعی الآن همه مجاهدین برای سلامتی تو دعا می‌کنند همه مردم ایران برای سلامتی‌ات دعا می‌کنند درود برتو خودتو خسته نکن عزیزم

فرهاد: انشاالله قربون خاک پایتان بشم الهی، خاک پایتان بشم الهی، به امید پیروزی انشاالله. خداحافظ برادر شریف

برادر شریف: خداحافظ فرهاد عزیزم به خدا من و همه ما پیروزی را توی همین نفس‌هاتون می‌شنویم که با اراده مجاهدی تو به‌رغم بیماری اینچنین داری فریاد میزنی و صدایت رامیرسانی به جهانیان درود کمکی که تو و برادرت می‌کنید این کمک بر بالاترین نقطه همه کمکهایی که به سیمای آزادی میشه قرار میگیره و واقعاً قدر و شانش از هر کمک دیگری بیشتر هستش خواهش می‌کنم مواظب سلامتی خودت باش و دیگر صحبت نکن، خواهش می‌کنم به ریه هایت فشار میاد تقاضامی‌کنم تمنا می‌کنم التماس می‌کنم صحبت نکن

فرهاد: به خواهر مریم سلام مرا به برادرمسعود برسان برادرشریف

سیما خدابخش: من هم تشکر می‌کنم ازفرهاد برایتان دعا می‌کنم دعاسلامتی انشاالله سلامتی‌تان راهر چه زودتر بدست بیاوریدموفق باشید خدا حفظ و حافظ‌تان باشه

برادر شریف: خداحافظ خداحافظ

فرهاد: خداحافظ شما به امید پیروزی انشاالله خداحافظ برادر شریف

 

 

تماسهای منقلب کننده از داخل میهن اشغال شده البته هم‌چنان ادامه داشت. بسیاری از هموطنان هم که چندین و چند ساعت و بعضاً به‌مدت چند روز خستگی‌ناپذیر برای وصل ارتباطشان با سیمای آزادی پشت خط منتظر می‌ماندند؛ تأکید می‌کردند که «گلریزان خستگی ندارد».

غزال از تبریز

- تا پای جان بر روی عهدی که بستیم خواهیم ماند. از آن ماست پیروزی از آن ماست فردا مرگ بر خامنه‌ای درود بر رجوی.

فرامرزیار از تهران

-درود می‌فرستم به شیر بیدار، به این مرد بزرگ درود فراوان می‌فرستم به‌صورت ویژه، به‌خاطر این‌که از این خاک امثال مسعود رجوی هر هزاره‌ای یکبار بروز و ظهور می‌کنن. پدیده‌یی که توسط محمد حنیف‌نژاد کشف شد و به مرور زمان به اسطوره تبدیل شد. الآن گرداننده یک مقاومت بزرگ و دوران سازه که نداریم در تاریخ معادل و مشابهش رو می‌خوایم با کی مقایسه‌اش کنیم؟ با چی مقایسه‌اش کنیم؟

مرتضی- زنجان:

سلام و عرض ادب خدمت هم‌رزمانمان در ایران و عرض ادب به هم‌رزمانمان در اشرف۳ و هزاران سلام و درود به رهبر مقاومت‌مان خواهر مریم رجوی. ما در ایران و میهن عزیز مان چه دردها که نمی‌کشیم هم از طرف بیماری هم از نبود مایحتاج خوب و کافی نبوده... . . اما من هم می‌خواهم در این جشن بزرگ همیاری سهیم باشم و از همه آزادیخواهان و همرزمان در جای جای دنیا و ایرانمان تقاضا دارم که دست در دست هم بدهیم می‌توانیم کمک بزرگی برای ایران آباد داشته باشیم و ما را از دست این رژیم پلید که همه چیز ما را به غارت برده است و به کمک هم ایران عزیز مان را آباد و به آزادی مطلق برسانیم من هم یک فرد معیوب هستم و معلول ولی از دستم همین میاید که باید می‌کردم با تشکر

مجید از قوچان

برادران مجاهد انشا الله که همیشه پایدار باشید ما در ایران دیگر از دست این رژیم جنایتکار آخوندی خسته شدیم صبرمون لبریز شده کارد به استخوان رسیده ما جرقه قیام را در ایران به‌زودی خواهیم زد با همت کانونهای شورشی با آرزوی این‌که بتوانیم هر چه زودتر برادر مسعود را به خراسان بیاوریم مردم عزیر سیمای آزادی که چراغ روشنی بخش خانه‌های مردم مظلوم و صدای آزادیخواهی مردم است را یاری کنید

 

اردشیر ازرشت

من اردشیر هستم از گیلان استانی که در سال۵۸ افتخار میزبانی برادر مسعود شیر همیشه بیدار را داشت از اینجا سلام می‌کنم از شهر سردار جنگل به همه خواهران و برادران مجاهدم در اشرف۳ و به همه اشرف‌نشانها در سراسر جهان. کانونهای شورشی و قهرمانان در سراسر ایران که روزگار این نظام آخوندی را سیاه کرده‌اند. شاه سلطان ولایت مرگت فرا رسیده مرگ بر خامنه‌ای درود بر رجوی واقعاً خسته نباشید و دمتون گرم از زحمتهای شبانه‌روزی شما و برای آزادی مردم ایران بی‌نهایت سپاسگزارم روزی بشود تمام مردم ایران مجاهد بشوند برای پس گرفتن ایران همان‌طور که سردار موسی خیابانی گفت مجاهدت تمام شدنی نیست و پایانی ندارد آزادی از آن ماست پیروزی از آن ماست فردا. برای همه دست‌اندرکاران و برنامه همیاری شماره ۲۵ آروزی موفقیت دارم خدا نگهدار همگی شما و سلام گرم مرا به خواهر مریم و برادر مسعود شیر همیشه بیدار برسانید. برای استمرار برنامه سیمای آزادی یه چیز ناقابلی تقدیم می‌کنم هر چند ناچیز هست. تقدیم بر سیمای آزادی مرگ بر خامنه‌ای درود بر رجوی

 

عرفان – کرج

من به‌عنوان عضو کوچکی از خانواده مجاهدین و خدمتگزار خلق در کانون شورشی با سیمای آزادی اعلام همیاری و حمایت می‌کنم در آستانه سرنگونی نظام جهل و جنون و مجازات سران قاتلش از جمله خامنه‌ای جنایتکار و قاتل، غاصب، قاتل، مجنون و دیوانه از همین جا و همین تریبون به تمامی هموطنان داخل و خارج از کشورم و همه مبارزین و خدمتگزاران خلق و کانونهای شورشی اعلام می‌کنم پیروزی از آن ماست آینده از آن ماست زنده باد خلق زنده باد برادر مسعود.

 

مادرشهید قیام آبان از مشهد

من یکی از مادران شهدای قیام آبان ۹۸ از شهر مشهد هستم می‌خواستم که اعلام همبستگی خودم را از کانونهای شورشی و برنامه همیاری سیمای آزادی اعلام کنم چرا که سیمای آزادی صدای کانونهای شورشی و صدای تمام آزادیخواهان و صدای تمامی شهدای قیام هستند که خون پاک شون را نثار آزادی ایران کردند و تا روز آزادی ایران از شر این ستمگران ما پشتیبان و حامی این سازمان و این مقاومت هستیم درود بر برادر مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران و سلام بر مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران مرگ بر اصل ولایت فقیه موفق و پیروز باشید.

 

در این میان حضور و تماس‌های زنان شورشگر و پیشتاز از داخل ایران نیز بسیار چشم‌گیر و انگیزاننده و حاکی از نقش راهگشای دختران و زنان میهنمان در مقاومت برای رهایی میهن بود.

 

نسرین- شیراز

درود به برادر مسعود شیر همیشه بیدار، درود به خواهر مریم و همهٔ مجاهدینی که تلاش می‌کنند که حکومت آخوندی رو از ایران بر دارند. ما همه جور حمایت می‌کنیم از آرمانهای سازمان مجاهدین.

 

محبوبه- کرج

من خودم یک کانون شورشی هستم یک کانون شورشی بی‌قرار بی‌قرار آزادی بی‌قرار دیدار شما عزیزانم در ایران من اینجا تعهد می‌دهم که فعالیت‌هایم را این‌قدر بیشتر کنم تا این ضحاکان دوران را هر چه زودتر سرنگون و سر به نیستشون کنیم تا شیر همیشه بیدارمون برادرمسعود عزیز را در ایران در کنار این خلق ستمدیده ببینیم برادرمسعود عزیزم اگه صدای منو می شنوی بهت میگم جانم را برای آرمانت فدا می‌کنم و من حاضرم حاضر حاضر حاضر من مبلغ ۵میلیون و ۵۰۰ هم به سیمای آزادی هدیه می‌کنم یک تحفه درویشی بیش نیست

 

سمیه – شیراز

شک ندارم که آینده ایران را ما زنان می‌توانیم بسازیم و این حکومت جنایتکار را سرنگون کنیم. می‌توان و باید ایران خودمان را آزاد کنیم. مرگ بر خامنه‌ای زنده باد ارتش آزدی.

 

پروانه - مشهد

به‌عنوان یک کانون شورشی می‌خواستم بگم که، ما زنان مبارز ایران‌زمین برای نابودی این رژیم؛ این رژیم خون‌ریز که بیش از ۴۲سال تاریکی و ظلمت رو بر ایران حاکم کرده با جون و دل برای مبارزه تا آخرین نفس با شما همراه هستیم و تا سرنگونی این رژیم آخوندی خیانت‌بار لحظه‌ای آروم نمی‌گیریم.

و هم‌چنین تشکر از شما می‌کنم که انعکاس صدای در گلو خفتهٔ ایرانیان عزیز هستین و به گوش جهانیان میرسونین.

 

ملیسا -قم

می‌خواستم از این فرصت استفاده کنم و به همه بگم که مسئولیت آزادی به‌عهده ماست فقط باید اراده کنیم.

من در قیامهای ۹۶ و۹۸ شرکت کردم. دیدم مردم ما چه انگیزه‌ای برای بیرون کردن این جلادان دارند. ما سالهایی که برای آزادی داریم خون میدیم باید بگم هیچ مانعی نمی‌تواند جلوی خواسته‌های ما را بگیره، باید کانونهای شورشی را هر چه بیشتر در سراسر کشور گسترش بدیم تا قیام بعدی را قیامی برای ریشه‌کنی آخوندهای ضدبشر تبدیل کنیم. همان‌طور که آقای رجوی گفتند شورشگران پیروزی می‌سازند. من هم می‌خواستم از طرف خودم یک میلیون تومن برای استمرار صدای آزادیخواه مردمون تقدیم به صدای آزادی کنم

 

خواهر مجاهد زهرا مریخی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران، با تبریک به‌مناسبت برگزاری موفقیت‌آمیز بیست و پنجمین گلریزان همیاری، از عموم شرکت‌کنندگان در این همیاری، به‌خصوص زنان و مردان شورشی از نقاط مختلف ایران که با پذیرش بیشترین مخاطرات با سیمای آزادی تماس گرفتند، قدردانی کرد و گفت: شما در این کهکشان بیادماندنی فراتر از همیاری با سیمای آزادی، با شعارهای مرگ بر خامنه‌ای، درود بر رجوی، خشم و انزجار مردم از رژیم ضدبشری آخوندی و حمایت فراگیر مردمی از مجاهدین و رهبری مقاومت را به نمایش گذاشتید و به مظهر اراده عمومی و همبستگی ملی برای سرنگونی این رژیم تبدیل کردید. از فرهاد تبدار در کرج تا بهنام شورشی در دماوند از دختران رزم آور در تهران و قم و مشهد و شیراز تا جوانان شورشگر در سراسر ایران همه یک پیام داشتند، با تمام وجود و امکاناتشان آماده کارزار بزرگ سرنگونی هستند

مسئول اول سازمان مجاهدین با درود به اشرف‌نشانها در سراسر جهان که علاوه بر حمایتهای سیاسی و عملی و معنوی، به‌رغم شرایط بسیار سخت اقتصادی ناشی از کرونا و تعطیل بسیاری از مشاغل، فعالانه و سخاوتمندانه و با پذیرش بسیاری از محدویتها برای زندگی شخصی خودشان کمکهای خود را تقدیم سیمای آزادی کردند، تا صدای کانونهای شورشی و جوانان قیام‌آفرین و مردم محروم باشد، گفت آنها نشان دادند که هواداران مجاهدین و خانواده بزرگ مقاومت در خارج از کشور در پی رفاه و آسایش بیشتر و غرق شدن در ارزشهای بورژوازی نیست، بلکه به‌مثابه جبهه پشتیبان سیاسی و مالی این مقاومت سترگ و سراسری به وظایف خود عمل می‌کند.

 

افسانه از آلمان

من می‌خواستم از طرف خودم و همسرم فرهاد ماهوتچیان مبلغ ۱۵هزار یورو تقدیم حضورتون بکنم که هر یک یورو تیری باشد بر قلب خامنه‌ای دجال و جنایتکار.

 

شاهین از تهران

سلام عرض می‌کنم سلام به هموطنان عزیز

ما شورشیان سعی داریم که سیاسیه در ایران را از بین ببریم دیکتاتور سعی دارد اعتراضها را سرکوب کند یا ماندن در قدرت منصفانه دست به وحشی‌گری کارهای غیرانسانی بزند. اما ما شورشیان ما مردم ایران تن به ذلت نمی‌دهیم و تا جان داریم با تمام قدرت مبارزه می‌کنیم.

ماهان از تبریز

خواهش می‌کنم با سلام و ارادت قلبی محضر دست‌اندرکاران و گردانندگان گرانقدر و ارجمند، سیمای آزادی و هم‌چنین تبریک فرار رسیدن آزادی برادر مسعود رجوی نامفهوم در پشت مجاهدین بایستیم به امید خدا نظام فاسد آخوندی به‌زودی متلاشی خواهد شد.

مسعود از فرانسه-۵۰۰۰یورو کمک جمعی

سیمای آزادی دانشگاه انقلاب و مبارزه برای آزادی است. ما هم از بودن در کنار این مقاومت خونبار به خود می‌بالیم و به امید این‌که همیشه لیاقت این رهبری و مبارزه تا پیروزی نهایی داشته باشیم خاک پای همگی شما قربان شما.

میترا هرسینی از آلمان-۵۰۰۰یورو

ما تصمیم گرفته‌ایم تا کمکهای خودمان را چند برابر کنیم جای چند خانواده ایرانی را که الآن در شرایط و مشکلات وخیم مالی به‌سر می‌برند آن هم در ایام سخت کرونا هستند پر کنیم.

سارا از تبریز

درود بر شما سارا هستم از تبریز. دیار ستار خان حنیف کبیر و سردار موسی خیابانی. درود می‌فرستم بر روان پاک گلهای سرخ قتل‌عام تابستان ۶۷ از جمله خواهر شهید م و درود بی‌کران بر خواهر مریم عزیزم که برحق منجی و رهایی بخش ایران در بند است و شیر همیشه بیدارمان برادر مسعود عزیز که گرمابخش دلهای فرزندان ایران. . جان برکف تا طلوع خورشید رهایی بر بام زیباترین سرزمین ایران حاضر حاضر حاضر

سیف‌الله از ارومیه

من سیف‌الله. من خودم به‌عنوان یک کانون شورشی خیلی خیلی احساس نیاز می‌کنم به سیمای آزادی وبا تمام وجود پشتیبان اون هستم و باعث افتخار من است. و همینجا به خلق قهرمان ایران میگم که ما کانونهای شورشی تا آخرین نفس و آخرین قطره خون برای آزادی ایران مبارزه می‌کنیم و از همه می‌خواهم که از سیمای آزادی پشتیبانی و حمایت کنند. خدا انشاءالله خواهر مریم برادرمسعود را برای ایران و برای این خلق اسیر حفظ کند. اللهم ‌النصر المجاهدین

عزیز هم وطن لر و همشهریلر مجاهدین خلق ایران‌نان حمایت الین تنها حامی مردم ایراندلار

مرگ بر خامنه‌ای درود بر رجوی حاضر حاضر حاضر

بهار از تهران

درود بر مهمان عزیز شما و درود بر مردم قهرمان رنجدیده ایران. درود بر ارتش آزادیبخش. بسیار خوشحالم که با شما صحبت می‌زنم در بیست و پنجمین گلریزان سیمای آزادی. سیمای آزادی پنجره امید تک‌تک خونه‌های ماست. از طرف همه هواداران مجاهدین و خانواده شهدا چشم به‌راه ارتش آزادیبخش ایران برای رهایی ایران عزیز از دست دژخیمان خونخوار و ضحاک زمانه هستیم. پیشاپیش ۳۰دی روز آزادی برادر مسعود شیر همیشه بیدار را به همه شما تبریک میگم درود بر مقاومت به امید دیدار تک‌تک شما در ایران آزاد

 

اعظم از تهران

سیمای آزادی چراغ روشنایی خانه ماست با جان و دل از آن حمایت می‌کنم و با سلام به خواهر مریم عزیزم که همه ما منتظر دیدنش در ایران ستمزده هستیم و برادر مسعود جان جانانم که با هدایت او رژیم را سرنگون می‌کنیم و این مجاهدین هستند که با کانونهای شورشی ارائه قیام را نوید می‌دهند و من با آنها همیاری می‌کنم و می گویم حاضر حاضر حاضر

علیرضا از تهران

شما چراغ واقعاً راه ما هستید امیدوارم بتوانیم با کمک یکدیگر ما هم از زیر ظلم و ستم این حکومت به‌خوبی بدر بیاییم. من هم به سهم خودم در این کمک‌رسانی ای کاش می‌توانستم خیلی خیلی خیلی زیاد و از راه نزدیک این کار را انجام می‌دادیم و از صمیم قلب آرزوی آزادی این میهن را خواستارم خیلی خوشحال شدم که تونستم با برادر شریف به‌خوبی صحبت کنم یکی از آرزوهام بود و برای تک‌تک این مجاهدین من آرزوی سلامتی و پیروزی دارم.

افسانه از سوئد -۶۲هزار کرون کمک جمعی

اجازه می‌خواهم که سیمای آزادی را سیمای عشق وصف کنم.

سیمای عشق- نفس گرم زندگی سوز و سرمای زمستان کودک خسته کار بر سر سفره خالی نقش مرگ است باقی

جغد شومی است سالیان دراز در نماد شاه و شیخ جای شیر بنشسته است آری اما اینک فریاد خشم خلق شعله‌های آتش می‌ریزد بر سراپای فقیه در دل شب

فریده از هلند ۱۶هزار و ۴۵۰یورو کمک جمعی

کمک جمعی به‌مبلغ ۱۶هزار و ۴۵۰یورو تقدیم حضورتون بکنیم برگ سبزی است تحفه درویش.

سارااز تهران – یک میلیون و ۶۰۰هزار تومان

من به‌عنوان یک کانون شورشی از تهران با شما تماس می‌گیرم وظیفه خودم می‌دانم که برای آزادی خلقم هر چه در توان دارم همراه با پیشتازان مردم ایران تلاش کنم برادرمسعود گفتند که وقتی چاه باطل آخوندها اینقدر عمیقه پس باید قله ستیغ حق هر چه رفیع‌تر باشه

من هم خطاب به برادر مسعود میگم شیر همیشه بیدار خدا ترا نگهدار انشاالله به‌زودی خاک ایران با قدمهای شما مزین بشه و می‌خواهم بگم برادر اسمم را بنویس درود می‌فرستم به خواهر مریم مهر تابان آزادی، خواهر مریم دستهای زنان رنجدیده ایران دستهای گرم وبا محبت شما را می‌خواهد تا التیام پیدا کنه

حسین یعقوبی از آلمان – ۶هزار و ۳۴۰یورو کمک جمعی

هر ایرانی میهن‌پرستی که دل در گروی آزادی میهن داره در همین همیاری با سیما و مجاهدین خلق و کانونهای شورشی است که جایگاه خودش را در رزم و پیکار مشترک ملی برای آزادی میهن پیدا می‌کنه و نه در وادی سرگردانیهای دیگر

شهرام گلستانه از کانادا-۵۰۰هزار دلار کانادا از طرف رسول

کمک یکی از هموطنانمان به نام رسول از کانادا را برادرمون رسول که از همیاران همیشگی سیمای آزادی بودند را به خدمت شما به‌مبلغ نیم میلیون دلار اعلام بکنم

محمدرضا از کرج-یک میلیون تومان

به‌عنوان یکی از اعضای کانونهای شورشی برای خودم وظیفه می‌دانم که در همیاری با سیمای آزادی شرکت کنم. و تا جایی که حتی جانم هم باشد خدمت کنم برایشان و من از ملت بزرگوار و قهرمان می‌خواهم که از سیمای آزادی که چشم و چراغ خانه هایمان است و برای من مثل هوا و اکسیژن می باشد از آن حمایت کنند

من از ملت شریف ایران می‌خواهم البته من کوچکتر از آنم که به آنها پیام بدم ولی خب دلم می‌خواهد از کانونهای شورشی حمایت کنید و بپیوندید سرنگونی نزدیک است و عرض کنم خدمدتون از تک‌تک مبارزین واقعاً من تشکر می‌کنم

مخصوصا از برادرمسعود و خواهر مریم که واقعاً واقعا دست‌مریزاد خیلی کار بزرگی کردند ما اینجا برایش افتخار می‌کنیم واقعاً افتخار می‌کنیم دست مریزاد

رژیم تا دندان مسلح را به ستوه آورده به زانو نشونده من از تک‌تک شما عزیزان که واقعاً همه چیزتان را در راه آزادی این مردم ایران که تحت ستم آخوندها ی دجال هستند فدا می‌کنید و کرده‌اید واقعاً سپاس گزارم از شما نمی‌دانم چطوری تشکر کنم از شما

در خاتمه یک پس‌انداز کوچکی دارم یک میلیون تومن تقدیم شما سیما می‌کنم خیلی نا چیز است خیلی ببخشید من خداحافظی می‌کنم

زیرنویس: مرضیه حیدری از نروژ-۲۱هزار و ۸۰۰کرون جمعی

باآرزوی نابودی کرونای ولایت و کرونای طبیعت با شرکت در گلریزان همیاری کمکهای جمعی را اعلام می‌کنم. جمع کل ۲۱۸۰۰ کرون. تقدیم به سیمای آزادی

مرگ بر اصل ولایت فقیه. زنده باد ارتش آزادیبخش ملی ایران

شادی از تهران-۵۰۰هزار تومان

این حکومت یک ذره به درد و مشکلات مردم ایران توجه نمی‌کنه. فریاد کشیدیم برای نجاتمون که واکسن کرونا تهیه کنید اما متأسفانه خبری نشد. پول برای عراق. لبنان. سوریه دارند اما برای خرید واکسن ندارند. چرا جان انسان‌ها برای شما ارزشی نداره؟ ‌ما چه گناهی کردیم. که باید به‌خاطردزدیهای شما آخوندها با هوای آلوده تهران زندگی کنیم. کرونا یکطرف. هوای آلوده یکطرف. جرم و جنایتهای آخوندها هم یکطرف. از اینجا به آخوندها میگم کور خوندید که به‌خاطر کرونا و آلودگی هوا ما را از تلاش و فعالیت برای سرنگونی باز دارید. از آن ماست پیروزی. از آن ماست آزادی. من سالروز آزادی برادر مسعود رجوی به مجاهدین و مردم ایران و کانونهای شورشی در سراسر ایران تبریک بگم و مبلغ ۵۰۰هزار تومان تقدیم سیمای آزادی می‌کنیم.

منوچهراز اتریش – ۲هزار و۲۰۰یورو کمک جمعی

واقعا احساس غرور می‌کنم خدا را شکر می‌کنم بهرحال همه انگیزه ما از داخل میاید از این مردم تحت ستم ولی شورشگر واقعاً

عباس از هلند – ۳هزار یورو کمک جمعی

این زمان و مکان رو می‌شکونه یعنی ما رو که به‌اصطلاح شما عنوان می‌کنید به خانواده بزرگ مقاومت وصل می‌کنه

علی از شیراز

سلام بر شما. علی هستم از شیراز شورشی می‌خواستم همبستگی خودم را با برنامه شما اعلام کنم. هر چند که واقعاً خودم از لحاظ مالی نمی‌تونم کمکی بکنم اما به‌نظر م رسید این تماس را با شما بگیرم و از همه هموطنانم که دارند صدای منو می‌شنوند درخواست کنم که به حمایت از سیمای آزادی بپیوندند چرا که صدای سرکوب شدگان و ستمدیدگان ایران. به امید پیروزی. به امید نابودی آخوندها امیدوارم هر چه سریعتر شر اینها کنده بشه از کشورمون

جمشید از انگلیس-۴۹هزار و ۶۹۰پوند کمک جمعی

این یکی دو ساعتی که الآن من اینجا منتظرم و صدای بچه‌ها را از داخل ایران می‌شنوم حرف برادر مسعود واقعاً به‌عمل نشست. هزار اشرف می‌سازیم واقعاً صداش انعکاس پیدا کرد. قول داده بودم که امسال ۳برابر پارسال کمک کنم که خواهم کرد. الآن یک سری کمکهای دوستان هستش که به‌صورت جمعیه من اعلام می‌کنم خدمتتون:

سعید نجاتی از هلند-۲هزار و ۲۸۰یورو کمک جمعی

در داخل ایران دختر بچه‌ای صدهزار تومان از قلکش کمک کرده و مادری هم صدهزار تومن کمک کرد.

منتهی این مادر یک نوشته‌ای دادن به من گفتن که برای شما بخونم. ما مردم ایران به تک‌تک شما فرزندان مجاهد و فداکار برای سرنگونی آخوندهای بی‌دین و جنایتکار برای ساختن ایران آینده نیاز داریم. من یک زن بیوه هستم و حقوق و درآمدی ندارم. با شرمندگی ناقابل صدهزار تومن به همیاری سیمای آزادی کمک می‌کنم می‌دانم این پول خیلی کم است ولی دلم می‌خواد هر طور شده در همیاری شرکت کرده باشم. به امید این‌که شما عزیزان را در خیابانهای ایران در آغوش بگیرم. و نابودی حکومت آخوندی در میدان آزادی جشن بگیرم. درود بر شما درود بر شما حاضر حاضر حاضر

 

عبدالرضا از نروژ-۵۸هزار و ۵۰۰ کرون کمک جمعی

سیمای آزادیم را میشه گفت مشعلی هست در این شام تاریک میهن که بر مردم ما متأسفانه چهل و یکی دو سال حاکمه، و این مشعلیه که ما در واقع وظیفمون هست هر چه فروزانترش کنیم

علی افشار از ایتالیا – ۲هزار و۳۵۰یورو کمک جمعی

همه می‌دانند که این رسانه ملی یکی از مستقل‌ترین رسانه‌های جهان است که فقط و فقط دست خودش رو به سوی هموطنانش دراز می‌کنه تا بتونه ادامه بده و مستقل باشه

کمال از نروژ-۲۵هزار کرون

اعلام می‌کنم همیاری که این بار مبلغ ناچیز بیست و پنج هزار کرون هست

آزاده عالمی از فرانسه – ۲هزار و ۴۰۰یورو کمک جمعی

در مقابل این همه فداکاری و از جان گذشتگی کانونهای شورشی در شرایط خفقان و سرکوب در مهین اسیرمون و رزمنده‌های مجاهد که از همه چیز خود در این راه گذشته‌اند و همه اونها را برای مردمشون میخوان کمترین کاری که از دست ما برمی آد اینه که برای استمرار و پیشبرد فعالیت‌های مبارزان راه آزادی پشتیبان مالی آنها باشیم

شبنم شعبانی از سوئیس -۵۶۰فرانک

به امید سرنگونی رژیم مرگ خامنه‌ای و سقوط نظامش

وجیهه از هلند – ۲۰۰۰یورو کمک جمعی

با سلام به خالقان سیمای آزادی، که با همین سیما ما را منزل به منزل از اشرف تا لیبرتی و تا اشرف۳ با خودشان همراه کردند که راه را گم نکنیم و تا می‌توانیم بر سر آخوندهای فاسد و جنایتکار بکوبیم.

سعید فرانسه- یک‌هزار و ۱۰۰یورو کمک جمعی

و چه افتخاری واقعاً که اجازه حضور در این رژه و بزرگ و شکوهمند سیاسی را به من کمترین دادید.

مصطفی - هلند -۳۰۰۰یورو کمک جمعی

در مجموع ۳۰۰۰یورو هر چند کمه ولی امیدوارم کمکی باشد به این سیما که به‌عنوان خونی در جریان این مقاومته که همه را تغذیه می‌کند

سعید – نروژ-۵۰۰۰۰کرون

سیمای آزادی همان دارایی بی‌جایگزین است که رابطه مردم با مقاومت را حفظ می‌کند.

دکتر محمدعلی شیخی- ۲۰۰۰یورو

خوب ارزشگذاری بر سیمای آزادی بی‌حد و حصره همه میگن و آخرینش همین دوستی که می‌گفتش مثل خونه که در تمام بدن انسان لازم باشه.

خواستم ضمن به‌اصطلاح قدرشناسی از سیمای آزادی تلویزیون ملی ایران برای برنامه‌های مختلفش به‌ویژه اخبارش، به‌ویژه پیامهایی که از جانب مسعود میاد یا از جانب خواهر میاد بهرحال می‌خواستم یادی بکنم از خود همسرم خانم معصومه جوشقانی که یکی از مشتریهای پر و پاقرص همیاری بود در تمام سالیان گذشته و در همیاری گذشته هم شرکت کرده بود بهرحال ضمن یاد کردن خاطره اون از طرف معصی مبلغ ۲۰۰۰یورو به همیاری کمک کنم باشه که به‌عنوان خاطره‌ای از معصی پس از فوتش به جا بمونه

محمد بهروزی-آلمان – ۴۰۰۰یورو کمک جمعی

خدمتتون عرض کنم سیمای آزادی چهره واقعی ایران است. صدای قهرمانان بزرگ ایران است مانند قهرمان ملی نوید افکاری، فروزان عبدی ملی‌پوش والیبال مون. حبیب خبیری ملی‌پوش فوتبال و صدها و صدها ورزشکار دیگری که با نام آزادی برای آزادی به دست رژیم سرفراز شدند بردارها و ما امروز وظیفه مان است که از آنها حمایت بکنیم.

اشرف- تهران

من اشرف هستم از تهران یکی از هزاران زن ایرانی مشتاق آزادی می‌خواستم حمایت خودم را به‌عنوان یکی از زنان کانونهای شورشی از سیمای آزادی اعلام کنم. سیمای آزادی که فریادرس مردم ایران هست. امروز هم که خامنه‌ای فتوا داد واکسن نخرید و این سیمای آزادیست صدای مردم که هر روز به دست این آخوندها قتل‌عام می‌شوند. درود به شما و تلاشتان. در پایان ما کانونهای شورشی با همبستگی و وحدت و اتحاد خواهر مریم و برادر مسعود را به ایران خواهیم آورد و به خواهر مریم می‌گوییم ما زنان چون شیر پشت برنامه شما هستیم. می‌توان و باید. می‌توان و باید ایران را از دست آخوندها نجات داد. زنده باد آزادی

شهلا – سمنان

سلام خدمت شما آقای کلانی.

مجری: درود بر شما

شهلا: سلام می‌کنم خدمت شما عزیزان و درود می‌فرستم بر مجاهدان راه آزادی من یک کانون شورشی هستم از سمنان تبریک میگم بیست و پنجمین همیاری سیمای آزادی را به شما عزیزان. و همیاران سیما و مقاومت و درود می‌فرستم به عزیزانی که با کمک هایشان به هر طریق چراغ سیما را روشن گذاشتند چراغی که نور امیدی بر دلهای مردم ستم دیده و دردکشیده ایران هستش. چراغی که هدایت گر و امید بخش که همیشه به خودت این اطمینان را میدی که سیما صدایی هستش که صدای مردم ایران است صدایی پر از راستی و صداقت است صدای فریاد مردم ستمدیده ایران است که بگوش جهانیان میرسه. و صددرصد با همین کانونهای شورشی و این مقاومت آزادی را بدون شک به مردم ایران برمی‌گردونیم.

 

بیست و پنجمین همیاری ملی با سیمای آزادی

کهکشان همراهی هموطنانمان و رژه شورشگران برای آزادی

در سراسر میهن اشغال‌شده و ۲۶کشور دیگر

 

تأسف و تلخکامی هموطنان از سیاست جنایتکارانه رژیم در فاجعهٔ کرونا

و خاطرنشان کردن نقش مقاومت با اطلاعیه‌های روزانه و آمار سراسر کشور

در برابر پنهان‌کاریهای مجرمانه رژیم

 

شوق و امید از پیشرفتهای مقاومت

و جنبش‌های اعتراضی علیه حکومت آخوندی

 

کمکهای مادران و پدران دردمند

کارگران و زحمتکشان تنگدست

پناهندگان ایرانی در کشورهای مختلف

متخصصان، پزشکان و کارشناسان برجسته

برای استمرار طنین صدای قیام و آزادیخواهی

 

پیام خانم مریم رجوی

مشعل آزادی به شما نسل جوان و پیشرو سپرده شده

این افتخاری بزرگ است که باید با رزم شما کانونهای شورشی

و جوانان شورشگر در هیات ارتش آزادی به مقصد پیروزی برسد

 

هموطنان و یاران شورشگر و اشرف‌نشان از کشورهای مختلف جهان از جمله، آلمان، آمریکا، استرالیا، اسپانیا، انگلستان، ایتالیا، ایرلند، امارات، بلژیک، ترکیه، دانمارک، رومانی، سوئد، سوئیس، عراق، فرانسه، فنلاند، قبرس، کانادا، لوکزامبورگ، نروژ و هلند، ضمن تماسها و کمکهایشان به سیمای آزادی، بر فشردگی تماس‌های هموطنان داخل کشور در همیاری ۲۵ و به‌ویژه بر تماسها و پیامهای کانون‌های‌شورشی، به نشانه گسترش فزاینده پیام مجاهدین و استراتژی ارتش آزادی در جامعه و حمایت عموم اقشار و ملیت‌ها، به‌ویژه کارگران و زحمتکشان تأکید می‌کردند.

هموطنانمان در تماسهایشان که در تمامی ساعات از ۴قاره پیوسته ادامه داشت، به‌رغم ساعتها ماندن در پشت خطوط ارتباطی، همواره تماسهای داخل کشور را بر خود مقدم دانسته و در این کارزار همبستگی و همیاری به راستی خستگی نمی‌شناختند.

 

محمود - ایتالیا

برادرحبیب: محمود جان چرا نرفتی بخوابی، سلام عرض می‌کنیم تا این موقع نخوابیدی واسه سلامتت ضرر دارد.

رحیم: خواهش می‌کنم الآن همیاری گلریزان که خواب ندارد شبانه روز همه‌اش گلریزان است.

آرش مؤمنی –اتریش

درود می‌فرستم به کانونهای شورشی قبل از همه، که روشن نگهدارنده شمع قیام در این روزها که آخوند و پاسدار، می‌خواهند یاس و ناامیدی را به خانه‌ها بیاورند و شعله‌ورکننده آتش و شعله‌های ایران در روزی نزدیک که قیام براندازی در همه شهرهای ایران شکل گیر می‌شود هستند و درود می‌فرستم به رهبر مقاومت مسعود رجوی که هوشیارتر از همه و بیدارتر از همه رو در روی ولی‌فقیه مثل همیشه حاضر شد و باز هم مهر باطل به فتوای مرگ هموطنانمان را توسط آخوند علی خامنه‌ای زد، که از شنیدن پیامش هیچ آزادیخواه واقعی سیر نمی‌شود... ...

در رابطه با برنامه گلریزان سیمای آزادی اگر بخواهم بگویم فقط یک‌کلام قبل از هر چیز این‌که در جهت شفافیت در رابطه با استقلال مالی سازمان پرافتخار مجاهدین، هر چقدر که تلاش از اعضا و کادرها و هوادارهای سازمان مجاهدین می‌کردیم همه‌اش یکطرف، این سه روز برنامه یکطرف که به‌نظر من بیشتر از ده سال و شاید بیست سال تاثیر خودش را دارد. باید به هر کسی که ابهام دارد و برایش سؤال پیش می‌آید که هزینه این جنگ از کجا تأمین می‌شود باید گفتش که بفرمایید این برنامه، این سه روز برنامه را اگر سرنگونی و رهایی کودکان کار و رهایی زنها و مادران ستمدیده و کارگرانی که حق و حقوشان را بهشان نمی‌دهند و شکنجه می‌کنند برایتان مهم است، اگر واقعاً می‌خواهید بدانید که اپوزیسیون کی است و چه جور می‌جنگد و هزینه مالی‌اش از کجا برقرار می‌شود و اهل جنگ هستید بفرمایید این سه روز برنامه. این عواطفها، این احساسها، این فداکاریها و این مبالغ، اگر نظیرش را نه فقط در رابطه با اپوزیسیونهای ایران در هر کجای جهان پیدا کردید بیایید به ما نشان بدهید ما پشت شما می‌آییم برای سرنگونی این نظام ضدبشری ولی‌فقیه.

جهانشاه جهانشاهی از انگلستان

این سیمای آزادی به‌نظر من سیمای زحمتکشان است صدای گرسنگان است صدای محرومان است صدای گورخوابها است. صدای کانونهای شورشی است. صدای شهدا هست صدای شهدای قیام ما است. ما هر چند از وطن خود دور هستیم اما قلبمان با شما است و در اینجا یکصدا با شما هستیم و هر چقدر بتوانیم صدای دربند شدگان هستیم صدای زندانیان هستیم صدای شهدا هستیم. من چقدر خوشحال هستم که از چشمه جوشان و زلال مجاهدین خلق یک جرعه‌ای نوشیدم.

ماسیس – آمریکا – ۲هزار و۸۰۰دلار کمک جمعی

ماسیس: با سلام منم ماسیس هستم یک ارمنی ایرانی که افتخار می‌کنم چندین ساله همراه با خواهران و برادران مجاهدم به هرحال در جمع شما هستم دیگه حالا عاشق شماها هستم من نمی‌دونم چرا اصلاً عاشق شما شدم.

برادربهنام: ما مخلص شما هستیم.

ماسیس: این ۴ روزه من دارم در جاده‌ها رانندگی می‌کنم میرم میام و این کهکشان گلریزان همیاری را که از ایران واقعاً این کهکشان کانونهای شورشی منفجرش کردن این گلریزان امسال را واقعاً چقدر زیبا بود واقعاً چقدر من اشک ریختم برادر بهنام.

شما اشکهایت جمع می‌شد توی چشمت من هم اشک می‌ریختم برادرشریف اشکهایش جمع می‌شد من هم اشک می‌ریختم بچه‌ها میامدند می‌خندیدند من هم می‌خندیدم یک هیجان عجیبی بود امسال این این این جشنواره اصلا واقعا این گلریزان واقعاً لذت بردم... . جای هیچ‌کس توی این مقاومت خالی نمونده و همیشه نسل‌های بعد اومدن پر کردن مثل همین نسلی را که امسال الآن توی ایران در لوای کانونهای شورشی بچه‌های دانش‌آموز ۱۶ساله امیر از بلوچستان مهدی از همدان آرمان از رباط کریم اصلاً یعنی موهای تنم سیخ سیخ می‌شد... . افتخارمی کنم سرباز مسعودم افتخار می‌کنم از دور را دور آموزشهایی را دیدم از انسانیت از شرف داشتن مثل این حرامیان و کفتاران مزدوری که توی تلویزیون ها و یا بعضی رادیوها هستند که از خون جوانان مجاهد شهدای مجاهد سو استفاده می‌کنند.

مثل حرامی کفتار صفتی مثل مصداقی و آن عباسی حرام‌زاده و سوء‌استفاده میخوان بکنند و مجاهدان نمی‌گذارند خدا را شکر من از روز اول شرف و انسانیت را انتخاب کردم... افتخار می‌کنم در کنار مجاهدین هستم و این عملی که صدا و سیما داره انجام میده تو این ثالثی به‌گفته فردوسی فرهنگ اصیل و زیبای ایرانی را از فرهنگ ارتجاع آخوندی جدا کرد از فرهنگ هرزه آخوندی و ارتجاعی جدا کرد و فرهنگ اصیل ایرانی را دوام بخشید و نگهبانی کرد زندانیان سیاسی از داخل زندان از داخل زندان اوین از زندان مرکزی ارومیه از گوهردشت از زندان فشافویه پیام می‌دهند یعنی این صدا ببینید به کجاها داره میره.

 

همیاران سیمای آزادی، از تلویزیون ملی به‌خاطر بازتاب خبرهای فاجعهٔ کرونا و پنهان‌کاریهای رژیم و نیز انتشار روزانهٔ آمار جانگذار قربانیان و اخبار پیشروی‌های مقاومت و جنبش اعتراضی مردم ایران علیه رژیم ولایت فقیه صمیمانه قدردانی کردند. آنها که با فداکاری بی‌نظیر و بعضاً در شرایطی بسیار دشوار موفق به‌وصل ارتباط با سیمای آزادی از داخل کشور می‌شدند، با بذل اعتماد و مهر و محبتی بی‌دریغ، تلویزیون ملی ایران را «صدای قیام» و «کانونهای شورشی»، پیام‌رسان «شهیدان»، «انعکاس صدای در گلو خفتهٔ ایرانیان»، «چراغ خانه‌های ما و خانهٔ بزرگ ما ایران» «منعکس‌کنندهٔ درد و رنج مردم به‌گروگان گرفته شدهٔ ایران» و «نوری که امید و شور و شوق را به دلهای و خانه‌ها می‌آورد» توصیف کردند و این، مزید بر افتخار و مسئولیت ماست و در این خصوص با یکایک یاران و همرزمان پیمان می‌بندیم.

 

ندا- شیراز –دو میلیون تومان

با سلام پر از عشق به شما و به خواهر مریم عزیزم، که با هر ذره از وجودم آرزو دارم که از نزدیک ببینمشون و بگم بهشون که عاشقشم. خیلی خوشحالم از دیدنتون مرسی که هستین این بودنتون این نور امیده برای هر قلب خسته از تاریکی وجود شما نه تنها امید به پایان زمانه ظلم رو رو زنده نگه داشته بلکه به همه روز جشن و آزادی رو نوید میده زنده باد آزادی زنده باد عدالت درود بر شهیدان راه آزادی و من ناقابل ۲میلیون قرض کردم که تقدیم کنم به سیمای مقاومت ماهیانه قسطشو پرداخت می‌کنم ممنونم از همه شما.

 

آنا – تهران

سلام به شما و بینندگان محترم من آنا هستم از تهران اولاً از شما تشکر می‌کنم که صدای ما مردم ایران را به گوش تمام دنیا می‌رسانید در واقع واقعاً سیمای آزادی تنها شبکه مردمی ایران است که می‌تواند صدای مردم را به کل دنیا برساند. من خودم از خبرنگاران سیمای آزادی هستم که این روز را به‌خصوص بعد از این‌که خامنه‌ای جنایتکار واکسن را به‌خاطر این‌که واکسن را از آمریکا و انگلیس ممنوع کرد چهره واقعی این حکومت را برای همه بیشتر برای همه مردم بیشتر نمایان کرد. تو این وضعیتی که گرانی بیداد می‌کند و مردم نمی‌تونند مشکلات خود را حل کنند هر روز دزدی‌ها و اختلاس‌ها حکومت ها بیشتر میشه تنها راه نجات مردم حل مشکلات مردم آزادی ایران است. که انشاالله با کمک مجاهدین با کانونهای شورشی نیروهای جنبش، جنبش آزادی جنبش بتونیم این امکان را برای مردم فراهم کنیم.

پروانه – کانادا -۲۲هزار و ۴۰دلار کمک جمعی

شخصا خود من احساس می‌کنم که کانونهای شورشی از داخل ایران اینها واقعاً بهترین واکسن ها را تزریق کردند به ما و آن همان امید و ایمان به سرنگونی بود راستش من خودم همیشه یک قدم جلو نیم قدم عقب این برایم خیلی سخت بود که باور کنم که می‌شنیدم زندان و شکنجه بچه‌هایی که شهید می شوند ولی می گفتم آخر با این اهریمن با این غول با این اژدها بچه‌ها دست خالی چه جوری آره کانونهای شورشی هست ولی کافی نیست کم هستند اینها اقلیت هستند ولی واقعیتش اصلاً دیگر شک ندارم برو برگرد ندارد آخوندها کارشان تمام هست سه نسل سه نسل و واقعیت یکی دیگر خودم از کم‌کاریهای خودم واقعاً شرمنده‌ام به شما تعهد می‌دهم اعلام آماده حاضر حاضر م را با شما تجدید عهد وپیمان می‌کنم و از اول گفتم چهل سال پیش تا روز سرنگونی هنوز هم هستم و خدا را شکر می‌کنم چقدر ما خوشوقتیم واقعاً من شخصاً هرچی که نگاه می‌کنم فقط زیبایی مبارزه آدمها رو زیبا می‌کند فقط توی سیما شماها را تک تکتون خواهر و برادر انسانهای زیبا انسانهای والا انسانهای عاشق و چقدر واقعاً این روزها داستان اشکها و لبخند ها بود فقط از یک‌طرف جگرمان آتش می گرفت می سوخت برای مردمی که اینطوری در رنج و ستم و بدبختی و فقر و نداری و گرفتاری‌اند شرمنده می شدم ولی از آن طرف این امیدی که به ما تزریق می‌کردند که آنها هستند و به ما می گفتند که شماها کار کنید شما بیشتر انرژی بگذارید من واقعاً خادم و کنیز تک‌تک کانون ها ی شورشی و مردم و ملت ایران هستم و خدا را شکر می‌کنم هزاران بار که این ریسمان مهر و محبت و عشق مجاهدین را آنها دست من را گرفتند وخودم را خوشوقت‌ترین آدم توی این دنیا می‌بینم دنیایی که پر از ابتلاء هست و با این جاذبه‌های کاذبش فقط شماها هستید کسی غیر از شما واقعاً ارزش ندارد که آدم یعنی دوستی‌تان محبت‌تان عشق تان و در آخر واقعاً می‌خواستم تسلیت بگویم برای این عزیزهایی که در زمان حیات‌شان از جمله برادرمان حمید اسدیان جناب سرهنگ خواهرمان و بقیه کسانی که بهرحال ترک کردند که حتماً حی و حاضر هستند چون اینها به‌قول خودتان برادر شریف اینها زنده‌ها هستند و روزی می‌گیرند و حاضر و ناظرهستند... می خواهم بگویم واقعاً دست مریزاد دم اشرف۳ گرم با این مبارزه با این ویروس کرونا ویروس آخوندها به کنار ولی بهترین بهترین تشکیلات را توی اشرف۳ هست واقعاً من که یک دست کوچکی در آستین دارم مشغول کار هستم با این سیستم به‌لحاظ درصد بگیریم عالی در زندگی جمعی سخت‌ترین کار هست ما همه امکانات زیاد داریم اینجا ولی بچه‌ها آنجا مجبورند که توی دفترهای کارشان یا بالاخره خیلی هم کار بیشتر شده واقعاً دمشان گرم خدا را شکر می‌کنیم برای سلامتی تک‌تک تون دعا می‌کنیم خواهشا مواظب باشید چون شماها همه انسانهای بی‌بدیل و بدون جایگزین هستید من کوچک و مخلص تک‌تک خواهران و برادران و کانونهای شورشی هستم لطفاً من را ببخشید به‌خاطر کم‌کاری هایم.

 

هموطنانمان از نقش «ارزندهٔ سیمای آزادی» در بازتاب اخبار اعتراضات مردمی قدردانی و تأکید کردند که سیمای آزادی، به‌دلیل استقلال کاملش از هر قدرت و دولتی جز مردم ایران، بازتاب‌دهندهٔ کامل و بدون سانسور واقعیات جامعه و به‌ویژه واقعیات قیام و مقاومت خلق اسیر و در زنجیر است.

بسیاری از هموطنان کمکهایشان را با یاد شهیدان مجاهد خلق و تمامی شهیدان قیام و آزادی و با تأکید بر دادخواهی شهیدان قتل‌عام۶۷ به‌سیمای آزادی تقدیم می‌کردند و برخی دیگر از طرف کانون‌های‌شورشی و قیام‌آفرینان و یا به‌نیابت از مردم محروم در ایران به سیمای آزادی کمک کردند.

هم‌چنین حضور شماری از مجاهدان آزادی از اشرف۳ در برنامه همیاری، شور و اشتیاق گلریزان را مضاعف می‌کرد.

سیمای آزادی در بیست و پنجمین برنامه همیاری ملی، از حمایتها و کمکهایی برخوردار شد که در ورای مبلغ و میزان کمک اهدایی، برای ما به‌غایت تکان‌دهنده و تعهدآفرین بود. زبان ما از بیان اهمیت و ارزش کمکها قاصر است، به‌ویژه از بیان ارج و قیمت کمکهای مادران و پدران دردمند و سرشار از معرفت و ایثار و همیاری کارگران و زحمتکشان شریفی که حتی به‌رغم بیکاری با صرف‌نظر کردن از مایحتاج اولیهٔ خود به رساندن صدای قیام و آزادیخواهی کمک کردند. هم‌چنین پناهندگان ایرانی در کشورهای مختلف که با بسیاری فشارها و محدودیت‌هامواجهند، ما را شرمنده کمکهای ارزشمند خود کردند. هم‌چنین متخصصان، پزشکان و کارشناسان برجسته و پشتیبانان بزرگواری که تمام دارایی یا درآمد و حاصل رنج و زحمت خود را نثار کردند.

سیمای آزادی از حمایت‌های بی‌دریغ و بی‌وقفهٔ کانون‌های‌شورشی و قیام‌آفرینان از سراسر ایران و فراخوانهای آنها برای کمک‌رسانی قدردانی می‌کند؛ آن‌هم در شرایطی که همگان از وضعیت وخیم اقتصادی و مشکلات تأمین مایحتاج روزمره در بحبوحهٔ فاجعهٔ کرونا و خودداری رژیم از خرید واکسن به‌خوبی مطلعند. این واقعیتها هم مسئولیت و تعهد ما را برای رساندن صدای مردم ایران مضاعف می‌کند و هم از فدای بیکران نسلی شورشی خبر می‌دهد که برای آزادی مردم ایران از همه‌چیز خود می‌گذرد و بی‌چشم‌داشت فدا می‌کند.

بیست و پنجمین گلریزان همیاری با سیمای آزادی در ۱۰ استودیو در نقاط مختلف و با وصل چندین نقطه از کشورهای مختلف جهان برگزار شد. این همیاری هم‌چنین شاهد برگزاری چند کنفرانس اینترنتی با حضور جمعی از پزشکان و متخصصان ایرانی، نمایندگان انجمنهای جوانان از کشورهای مختلف، زندانیانی سیاسی از بند رسته و شاهدان قتل‌عام۶۷، و همسایگان و یاران فرانسوی مقاومت بود که در هر کدام از آنها، ابعاد حمایت و پشتیبانی از مقاومت مردم ایران و نیز شرح جنایت‌های رژیم به‌ویژه در دوران فاجعهٔ کرونا در ایران بسیار چشم‌گیر بود.

 

در این گلریزان قیام و همیاری، شماری از زندانیان سیاسی که سال‌های زیادی را در سیاهچال‌های رژیم آخوندی به‌سر برده‌اند، ضمن شرکت در همیاری، به روشنگری دربارهٔ نیرنگهای رژیم پرداختند و تأکید کردند در شرایطی که کارزار دادخواهی شهیدان قتل‌عام بالا گرفته و کارشناسان رسمی ملل‌متحد قتل‌عام ۶۷ را «جنایت علیه بشریت» اعلام کرده‌اند، توطئه‌های سخیف رژیم از طریق مأموران «چندوجهی» و مزدوران نفوذی‌اش برای منحرف‌کردن کارزار دادخواهی، به‌جایی نخواهد رسید و ما با روشنگری و بیان حقایق، نیرنگهای دشمن را درهم می‌شکنیم و آخوندها و پاسداران و مزدوران اطلاعات را از فرا رسیدن روز بزرگ دادخواهی مردم ایران گریزی نیست.

کمک‌ها و حمایت و نامه‌های کوبنده زندانیان دربند از زندانهای مختلف، همراه با تجدید پیمانهای خروشان و حاضر گفتن آنها در چنگال دشمن ضدبشر، اوج دیگری از این حماسه همیاری شعله‌ور بود.

علاوه بر این بسیار بودند همیاران گرانقدری که تعهدات مالی و کمک‌رسانی خود به سیمای آزادی را با شرکت مجدد در همیاری افزایش دادند تا این رسانه مستقل مردمی را در دوران سرنوشت‌ساز کنونی در برابر سانسور و خفقان حاکم، یاری کنند.

 

از سومین روز گلریزان همیاری تا پایان، این برنامه به‌گرامی‌داشت یاد خلبان قهرمان مجاهد، سرهنگ بهزاد معزی، عضو شورای ملی مقاومت ایران، «پوریای ارتش و سرمشق نه شاه و نه شیخ» اختصاص یافت که پس از ۴۲سال مجاهدت و پایداری در برابر استبداد دینی در بیمارستان در پاریس درگذشت.

 

هموطنان و کانون‌های‌شورشی از داخل ایران بر استمرار راه و آرمان سرهنگ معزی تأکید کردند و یاران و هم‌سنگران او در شورا و اشرف‌نشانها از سراسر جهان با شرکت در برنامهٔ همیاری به‌ذکر خاطراتی از عقاب تیز پرواز آسمان آزادی و مقاومت ایران و قهرمان پرواز پروازها پرداختند که الگویی درخشان و پرافتخار در مرزبندی و مبارزه با شاه و شیخ بود.

بسیاری از هموطنان یاد و خاطرهٔ شیرزن والا و قهرمان اشرفی خواهر مجاهد سعیده شاهرخی و شاعر و نویسنده صدیق مجاهد خلق حمید اسدیان و مادر مجاهد و دلاور مادر فرزانه سا را گرامی داشتند و با درود به شورشگران خاموش اما جاودانه معصومه جوشقانی و مرجان شورشگر و اشرف‌نشانهای پاکباز و فداکاری هم‌چون دکتر شهرام متقی، رضا حسینی، محمد نوربخش بر ادامهٔ راه آنها پای فشردند.

و بسیار خوشحال و مفتخریم که رئیس‌جمهور برگزیدهٔ مقاومت خانم مریم رجوی، طی پیامی دربارهٔ بیست و پنجمین برنامهٔ همیاری ملی ما را سرفراز کردند که توجه شما را به‌آن جلب می‌کنیم:

 

پیام خانم مریم رجوی به بیست و پنجمین همیاری ملی

آنزمان که بنهادم سر به پای آزادی

دست خود ز جان شستم از برای آزادی

هزار تبریک برای کهکشان پرفروغ همیاری که نوک ستون آن در شیراز و تهران و اصفهان و مشهد و ارومیه و بهبهان و قم و قهدریجان و رشت و کرج و ادامهٔ آن ستون پیکارجو در سراسر جهان هم‌چون تیر رها شدهٔ آرش از کمان، تیرگی و ظلمات کرونای ولایت را می‌شکافت و نور می‌پراکند.

سلام و درود بر مردم ایران و شورشگرانی که به‌رغم فقر مالی و همه سختیها و بیماریها و آلودگی هوا و تمامی تبهکاریهای کرونای ولایت خامنه‌ای و رویکرد ضدانسانی این رژیم ضدایرانی و سرکوب و خفقان قرون وسطایی، این‌چنین یکپارچه و مصمم و پرشور برای آزادی و سرنگونی دیو پلید ولایت فقیه بپا خاستند.

اما بسا فراتر از رقمها و کمکهای مادی، گنج بیکران عواطف و عزم و پایداری شما درخشش و تلألو صفا و صمیمت و عشق و ارادهٔ آتشین خلقی مصمم و یکپارچه برای آزادی ایران اسیر بود.

هم‌چنانکه نیریز از تهران گفت: کارگرم و درآمدی ندارم. و (این همیاری)، این سرمایه‌گذاری عشق است برای آزادی و دمکراسی.

آری، نبرد سنگین و طولانی با چنین دشمنی تبهکار چنین خلق و مجاهد خلقی را به میدان می‌طلبد.

نسل دختران شیردل و پسران بی‌باک و آگاه در ایران و سراسر جهان.

نسلی که به پای سر در قفای آزادی می‌دود و با مسعود و آرمان خجستهٔ او پیوند می‌خورد.

نسلی که مثل فرهاد با نفسهایش، و با نداها و ساراها و میلادها و نسرینها و بهنامها و مخصوصاً محبوبه عزیزم از کرج که گفت جانش را برای آرمان مسعود فدا می‌کند، آری این عطش آزادیست و می‌توان و باید آنرا محقق کرد.

 

محبوبه – کرج

برادرمسعود عزیزم اگه صدای منو می شنوی بهت میگم جانم را برای آرمانت فدا می‌کنم من حاضرم حاضر حاضر حاضر.

 

نسلی که مثل مسعود شورشگر از تهران گفت: وقتی که روی دیوار شعار می‌نویسم برایم یک عبادت است و روزهای بعد می‌بینم آنها که رد می‌شوند و شعار را می‌بینند، دعای خیر می‌کنند.

و گفت: ریشه‌کنی درخت جهل و خرافات این رژیم نیاز به هزار ضربه تبر دارد و من ضربه هزارم این تبر هستم.

 

مسعود – تهران

رژیم ما به مانند درختی میمونه که ریشه کرده تو جهل و خرافات و باورهای غلط این درخت نیاز به هزار ضربه تبر داره که سرنگون بشه حتی ۹۹۹ضربه هم جواب نمیده من میخوام بگم که این ضربه هزارم این تبر من خواهم بود من و فرزندان من من در اون لحظه هزارم حاضر حاضر حاضرم.

این رزمنده آزادی از تهران می‌گوید: آری شورشگران پیروزی می‌سازند.

سالهای تاریک و سیاهی در رزم با پلیدترین دشمنان خدا و خلق سپری شده تا امروز که با ایمان عمیق به مبارزه و رزم‌آوری نسلهای نو پیوند خورده است.

هم‌چنانکه علی از قم گفت: سوگند به زمان، که افشا کننده حقیقت است در مبارزه‌یی آمیخته با فدا و صداقت.

من کهکشان همیاری را در اشتیاق دیدار تک‌تک شما، با چشمانی اشکبار از زخمی که بر تن و دردی که در قلب هموطنامان هست، دیدم و لحظه به لحظه با شما بودم.

این همیاری را با قلبی پر از شادی و محبت به تک‌تک شما دیدم. شما که در بحبوحه کرونا و بیماری و درد راست قامتید و خروشان و گلریزان.

شما که به مسعود حاضر گفتید، آرمان او پرتپش‌تر از همیشه در قلب‌هایتان و سرخ‌تر از هر زمان در سوگندها و کلماتتان جاری بود.

 

درود بر مسعود و مریم حاضر حاضر حاضر /تاپای جان در راه مریم و مسعود هستم حاضر حاضر حاضر /شیراز کانون شورشی حاضر حاضر حاضر /کانون شورشی قم حاضر حاضر حاضر /مرگ بر خامنه‌ای لعنت بر خمینی /کانون شورشی حاضر حاضر حاضر /حاضر حاضر حاضر... .

آری هیچ ابتلا و توفانی را یارای مقابله با طلایه‌داران آزادی نیست.

خلقی با جوانان شورشگرش که هر وقت لازم شد هم‌چون بهاره و ملیسا گفتند.

مسئولیت آزادی به‌عهده ماست، فقط باید اراده کنیم.

و هم‌چون سمیه و میلاد و سحر و آنا و شهلا با یقین گفتند که ما می‌توانیم و باید خامنه‌ای را سرنگون کنیم.

شما بی‌شک پیروز می‌شوید. کوردلان کجا هستند تا ببینند حالا سراسر یک خلق است که به مجاهدت و پیکار آزادی قیام کرده است.

مخاطبم شما نسل جوان و پیشرو ایران هستید، مشعل آزادی در پی قرنها عبور از سختیها و فراز و نشیبها در نبردی طولانی و پررنج با شاه و شیخ به شما سپرده شده. این افتخاری بزرگ است که باید با رزم شما کانونهای شورشی و جوانان شورشگر در هیات ارتش آزادی به مقصد پیروزی برسد.

این امانت آزادیست که باید توسط شما به نسلهای بعد از خودتان تحویل بدهید.

پس بی‌تاب و پرشور و انقلابی هر چه دارید، در کفه مبارزه و قیام بگذارید.

خلقی محروم و ستمزده که هر روز زیر نعلین آخوندهای جنایتکار، در بیماری و بی‌هوایی و بی‌آبی که حتی نانی برای خوردن ندارد، چشمش به شماست. به عزم شما و به پیکار شما برای آزادی.

یقین کنید، یقین کنید که این شمائید که وقتی با درفش آزادی هم چون کاوه‌های صف در صف به پاخیزید، ضحاکان دوران را به زیر می‌کشید و آینده تابناک ایران‌زمین را رقم می‌زنید.

 

 

شاهین از شیراز -۴۰۰یورو

شاهین هستم کانون شورش از شیراز. امشب به این برنامه ملحق شدم صرفاً برای این‌که یک مسأله را بیان کنم. هر وقت که از داخل رژیم و خامنه‌ای چلاق از ماستمالی کردن و ماله‌کشی عاجز و ناتوان می‌مانند ماله نامفهوم... علی یه دست پای منبر میره و حکم شرعی صادر می‌کنه می‌خواستم از این فرصتی که در اختیارم گذاشتید استفاده کنم از جوانان و کانونهای شورشی بخواهم که قدرتمون را نشون بدیم. سکوت دیگه بسه. باید نشون بدیم که ما در مقابل این بت تعظیم نمی‌کنیم. باید ابهت این بت را بشکنیم. خامنه‌ای احمق تو کی هستی که به‌جای جوانان این مملکت تصمیم می‌گیری واکسن کرونا وارد کشور بشه یا نشه! نباید بگذاریم رژیم به خودش اجازه بده با جان میلیونها ایرانی اینجور بازی کنه. مرسی ممنونم از شما هم‌چنین می‌خواستم مبلغ ۴۰۰یورو به سیمای آزادی کمک بکنم.

جواد از اصفهان -۳۵دلار

جواد اصفهان‌: در این جا یاد می‌کنیم از سردار موسی خیابانی که گفت آینده از آن ماست بله هم میهنان عزیز صبح صادق نزدیک است می‌توان و باید. به امید ایرانی آزاد آباد و سرشار از شادمانی برادری و برابری که دیگر نشانی از ارتجاع سیاه نباشه. بنده هم مبلغ ۳۵دلار هر چند قطره‌ای از دریای کمک هموطنان است به همیاری ۱۲۵ اهدا خواهم کرد. در پایان سلام مرا به برادر مسعود برسانید. حاضر حاضر حاضر.

وحید از کرج

وحید هستم از کرج می‌خوام از اینجا خطاب به همه هم میهنانم این را بگم که در واقع سیمای آزادی همواره برای ما نوری بوده در تاریکی و من از طرف خودم و جمعی از دوستان از تمام هموطنانی که این نور را برای ما و برای ایران آزاد هر چه پرنورتر می‌کنند از صمیم قلبم سپاسگزارم و به جمله در آخر می‌خوام جمله برادر مسعود بگم خطاب به همه کانونهای شورشی شورشگران پیروزی می‌سازند حاضر حاضر حاضر خدا نگهدار شما موفق و پیروز باشید.

حسن از مشهد-۲۵۰هزار تومان ماهانه

سیمای آزادی چراغ خانه ماست. با درود فراوان خدمت برادر مسعود شیر همیشه بیدار و مهر تابان آزادی خواهر مریم عزیز و سلام خدمت مجاهدین اشرف۳ و با امید و دیدارتان در تهران خداوند نگهدار همگی‌تان باشد. در پایان مبلغ ناچیزی ۲۵۰هزار تومن ماهانه را خدمت بیست و پنجمین گلریزان همیاری تقدیم می‌کنم. امیدوارم که مورد قبول واقع شود.

فرشته منتشرعی از هلند -۱۰هزار و ۳۷۰یورو کمک جمعی

درود سر تعظیم فرود می‌آورم در مقابل کانونهای شورشی قهرمان و دلاور. من فکر می‌کنم این دیگه یک گلریزان نیستش این یک همیاری و گلریزان نیست این واقعاً یک کهکشان نیست این واقعاً یک شاهکار جهانی است و بنظرم من بیاد ماندنی است امشب.

فریدون از نخجوان

خواستم تشکر کنم از تمام هواداران عزیز که در هیچ شرایطی دست از حمایت همه‌جانبه خود نمی‌کشند یا هر بار در این سال‌ها پرشکوه‌تر و با عشق و امید و جان‌فشانی بیشتر از قبل شرکت می‌کنند و مشت محکمی بر دهان این رژیم دیکتاتور و دجال می‌زنند و لرزه بر تن این جنایت‌کارها می‌اندازند. ما خانواده بزرگی داریم به لطف خدا و خلق که هیچ‌کس و هیچ چیز نمی‌تواند ما را از هم جدا کند چون ریشه این خانواده از صدق و فدا می باشد و خدا را شکر می‌کنم که به هیچ بیگانه‌ای وصل نیستیم چون که ما یاد گرفتیم از برادرمسعود کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من خدا را شاکر هستم بابت لطفی که به من دارد که در رکاب مجاهدین باشم و از هموطنان عزیزم چه در داخل و چه در خارج میهن که سیمای آزادی این چلچراغ خانه مردم ایران را روشن نگه می‌دارند را کمال قدردانی را دارم من هم بنوبه خود برای هر فداکاری و مأموریتی اماده هستم.

مهدی نوبری از بلژیک -۷هزار یورو کمک جمعی

سیمای آزادی از آن ماست از آن تمامی آزادیخواهانه همونطور که شورشیان از تهران و کشورهای دیگه گفتن با کس نخارد جز انگشت من ما هم بایستی فعالانه‌تر در این جنبش در این همیاری شرکت کنیم.

اصغر جدی از آلمان – ۲هزار و۶۰۰یورو کمک جمعی

در آخر می‌خوام به این خامنه‌ای جنایتکار بگم که روز انتقام نزدیکه و امیدواریم که هر چه زودتر این رژیم به زباله‌دان تاریخ سپرده بشه لعنت بر خمینی و لعنت بر کرونای ولایت.

طاهره از هلند – ۱۰هزار یورو کمک جمعی

اشرفیان جان برکف هرگز نخواهند گذاشت قطره‌ای از خون شهدای خلقمان پایمال شود. روز موعود فرا خواهد رسید.

فخری غضنفری و حسن توکل از آلمان – ۴هزار یورو

من از ساعت ۳ تا حالا روی خط بودم خوشبختانه الآن نوبت بهم رسید که بتونم حرفهامو بزنم خدا را بسیار شکر می‌کنم که در انتخابم با مجاهدین آشنا شدم راهی که انسانیت و زندگی والا و شرافتمد را برای همه نوع بشر محیا می‌کنه.

بهنام ترک زبان از سوئد – ۳۰هزار کرون کمک جمعی

والله همان‌طور که امروز دنیا درگیر کرونا است و همه دارند تقدیر می‌کنند از پیشروان و محققان اکتشاف این واکسن، ما هم جا دارد تشکر کنیم و قدر دان باشیم و شاکر باشیم از این پادتن و داروی کرونای ولایت که همانا سیمای آزادی و شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین است. که در تمام این سالهای سخت در دسترس ما بودند من شخصاً روزانه برای تبری از این ویروس ولایت خودم را با سیمای آزادی غسل میدم و پاک می‌کنم و آلودگیهای این ولایت رو و افکارش را از خودم سعی می‌کنم به‌دور کنم و می‌خواهم از همینجا به برادر مجاهد و به رهبرم برادر مسعود بگم شورشی جنگاور حاضر حاضر تا آخر.

شهنازپرخیده از سوئد-۱۳هزار و ۵۰۰کرون کمک جمعی

سلام به سیمای تصویر زن مقاومت سرفراز مردم ایران سیمای عشق و معرفت و سیمای آمال مردم ایران برای سرنگونی رژیم جلادان و آبادی و آزادی در ایران‌زمین.

بهرام مودت و فیروزه اجاق – یک‌هزار و ۵۰۰یورو

باید این گوهر و این سرمایه گرانبهای مقاومت ملت ایران رو با تمام وجود و با تمام تلاش حمایت کنیم به‌خصوص در این زمان به‌خصوص که هموطنانمون در سخت‌ترین شرایط و بحرانی‌ترین شرایط دارن به‌سر می‌برند و باز به‌ویژه شرایط فاجعه‌بار کرونا که این خامنه‌ای جانی حاضر به تهیه واکسن هم نشد به‌هرحال این سیمای آزادی هست که فریاد هموطنان رو هم‌چون نور خورشید در سردترین و تاریک‌ترین دوران تاریخ ایران‌زمین می‌درخشه و یا گرمابخش تنهای رنجور و زمین خورده از چهل و دو سال حاکمیت واقعاً آخوندهای جانی و ضدایرانیه.

ناصر شریف از آمریکا -۸هزار و۸۰۰یورو کمک جمعی

برادر مسعود امروز در پیامشون گفتن که ویروس کرونا متحد ویروس منحوس ولایت بر ضد مردم ایرانه پس باید در حمایت از صدای مردم ایران یعنی سیمای آزادی هر چه فعالتر شرکت بکنیم.

رضا باستانی از نروژ-۲۲هزار کرون کمک جمعی

به راستی که سیمای آزادی بیان کننده و انعکاس دهنده دردها و رنجهای زن و مرد ایرانی و نوید دهنده ایران دموکراتیک بدون دیکتاتوری و بدون شیخ و حکومت مردم بر مردم می‌باشد.

امینه قرایی از نروژ-۳۲هزار کرون کمک جمعی

یادم میاد زمانیکه سیمای آزادی شروع شده بود چقدر برای من این تجربه عظیم بود و چقدر شیرین بود که من می تونستم در واقع وصل بشم به مجاهدینی که تمام امید ما بودند و بتونم پدر شهیدم رو در چهره تک‌تک مجاهدینی که در سیمای آزادی می‌دیدم بتونم دوباره پیدا کنم و پدر خودمو رو بیشتر از هر زمانی زنده ببینم و الآن که در خارج از ایران هستم دوباره سیمای آزادی برای من میشه یه نقطه وصل یه نقطه وصل به میهنم که مجبور شدم ترکش بکنم و حالا امروزه با دیدن کانونهای شورشی با دیدن دخترا و پسرای جوون به‌ویژه زنان که اینها بیشتر از هر کس دیگه‌ای تحت ستم و سرکوب هستند ولی با این وجود در دل تمامی اون سیاهی‌ها مثل نور دارن می‌درخشن و حرکت می‌کنن و نمیذارن که سیاهی بهشون غلبه بکنه و واقعاً من این رو مدیون سیمای آزادی هستم.

احمد معین از آمریکا – ۳۶هزار و ۵۵۰دلار

احمد: من صحبتمو کوتاه می‌کنم درود بر برادر مسعود و خواهر مریم که عشق پایان ناپذیر اونا محرک تمام فعالیت‌های ما به‌خصوص کانونهای شورشی در داخل برای سرنگونی رژیم جنایتکار آخوندی می‌باشه.

هر که از ساقی عشق تو چو من باده گرفت

بیخود و بی‌خرد و بی‌خبر و حیران شد

سیما از سوئد-۲۱هزار و ۲۵۰کرون کمک جمعی

همونجور که دوستان قبل از من گفتن سیمای آزادی صدای مردم مظلوم‌مون و صدای بی‌صدایانیه که بیش از ۴۰سال در ایران توسط خمینی و انصارش به گروگان گرفته شدن.

فتاح سبحانی از آمریکا -۷هزار و۲۵۰دلار

از صبح نشستم پای تلویزیون و شروع تا الآن دارم برنامه رو می‌بینم یک به یک پیامها رو شنیدم و این لحظه‌های با شکوه که حماسه خاموش مقاومت رو اشرف‌نشانها به نمایش می گذارن.

خسرو پرورده از سوئد-۴۱هزار کرون کمک جمعی

سیمای آزادی و این مقاومت من ایرانی رو در جایی از تاریخ قرار دادند که آیندگان وقتی تاریخ ایران را نگاه می‌کنند به یک شکل دیگه‌ای به ما نگاه می‌کنند و این مقاومت کاری کرد که فی‌الواقع در آینده نسل‌های بعدی از ما به نیکی یاد بکنند.

مادر فاطمه – ایران – ۱۰۰میلیون تومان

مرتضی: نامه مادر فاطمه از ایران - مارشهای پیروزی به صدا در آمده‌اند. کاخ ظالمان در حضیض ذلت به لرزه در آمده است. رعشه‌های آخرین بر پیکر فرتوت مرتجعین و غاصبان وطن نمایان گشته است.

خدا قوت به شما فرزندان پیروزی سازم. خدا قوت و تبریک به چشم و دلم. به تنها نور امید این ظلمتکده اختر تابناک خاوران؛ کبوتر سپید رهایی؛ مهرتابانم به مریم عزیزتر از جانم؛ که برق چشمان مهلتهبش شهاب آسمان زده شب زده مهین است. این خاک و این آب و آسمان تو را طلب می‌کند که همای سعادتت را بر این خاک بگسترانی. چشم بد از تو دور ای تو دیده بینای ما. و سلام و درود با زمزمه دعاهای هر ثانیه‌ام به جان جانان؛ شیر غران بیشه‌زارن فدا و عصیان که این قافله را با ذره ذره جان به سر منزل مقصود می‌رساند به مسعود کبیر.

دل و جانمان بند بند وجودمان از پیامهایش جان می‌گیرد و به حرکت در می‌آید.

فرزندانم مثل همیشه شرمسار روی شما هستم مبلغ صد میلیون تومان هدیه ناقابل به‌عنوان یک شاخه گل تقدیم تان می‌کنم. بزرگترین آرزوی من است که گاه هجر به سر آید و وقت وصل رسد که قدم گاه آن گامهای استوار را گلریزان کنم.

خسرو نیک ذات – ایتالیا -۲هزار و۴۵۰یورو کمک جمعی

خسرو نیک زاد از ایتالیا. : این تلویزیون سیمای آزادی در اصل نماد استقلال میهن ماست یعنی استقلال مالی و استقلال سیاسی داشتن برای یک جنبش رهایی بخش مفهومش بجز استقلال برای وطن عزیزمون ایران نیست.

داریوش – کرمانشاه -۲۰۰هزار تومان

از کرمانشاه تماس می‌گیرم درود می‌فرستم به مسعود رجوی و مریم رجوی.

متأسفانه بعد از گذشت سه سال از زلزله در سرپل ذهاب هستند افرادی که موفق نشدند خانه‌های تخریب شده خود را بسازند. و علتش هم فقر و بیکاری و گرانی مصالح ساختمانی هست ولی از اینطرف می‌آیند همین سرمایه‌های ملی را به حماس و جریانهای حسن نصرالله و فلسطینیها می‌دهند و این برنامه‌ها من خدمتتون عرض بکنم که هنوز خیلی از خانواده‌ها هستند که متأسفانه در کانکت زندگی می‌کنند می‌خواستم الآن خدمتتون این مسأله را عرض کنم که به‌اصطلاح فشار بیش ازحد و مضاعف است به مردم که خیلی‌ها آرزوی مرگ می‌کنند.

نادر خوشدل از آلمان -۲هزار و۱۱۰یورو کمک جمعی

خودم رو معرفی می‌کنم نادر جوان خوشدلم قربانتان یه خاطره دارم از برادر دلم می‌خواست به‌خاطر آزادی از زندان اینو امشب نقل بکنم. منم اون روزها زندان بودم شنیدم که رئیس زندان رفته پیش برادر گفته که شما که نفرای بالای سازمان مجاهدین هستین و همه شما رو مردم می‌شناسن چرا نمیاین اول برین بیرون از زندان؟ برادر یک کمی برآشفته میشه و جوابشو به این صورت میده میگه: تا آخرین نفر ما که از زندان خارج شدن ما اونوقت پامونو میزاریم بیرون ما قبل از زندانیها خارج از زندان نخواهیم رفت. اون سرگرده که اسمش یادم نیست اصلاً وا میره بعد چند روز بعد از این قضیه روزها چند نفر چند نفر آزاد می‌شدن صبح روز قبل از این‌که برادر بیاد بالای در زندان که یه جایگاهی بود که می‌شد اون بالا ایستاد صحبت کرد یک‌مرتبه این جمعیت زیادی که برای آزادی زندانیها اومده بودن خانواده‌ها و کلی مردم تهرون با دیدن برادر فریاد زنده باد رجوی زدن زنده باد رجوی زنده باد مجاهدین زنده باد مجاهدین تمام میدون قصر پر بود از جمعیت. بعد حضورتون عرض کنم در همین حین زندانیها چند تا چند تا آزاد می‌شدن. همون روز که اینا بالا بودن دوباره فردا شبش اومدن دوبار سه بار اومدن بالا برای مردم سخنرانی کردن و یه نکته‌یی که اونجا برادر اشاره کرد بهش که من هنوز یادمه فریاد زدن که: مردم این آزادی را ما مدیون شما هستیم، این شما بودید و هستید که درب زندانها رو با مبارزه با استبداد گشودید نه این‌که کس دیگه‌ای نقش داره.

از همونجا مردم اونهایی که شنیده بودن ولی ندیده بودن برادر مسعود رو بهتر و بیشتر شناختن باور کنین ۳روز فقط جلوی زندان مردم شعار می‌دادن زنده باد مجاهدین زنده باد مجاهدین گاهی هم می‌گفتن زنده باد چریک‌های فدایی. حضورتون عرض شود که این خاطره برای من همیشه مثل یک تصویر جلوی چشمم هست بعد از اون گذشت ۴۰سال گذشت رژیم فاشیسم دینی ملاهای جنایتکار بارها اعتراف کردن که دشمن واقعی نظام ولایت فقیه تنها و تنها این مجاهدین هستن نه آمریکا و نه روسیه. توجه می‌کنین بعد از اول سال۵۸ برادر با اندیشه و تفکر انقلابی که داشت تونست کاری بکنه طوری رهبری بکنه انقلابو حرکت مردم ایرانو که فراموش نشدنیه ما به برادر هر چقدر هم که افتخار بکنیم کمتر از اون افتخاریه که نسل‌های آینده در تاریخ ما میخوانن و به‌اصطلاح به بزرگی و عظمتش پی میبرن برادر و مجاهدین در تاریخ نوین آینده ما جاودانی هستن جاودانی هستن ما در تاریخمون چنین چیزی تا به امروز نداشتیم چنین حرکتی در جامعه ما وجود نداشته.

ادامه دارد

بیست و پنجمین همیاری ملی با سیمای آزادی

کهکشان همراهی هموطنانمان و رژه شورشگران برای آزادی

در سراسر میهن اشغال‌شده و۲۶ کشور دیگر

 

قهرمان ملی سرهنگ خلبان

بهزاد معزی در اشرف۳

۲۶ تیر ۱۳۹۸

 

سرهنگ بهزاد معزی: با سلام خدمت پهلوانان و گردآفرینان قرن بیست و یکم ملت ایران که عزمشون رو جزم کردن تا کاوهٔ آهنگر ایرانو با پرچم آزادی در دست ببرند به کوهپایهٔ دماوند سفید که دیو جنایتکار تاریخ ایران رو به زباله‌دان تاریخ بکشه.

این وظیفه‌یی است که از طرف ملت ایران به دوش شما گردآفرینان گذاشته شده اگر کسی معنی گردآفرین رو نمی‌دونه چیه، پهلوان نامدار، زن پهلوان نامداری بود که دشمنان ایران رو می‌زد و وقتی کلاه خودشو برمی‌داشت و گیسوانشو می‌دیدن که زنه، ترس از مرگشون سه برابر می شد که چرا به دست زن کشته می‌شوند. این وظیفهٔ شماست که ملت ایران به دوش شما گذاشته. در درجهٔ اول اینو بدونین که شما مال خودتون نیستین مال مردم ایرانید. هر کوتاهی که بکنین دربارهٴ خودتون دربارهٴ اموال ذیقیمت مردم ایران کردید... فکر نکنین از جیب خودتون خرج کردید. مثل این‌که دست کردین.

به قول (نامفهوم) مثل این‌که دست کردین در جیب اون کیف اون زنان قربانی کارتون خواب تهران و اموالشون رو دارین به باد می‌دید. بنابراین باید چهار چشمی مواظب خودتون باشید تا برسیم به اون جا و این کاوهٔ آهنگر رو به تخت طاووس خودش بنشونیم. این وظیفهٔ شماست من به عالم غیب نمی‌گم که از طرف مردم ایران به شما داده شده. اینم باید بدونید به‌علت آزادگی و خطی که تا الآن مقاومت ایران پیموده توسط رهبریش، دنیا فهمیده که شما باج بده نیستید. و فقط بدونید اونایی که منافعشون به خطر میفته، از هیچ کاری هیچ تهمتی در بارهٴ این مقاومت کوتاهی نکرده، نکرده‌اند و نخواهند کرد. ولی در توجهات رهبری و رفتار درست مقاومت این تشبثات یه هیچ جا نرسید و شما تبدیل شدید خواسته یا ناخواسته به پایدارترین مقاومت تاریخ معاصر و گذشتهٔ ایران از زمان بابک خرمدین تا الآن.

 

 

کمک‌ها و حمایت و نامه‌های کوبندهٔ زندانیان دربند

از زندانهای مختلف، همراه با تجدید پیمانهای خروشان

و حاضر گفتن آنها در چنگال دشمن ضدبشر

 

هموطنانمان در تماسهای بیست و پنجمین همیاری ملی، بارها و بارها بر اهمیت بازتاب جنایات رژیم آخوندی در زندانها و فعالیت‌های فزاینده جنبش دادخواهی قتل‌عام ۶۷ در برنامه‌های سیمای آزادی تأکید کردند و تعهد ما را در این زمینه مضاعف کردند. به‌ویژه، زندانیان سیاسی در پیامهایشان از زندانهای مختلف کشور خاطرنشان کردند که جباران هرگز قادر نیستند این فریادهای دادخواهی را بپوشانند و نوشتند: افشای جنایتها و چپاولهای رژیم در هر گوشه این میهن اسیر و به‌خصوص درون زندانها، دشمن را در برابر جامعه‌یی خروشان قرار می‌دهد و خلع‌سلاح و درمانده می‌کند. جنبش دادخواهی به رهبری خواهر مریم و بازتاب آن در واکنش‌های وحشت‌آلود سرکردگان رژیم در این سالها، گواه محکمی بر این مدعاست.

هموطنان و همیاران هم‌چنین به گزارشهای سیمای آزادی از محاکمهٔ دیپلمات‌تروریست رژیم و مزدوران جنایتکار در بلژیک پرداختند و این محاکمه را نقطهٔ عطفی در کارزار مقاومت علیه چهار دهه تروریسم حکومت آخوندی دانستند. آنها تأکید کردند که افشای نقش مزدوران و ترفندهای وزارت بدنام برای جاسوسی و اقدامات تروریستی علیه مقاومت، لزوم اخراج مزدوران و بستن لانه‌های جاسوسی رژیم در اروپا را دوچندان می‌کند.

 

هموطنان گرامی،

همیاران سیمای آزادی،

همرزمان و هم‌سنگران آزادی خلق و میهن،

با سپاس و قدردانی مجدد از حمایت‌ها، پشتیبانی‌ها و کمکهای بی‌دریغ شما، از خداوند بزرگ می‌خواهیم که بتوانیم با عمل به‌تعهداتمان در این دوران سرنوشت‌ساز برای آزادی میهنمان ایران، شایستگی این حمایتها و جوشش عواطف سرشار را کسب کنیم و از عهده مسئولیتی که پرداختها و حمایت‌های شما بر دوشمان می‌گذارد، برآییم.

از آنجا که زبان و بیان ما برای توصیف الطاف و توجهات شما هرگز رسا و کافی نیست، با پخش گزیده‌یی از تماس‌های شما، این گزارش را تکمیل می‌کنیم.

ابتدا توجه شما را به سروده‌ای از شاعر ملی جمشید پیمان جلب می‌کنیم.

تبه‌روزی من زخیره سری است

گنه گویم از چرخ نیلوفری‌ست

درخشان من ظلمت از من گرفت

چراغی بنه گاه روشنگری‌ست

فرو بسته کارم گره در گره

گشاینده دستم نه دیو و پری‌ست

نشستم سر چاه و رخ سوی ماه

مه و چاه هر دو زمنجی بری‌ست

بشو روزگاران سیمرغ و زال

مرا چاره در شیوه دیگری‌ست

در این ظلمت بی‌کران روشنی

خروشی فروزان دلی آذری‌ست

زسیمای آزادی اید به گوش

به پا خیز هنگام شورشگری‌ست

رها شو چو موج و برآور خروش

نه وقت سکوت و گه صابری‌ست

بزن دست در دامن همتت

به تدبیر بگشا گر اینجا دری‌ست

در آیینه من حقیقت ببین

نه اعجاز در من نه جادوگری‌ست

شکوه خیابان زفریاد توست

مپندار طوفان تو سرسری‌ست

بنه دست در دست شورشگران

که میهن سزاوار این یاوری‌ست

کلید رهایی به دستان تو

نه اعجاز اینجا نه پیغمبری‌ست

شعری بود از هنرمند گرامی جمشید پیمان

 

برادر حبیب: درود بر برادر عزیزمان جمشید پیمان با شعر بسیار زیبایی که گفتند.

گیسو شاکری: با ماندگاری این رسانه در مقابل این رژیم فاشیست مذهبی ‌حاصل ایستادگی و باور و عشق و اعتماد و استقلال است و اینها آن نکته‌هایی است که سرلوحه مبارزات ماست برای آزادی ایران و نجات مردم از چنگال یک رژیم سراپا فاسد و جنایتکار بهرحال از تمام عاشقان راه آزادی می‌خوام که به هر شکل ممکن از این رسانه حمایت کنند اگر خواهان برقراری یک ایران آزاد و مستقل با حاکمیت مردم هستند. در هرشرایطی تا آخرش با شما هستم درود بر شما درود بر کانونهای شورشی درود به رزمندگان اشرف۳. زنده باد آزادی.

 

 

بیانیه جمعی از زنان زندانی سیاسی

در زندانهای تبریز - قرچک – سپیدار اهواز

 

مگر چشمها از زبان صادقانه‌تر سخن نمی‌گویند؟ به چشمها بنگرید، به چشمهای مردم شهر نگاه کنید این چشمها تو را یاد زخمها و دردهایی می اندازند که هیچگاه لب به سخن باز نکردند و تو همه را از یک نگاه ساده ولی رنجدیده می خوانی، هر روز که می‌گذرد زخمهای ۴۰ساله این مردم سر باز می‌کند، دوباره سر باز می‌کند و عفونی می‌شود و متورم تر. چه کسانی می‌توانند انعکاس مستقیم این نگاههای غمزده باشند؟ کدام رسانه گویای فریادهای سرکوب شده درد آنهاست؟ هر چه جباران تاریخ بخواهند این نگاهها و فریادها را لاپوشانی کنند و با تبلیغات خودساخته، آنها را از میان ببرند. بی‌شک کسانی هستند که صدای دادخواهی آنها را به گوش جهان خواهند رساند. رسانه‌یی که افشاگر تمامی سانسورها و نامردمیها و رسواکننده سیاستهای پشت‌پرده و ضدانسانی است.

آری!

سیمای آزادی این صدای دیرآشنا در میانه مسیر نبرد روشنایی علیه ظلمت، نیازمند همراهی شماست، اینک زمان آن است که دستهای یاری یکدیگر را بفشاریم و در این مسیر همقدم باشیم

جمعی از زنان زندانی سیاسی

در زندانهای تبریز - قرچک – سپیدار اهواز

دی ماه ۹۹

 

بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی

زندان تهران بزرگ

زندان مرکزی کرج، زندان مرکزی ارومیه

زندان اصفهان، زندان گوهردشت و زندان اوین

 

پیام شماری از زندانیان سیاسی زندان تهران بزرگ در حمایت از ۲۵ امین برنامه همیاری

ما شماری از زندانیان سیاسی تهران بزرگ از همه هموطنان آزاده داخل و به‌خصوص خارج از کشور که قلبشان برای آزادی این مرزوبوم می‌تپد، می‌خواهیم که هم‌چون گذشته در همیاری ۲۵ شرکت پرشور داشته باشند تا باز هم مانند گذشته سیمای آزادی رودرروی همه رسانه‌های قلابی و دروغین داخل و خارج از کشور با انعکاس حقیقی صدای اعتراض و قیام مردم ایران، فروزانتر از همیشه شبهای تیره و تار میهن را روشن و امید مقاومت و پیروزی بر دیو ارتجاع را در دلها زنده نگه دارد.

دی ماه ۹۹

 

پیام شماری از زندانیان سیاسی زندان مرکزی کرج برای برنامه همیاری

دیری نمی‌گذرد از آن زمان که صدای مجاهد، صدای حقیقت زیر فشار و سختیهای طاقت‌فرسا با هزار اما و اگر گوش حقیقت جویان را نوازش می‌داد و نور امید در دلهای آنان زنده می‌نمود.

امروز صدای حقیقت به دست توانای حقیقت جویان با رشد و بلوغی بی‌سابقه در سیمای آزادی چهره خود را نمایان نموده و این میسر نبود مگر با حمایتهای مادی و معنوی ملت ایران چه در داخل و چه در خارج از کشور.

چندی است که در هر سال گلریزان همیاری با سیمای آزادی برگزار می‌شود و با حمایتهای بی‌شائبه شما، سیمای آزادی با قدرت و صلابت تام و تمام حقایق این برهه از تاریخ را در دسترس همگان قرار داده و می‌دهد.

هموطنان!

ما تعدادی از زندانیان سیاسی زندان مرکزی کرج از شما و خصوصاً هموطنان خارج از کشور، خواهان حمایت و حضور گرمتان در حمایت از این همیاری هستیم. شرکت شما در این همیاری در مسیر سرنگونی استبداد دینی و آزادی مردم ایران است.

دی ۹۹

 

پیام جمعی از زندانیان سیاسی زندان مرکزی ارومیه در حمایت از بیست و پنجمین برنامه همیاری، دی۹۹

بنام ایزد منان

دوستان یاران و همیاران سیمای آزادی

سیمای آزادی تصویرگر دردها و بازتاب دهنده فریادهای در گلو خفه شده‌ی ملت ایران است.

با سیمای آزادی به ابعادی از واقعیات جامعه پی می‌بریم که در رسانه‌های حکومتی سانسور می‌شوند، سیمای آزادی با گزارش یاران خود اخبار درون زندانها را در پیش روی جامعه قرار می‌دهد و سیمای آزادی ما را در دردها و شادیهایمان با هم شریک می‌کند پس بیایید در این روزهای همیاری به کمک این رسانه ملی و مردمی بشتابیم، با هر میزان کمک خود در استمرار برنامه‌های سیمای آزادی شریک شویم.

ما جمعی از زندانیان سیاسی زندان مرکزی ارومیه ضمن ابراز احساسات قلبی خویش از تمام کارکنان کوشا و نستوه سیمای آزادی که برای آگاه ساختن مردم ایران از واقعیات جامعه به‌خصوص مسائل سیاسی، شبانه روز در تلاش هستند تشکر و قدردانی می‌نمائیم و امیدواریم این خورشید گرمابخش کماکان بدرخشد.

جمعی از زندانیان سیاسی زندان مرکزی ارومیه

 

پیام تعدادی از زندانیان سیاسی زندان اصفهان به برنامه همیاری

با تشکر از همه تلاشهای شما در رساندن صدای آزادیخواهی مردم ایران به سراسر جهان

از این‌که سیمای آزادی بر روی موجهای مختلف ماهواره موجود است بسیار خوشحالیم.

به کوری چشم آخوندها، با اختناق و سرکوبهای رژیم و در جنگ با امواج پارازیتش، این یکی راهم ما بردیم و پیروز شدیم.

سیمای آزادی صدای ما مردم ایران و تلویزیون ملی ایران است، پس با همیاری هر چه بیشتر، این جنگ را هر چه بیشتر و قدرتمندتر پیش می‌بریم و ما هم متعهد می‌شویم با تمام توانمان در استمرار این صدای آزادیخواهی بکوشیم و از هیچ کمکی دریغ نکنیم.

تعدادی از زندانیان سیاسی اصفهان دی ۹۹

 

پیام همیاری شماری از هواداران مجاهدین و شورا در زندان گوهردشت

از همان ابتدا از میزان ناچیزی که برای شرکت در همیاری تهیه کرده‌ایم شرمساریم چرا که در مقابل عظمت رسالتی که سیمای آزادی بر عهده دارد نه تنها «هیچ» که مایه شرمساری است. شرایطی که جسم و جان و وجود و هستی‌مان را در آن محدود کرده (یعنی زندان) تقریباً همه چیز را از زندانی سلب می‌کند با این همه گرچه بین زندان و دنیای بیرون حائلی از دیوار و فنس و سیم خاردار و... وجود دارد ولی افکار را نمی‌توان به بند کشید. این واقعیت که چگونه سیمای آزادی انعکاس صدای همه ستمدیدگان و مظلومان است به همان میزان فریاد بلند آزادیخواهان، مبارزان و نیروهای مقاومت و کانونهای شورشی است. پادزهر و رسوا کننده همه سیاستهای دجالگرانه و برملا کننده همه سیاستهای ضدمردمی و جهانی کننده همه فریادها و اعتراضهای سرکوب شده و محتوم است. این به‌ویژه برای ما زندانیان که به ظاهر هیچ روزنه‌ای برای این‌که صدایمان به جایی برسد، باقی نگذاشته‌اند بسیار ملموس وقابل درک است. لذا از همه آزادگان و وجدانهای بیدار و همه عدالت‌جویان و حق‌طلبان و همه اشرف‌نشانان سراسر دنیا و کسانی که به هر دلیلی به ما زندانیان سیاسی و هواداران سازمان لطف و عنایتی دارند صمیمانه درخواست یاری رسانی و همیاری با سیمای آزادی را داریم چرا که سیمای آزادی تنها صدای واقعی و بلند آزادی و عدالت در ایران است و بدون آن نه دنیا به عمق فاجعه ایران پی می‌برد و نه صدای آزادیخواهی واقعی در میان طبل و دهل صدای تو خالی مماشات و اصلاحات به جایی می‌رسد... و نه عمق خفقان و سرکوب و چپاول و غارت مردم به درستی شنیده می‌شود و آنگاه ارتجاع و استعمار ساز خود را بدون هیچ مانعی کوک می‌کردند و می‌زدند. لذا شرکت در همیاری را حتی در حد «برگ سبزی» تحفه درویش ضروری دانسته و همه را هم به مشارکت در آن دعوت می‌کنیم.

مبلغ ۱میلیون و هشتصد و پنجاه هزار تومان تقدیم سیمای آزادی می‌کنیم.

شماری از هواداران مجاهدین و شورا زندان گوهردشت - دیماه ۹۹

 

پیام همیاری گروهی از زندانیان سیاسی زندان اوین برای برنامه همیاری

در مقطع حساس کنونی که رژیم تلاش دارد برای فرار از لبه پرتگاه سرنگونی خود را به ریسمان پوسیده سرکوب بیاویزد، افشای جنایتها و چپاولهایش در هر گوشه این میهن اسیر و به‌خصوص درون زندانها او را در برابر جامعه‌یی خروشان قرار می‌دهد و خلع‌سلاح و درمانده می‌کند.

جنبش دادخواهی به رهبری خواهر مریم و بازتاب آن در واکنش‌های وحشت‌آلود سرکردگان رژیم در این سالها، گواه محکمی بر این مدعاست.

در این میان سیمای آزادی پنجره گشوده ایست که صدای اعتراض و خشم ملتی به جان آمده از ستم و غارت، و نیز فریاد مقاومت زندانیان را از پس دیوارهای شکنجه و اختناق پژواک می‌دهد.

وجود رسانه مقاومت در دل امواج گل‌آلود و پر هیاهوی بلندگوهای ارتجاعی استعماری و فرصت طلب، تنها مرجع و نقطه امید برای انعکاس واقعی دردها و آلام مردم ایران و رزم و جنگ جوانان دلیر و کانونهای شورشی است.

از این رو در آستانه ۱۹ دیماه، بیست و پنجمین گلریزان همیاری سیمای آزادی از همه هموطنان به‌ویژه هم میهنان و یاران مقاومت در خارج از کشور صمیمانه می‌خواهیم که در این همیاری شرکت نمایند و با بذل کمکهایشان برای زنده نگه‌داشتن و تداوم پربارتر این رسانه ملی و مردمی عواطف خود را با مردم ستمدیده ایران به اشتراک بگذارند.

ما گروهی از زندانیان سیاسی زندان اوین شرکت در این همیاری را به‌رغم همه فشارها و تهدیدها وظیفه ملی میهنی خود می‌دانیم و به همین مناسبت با پرداخت مبلغ یک میلیون تومان مشارکت خود را در این گلریزان اعلام می‌نماییم.

دی ۹۹

 

تقدیم به هم نفسی از کرج قهرمان

سیما خدابخش: فرهاد از کرج پای خط هستن سلام می‌کنیم به فرهاد بفرمایید. سلام علیکم بفرمایید

فرهاد: سلام خواهر. سلام به مهمونتون برادر شریف ببخشید من ریه‌هام ریه‌هام اذیت می‌کنه نمی‌تونم صحبت کنم بیشتر. خسته نباشید برادر به امید پیروزی به امید پیروزی شما. خسته نباشید. من یک کمک ۱۰۰تومنی ماهیانه و یک برادر دیگه ۱۰۰تومنی ماهی ۲۰۰تومن تقدیم می‌کنم. به‌علت ناراحتی ریه نمی‌تونم صحبت کنم.

برادر شریف: درود بر شما خودت را خسته نکن. فرهاد عزیزم. فرهاد عزیزم. صداتو شنیدیم صداتو شنیدن عالمی شنید. عالمی فهمید که چه قهرمانانی به‌رغم این جنایات رژیم ضدبشری آخوندی و این واقعاً قتل‌عامی که با کرونا می‌کنه تو ایران هستن. واقعا چه شهادتی بالاتر از حضور شما در این برنامه فرهاد عزیزم واقعاً که‌ای کاش میتونستم ریه‌ام را تقدیم شما بکنم چکار میتونستم بکنم؟ به‌قول برادر مسعود وقتیکه اینطوری کرونای ولایت کشتار می‌کنه هر کسی خجالته.

فرهاد: خاک پاتون بشم من.

برادر شریف: من خاک پای تو هستم عزیزم قربونتو من برم الهی انشاالله که یک روزی تو ایران به خدمتت برسیم. واقعا چقدر قهرمانی چقدر شجاعی. الان همه مجاهدین برای سلامتی تو دعا می‌کنند همه مردم ایران برای سلامتی ات دعا می‌کنند

فرهاد: انشاالله خاک پاتون بشم الهی. خاک پاتون بشم الهی. به امید پیروزی انشاءالله. خداحافظ برادر شریف

برادر شریف: خداحافظ فرهاد عزیزم بخدا من و همه ما پیروزی را تو همین نفس های تو می‌شنویم که با اراده مجاهدی تو به‌رغم بیماری اینچنین داری فریاد میزنی و صداتو میرسونی به جهانیان درود بر کمکی که تو و برادرت می‌کنید این کمک در بالاترین نقطه همه کمکهای که به سیمای آزادی میشه قرار می‌گیره و واقعاً قدر و شانش از هر کمک دیگه‌ای بیشتر هستش خواهش می‌کنم مواظب سلامتی خودت باش. التماس می‌کنم صحبت نکن

فرهاد: به خواهر مریم به برادر مسعود سلام برسونید.

برادرشریف: خداحافظ به امید پیروزی انشاالله به امید پیروزی انشاالله

 

به فرهاد هموطنی از کرج

فریاد مرد بی‌نفس (۲) می آمد از عمق قفس

فریاد مرد بی‌نفس می آمد از عمق قفس

از نای خود با یک جهان می‌گفت از آوای جرس

گویی که یک آتشفشان در هر دم او می شکفت

با خود به سوز باز دم طوفان دردی می‌نهفت

با خود به سوز باز دم طوفان دردی می‌نهفت

فرهاد بود و تیشه را می‌کوفت بر کوه ستم

می‌گفت بر یورشگران این بیستون نگشته خم

می‌خواند پیش عالمی از عشق مهر آگین خود

می‌گفت آخر می‌رسد فرهاد بر شیرین خود

می‌گفت و هر کس می‌شنید ابری شد و رگبار شد

با شانه‌های پر تکان عشقی بر او آوار شد

از وصل عاشق هیچ اگر نادیده یا نشنفته‌ای

از وصل عاشق هیچ اگر نادیده یا نشنفته‌ای

بنگر که با معشوق خود گفت این زمان آشفته‌ای

عشق است و چون برقی زند (۲) رعد است و رگبارش به پس

طوفان پی آتشفشان پرد ز سینه بی‌نفس

طوفان پی آتشفشان پرد ز سینه بی‌نفس

به امید پیروزی انشاالله

 

گلچین تماسها

فریبا از تهران -۲میلیون تومان

با عرض سلام و درودهای فراوان به۲۵مین همیاری با سیمای آزادی و با تبریک به برنامه همدلی و ثبات این برنامه بسیار انگیزاننده من یکی از هواداران مجاهدین خلق و خانواده‌های قتل‌عام شده سال۶۷ می‌باشم. با آرزوی استغفار و استمرار سیمای آزادی / ای پهناور سرزمین ایران به تو دادیم غنچه‌های فراوان

از هر دیار و یار و سامان کرد و فارس و بلوچ و آذری

ندارند باک از هیچ اهریمنی

ز بهر گلهای سرخ فراوان

با اجازه تون کمک خودم رو از یک ماه حقوقم مبلغ دو میلیون تومان می‌باشد به سیمای آزادی تقدیم می‌نمایم

سلام مرا به خواهر مریم و برادر مسعود برسانید

حاضر حاضر حاضر- با درود به هزاران کانونهای شورشی فریبا هستم از تهران

دکتر سعید سجادی از آمریکا -۱۰۰ هزار دلار

در حالی‌که رژیم و کرونا متحد و در یک سنگر علیه مردم ایران می‌جنگن مردم ما هم با همیاری ملی و متحد با مقاومت برای یک ایران آزاد می‌کوشند و مبارزه می‌کنند.

من از این فرصت می‌خوام استفاده کنم و کمک ۱۰۰هزار دلاری خودم را به صدا و سیمای آزادی و مقاومت بکنم. با تشکر از شما

پرفسور فیروز دانشگری از آمریکا

من باید بگم اینه که رل خود برادر مسعود، رهبر مقاومت واقعاً پیامهای برادر مسعود برای من نه تنها مسأله به‌اصطلاح سیاسی حل می‌کرد حتی مسأله پزشکی و اجتماعی حل می‌کرد. یعنی اگه تو ذهن یه آدمی که دنبال این هست که آقا چه جوری باید مسائل کرونای ایران رو حل و فصل بکنیم من هر دفعه گیر می‌کردم می‌رفتم اون پیام فکر کنم ۲۷اسفند بود، اینو می‌خوندم مثل چکلیست باید چه کارآیی باید کرد و می‌خوام حرفم رو با این تموم بکنم که باز روزی من صد بار میگم که خلق جهان بداند مسعود رهبر ماست و گوش کردن به پیامهای برادر همونطور که امروز دوباره گفت رهگشا و راهنمای ما هست برای این‌که بتونیم این ویروس کرونا و ولایت رو با هم از سرزمینمون جمع بکنیم.

دکتر علی زاهدی از استرالیا -۱۲هزار دلار

من واقعاً دیگه اصلاً توی پوست خودم نمی‌گنجم. من با اشرفیا که صحبت می‌کنم خب شارژ میشم شاد میشم انرژی می‌گیرم ولی این بار اصلاً همیاری برای من یک موضوع دیگه‌ای شد یعنی اصلاً آن‌چنان به من انرژی داد از این تماسهای داخل که نشون میده که پوسته‌ها داره شکسته میشه و نیروهای مقاومت دارن به سطح میان و رژیم رو پایه هاشو میلرزونن

دکتر یوسف لسانی از ایتالیا -۱۸هزار یورو کمک جمعی

اونچه که بسیار بسیار حائز اهمیته در رابطه با سیمای آزادی که در تاریخ جنبش‌های مقاومت بی‌نظیر بوده که این سیما این رسانه مستقل و تنها حامی و پشتیبانی خودش رو از مردم میهن‌پرست آزادیخواه و شریف مردم ایران چه در داخل و چه در خارج می‌گیره و به‌خاطر همینه که میشه پژواک صدای مردم ایران، ‌چرا که تعلق به اونا داره چرا که آنتی‌تز سانسور و تحریف میشه و از اینجاست که همیاری با سیمای آزادی دقیقاً یک وظیفه ملی میهنی هست که شرایط تاریخی ایجاب می‌کنه که برای حیات و استمرار این سیما تلاش کرد.

دکتر سعید فردوس از آلمان -۱۰هزار یورو

از طرف خودم خیلی خوشحالم که در این گلریزان شرکت کردم و افتخار خودم می‌دانم که در این گلریزان شرکت کردم کمک ناچیزی دارم ۱۰هزار یورو هستش تقدیم شما می‌کنم

دکتر معصومه طاهری از ایتالیا -۵هزار یورو

امشب خیلی برای من جالب بود و این‌که این‌طور دارند از سیما پشتیبانی و همیاری خودشان را نشان می‌دهند یعنی نشان می‌دهد چیزی را که از اضدادهای مقاومت می‌گویند که مثلا سازمان پشتوانه ندارد مقاومت پشتوانه ندارد مجاهدین وجود ندارند و این یک مشت محکم به اینها هست

دکتر مجید بازلی از ایتالیا – ۵هزار یورو

این حضور ما این بودن ما این همیاری پیوندی است از اول با جان جانان با اشرفیان با کانونهای شورشی در سراسر کشور پیوندی است واقعاً با مردمی بی‌صدا بی‌تقصیر صدای مردمی گروگان گرفته شده این همیاری پیوندی است با آزادی چلچراغی است ضد رژیم تاریک و ضدفرهنگ و ضدایرانی آخوندی

دکتر سیامک صفری از سوئد – ۵۰۰هزار کرون

سیمای آزادی که نقطه وصل ما و ملت و کانون مبارزه در داخل ایران هست باید حمایت بشه. در خاتمه من می‌خواستم از طرف خودم و همسرم و فریبا دشتی مبلغ ۵۰۰هزار کرون سوئد تقدیم سیمای آزادی بکنم با تشکر.

دکتر سینا دشتی از سوئد- ۲۰۰هزار یورو

ما در غالب این مقاومت آینده را می‌بینیم چیزی جز آینده روشن و انسانی نیست که ببینیم آینده‌ای که با اسم تک‌تک مجاهدین و در رأس آنها مسعود و مریم گره خورده چونکه واقعاً ایده انسانی هست من به نوبه خودم برای شرکت در این کهکشان همیاری تعهد پرداخت ۲۰۰هزار یورو را دارم در سال آینده و امیدوارم که این برگ سبزی باشد تحفه درویش البته بدهکاریهای ما به شما بیشتر از این حرفهاست

فلور صدودی

با سلام خدمت همه هموطنان عزیزم و یار و یاوران مردم ایران در سیمای آزادی در رسانه‌یی مستقل که با تلاش شبانه‌روزی مردم ایران همه آزادیخواهان و همه هموطنان خودشون رو در سراسر دنیا با واقعیتهای جامعه ایران و او نهم تحریف نشده و فعالیت‌های مقاومت شکوهمند ایران آشنا می‌کنند منعکس می‌کنند اخبارشون رو و همه هموطنان رو در سراسر جهان مطلع می‌سازند که در ایران ما داره چه می‌گذره و هم فعالیت‌های مقاومت که در جهت سرنگونی دیکتاتوری آخوندی هست چگونه پیش میره. این رسانه مستقل که این واقعیتها رو منعکس می‌کنه برای من از جنبه دیگری هم بسیار با ارزشه. و آن این هست که ما در خانواده با ارزش مقاومت در این مقاومت با شکوه که همه در کنار هم برای آزادی مردم همراه هستیم بیشترین تلاش رو همین یاران مقاومت ما همین مجاهدین خلق که سالیان سال هست بدوش گرفتند این مسئولیت رو که تا آزادی مردم ایران از پای ننشینند در یک خانواده بزرگ می‌بینم.

هر روز سیما رو که روشن می‌کنم افرادی رو می‌بینم که با یک انرژیم مثبت با یک امید خاص با یک سرفرازی با یک مهربانی با یک شور و عشق خاصی به فعالیتشون مشغول هستند

فعالیتهایی که به روز هست فعالیت‌های که با زمان پیش میره

فعالیتهایی که مشخص هست در تمامی زمینه‌ها به‌لحاظ گفتگوهای سیاسی چه به‌لحاظ خبرها چه به‌لحاظ هنری چه به‌لحاظ تفسیرها چه به‌لحاظ طنز تماس در جهت روشنگری هست تمامش در جهت آزادی هست و تمامش در جهت سرنگونی آخوندهای متحجر هست و این سیما خیلی بار ارزشه برای این‌که گفتم حرف از یک خانواده بزرگ آن هم با مشعل آزادی با آرمان آزادی / و با تلاش شبانه‌روزی برای مردم ایران پیش میره

از یک جهت دیگه این همیاری برای من الآن مفتخر هستم صحبت می‌کنم با ارزش هست و آن تجدید عهدی است که یکبار دیگر همه هواداران مقاومت با عشق با شور با شادی با همراهی با بیان کردن احساساتشون در این همیاری شرکت می‌کنند و تجدید عهد می‌کنند با مقاومت ایران با رهبران اون آقای مسعود رجوی با خانم مریم رجوی که با استراتژی درست از بدو آمدن آخوندها از ایران که هنوز که هنوزه ادامه داره و با تمام عشقشون ایستاده‌اند و رهبری می‌کنند این مقاومت رو و صداقتشون مهربانیشون و گفتم خط مشی سیاسیشون در درجه اول

سیمای آزادی گذشته از تلاش شبانه‌روزی گذشته از اون راهی و آرمانی که داره برای آزادی مردم مهمترین چیزش این هست که واقعیتهای جامعه ایران را اونطوری که هست نشان میده

و به‌خاطر هوادارانی که در ایران داره و به‌خاطر ارتش آزادی که در ایران مستقل هست در کسوتهای شورای مقاومت و کانونهای شورشی که از همین‌جا درود می‌فرستم به همه شون / اخبار صحیح رو واقعیتهای درست رو نشون میده. من اگر بخوام فی المثل یک مورد رو فقط بگم در آبان سال گذشته در قیام سراسری مردم ایران این تنها مقاومت ایران بود که بعد از یکی دو هفته بعد تعداد۱۵۰۰ نفر رو اعلام کرد که در قیام ایران بشهادت رسیدند و حدود حداقل ۸هزار نفر در زندانهای رژیم هستند و در روزهای بعد اسامی را مرتب تکرار می‌کرد/این نشانگر این بود که چگونه طرفدارانی در ایران داره / چگونه شوراهای مقاومت در ایران فعال هستند در حالیکه تمام رسانه‌ها را من گوش می‌کردم هیچ‌کدام شان اذعان نداشتند که ۱۵۰۰نفر همه می‌گفتند که صد نفر ۱۵۰نفر حتی بعد از ماهها فقط به ۳۵۰نفر اذعان داشتند در حالیکه الآن یکی دو ماهی هستش که از طرف جامعه بین‌المللی ما می‌شنویم که ۱۵۰۰نفر تأیید شدند. و این باعث سربلندی برای همه هواداران مقاومت برای همه آزادیخواهان هست که ما چنین مقاومتی رو داریم چنان سازماندهی در ایران هست که اخبار درست دقیق و واقعیتها رو منعکس می‌کنند

خوب استراتژیک یک مقاومت و خط مشی سیاسی یک مقاومت باید درود بفرستم به آقای رجوی از اول درست بوده چگونه بوده که الآن همه دنیا بهش اذعان دارند\ همه ایرانیها ی آزادیخواه بهش اذعان دارند و خوب اخبار فعلی که از ایران میاد این تنها مقاومت ایران هست که با هوادارانش در ایران با پشتیبانان مقاومت در ایران افشا می‌کنه/ بنابراین رسانه مستقلی که با نام سیمای آزادی / چه اسم زیبایی داره / سیمای آزادی / بکار خودش ادامه میده تا سرنگونی تام و تمام آخوندهای دیکتاتور آخوندهای عقب‌افتاده / من چقدر خوشحال هستم که مجدداً تجدید عهدی می‌کنم با مقاومت ایران مثل همه هواداران مثل همه عاشقان راه آزادی و دوست دارم در اینجا سلامی داشته باشم برای خانم مریم رجوی عزیز که بسیار دلتنگشون هستم و امیدوارم که به‌زودی در چنین روزهای غمگینی که بر مردم ایران میره ما شانس این رو داشته باشیم که این ویروس منحوس بهرحال کنترل بشه از بین بره و من دومرتبه بتونم خدمتشون برسم بتونم خدمت همه یارانمون در شهر آلبانی برسم همه رو از نزدیک ببنیم و الآن میگم که بسیار دلتنگشون هستم / صحبت‌ها زیاده و زمان هم کم هست میدونم که بهرحال اگر بخواهیم به تفسیر صحبت بکنیم متأسفانه شاید در الآن زمانش نباشه من فقط می‌خوام یکبار دیگه همراهی خودم رو با همه یارانمون همه هموطنان با همه آزادیخواهان همه کسانی که قلبشون دلشون به‌خاطر ایران می‌طپه اعلام بکنم و به همه یارانمون مجدداً در سیمای آزادی درود بفرستم بهشون میگم خسته نباشید ما هر روز صبح که هر بامداد که سیمای آزادی رو روشن می‌کنیم خانواده عزیزمون رو می‌بینم افرادی رو می‌بینیم که درسته به کار خودشون مشغول هستند ولی اون عشق و اون محبت و اون نیرو اون انرژی مثبت رو به ما منتقل می‌کنند

و ما میدونیم که با مشعل آزادی برای مردمشون به این همه تلاش و به این همه کوشش مشغول هستند

اینجا می‌خوام برگ سبزی رو تقدیم این یاران با ارزش این سیمای آزادی که میگم زبانم قاصره از احساساتم تقدیم بکنم یک برگ سبز بسیار ناقابل و ناچیز ۱۵۰۰یورو و از همه هموطنانیکه به پشتیبانی از مقاومت ایران در صحنه حضور دارند هم تشکر بکنم به امید آزادی ایران

مادر ابراهیم پور

سلام به مسعود و مریم عزیزم فرزندان مجاهدم سلام به کانونهای شورشی در داخل و ملت عزیزم در ایران درود بر شما هر چه انشاءالله که امسال سال سرنگونی این رژیم هست و هر چه سلام می‌کنم به ایرانیهای با غیرت و با شرف که هر ساله شرکت می‌کنند در این مراسم گلریزان امسال با شکوهتر برگزار کنید انشاءالله باید جشن گلریزان را آن‌چنان بگیریم که دشمن دلش بترکه. خودتون که می‌دونید که سازمان به هیچ کشوری وابسته نیست بجز ملت خودش وابسته است به هیچ کشوری

ما فقط دستمان را به‌طرف ایرانیان با شرف خودمان دراز می‌کنیم با هیچکس کار نداریم / من یک مادر شهید هستم از شما تقاضا می‌کنم در این گلریزان در این گلریزان هر چه باشکوه‌تر شرکت کنید به کوری چشم دشمن من هم یک تحفه درویش یک برگ سبز ناقابل ۴۰۰۰یورو

که در توانم هست از شما تمنا و تقاضا می‌کنم که هر چه باشکوه‌تر در این جشن گلریزان شرکت کنید

مسعود فرشچی: با توجه به آنچه در بلژیک گذشت دادگاه دیپلمات تروریست رژیم و شما در این دادگاه بودید هم از شاهدان و هم از شاکیان / شهادت دادید به‌عنوان یکی از شهود دادگاه می‌خواستم کمی در این رابطه برامون توضیح بدهید از موضوع از آنچه که گذشت و نتایج و هر آنچه که خودتون ضروری میدونید

ابوالقاسم رضایی:

خیلی ممنون که آخر وقت که این فرصتی شد چند دقیقه‌ای با هموطنانمان صحبت کنیم بله من هم از شهود پرونده توطئه تروریستی در ویلپنت بودم و یک صبح تا عصری شاید مورد استماع قرار گرفتیم و مسایلی که نسبت به این حادثه تروریستی بود آنجا بیان کردیم /البته واقعاً نکاتی که تو دادگاه این جانیان روشن شد خیلی تکان‌دهنده بود. من منتها یک نکته تجربی دارم که تو این زمینه البته چون سیمای آزادی خیلی تو این زمینه صحبت کرد. من مقدمتاً بگم که یادم است توی مصاحبه‌های که از برادر زنده یادم حمید اسدیان که جاش توی این همیاری خیلی خالیه گفتش که قتل‌عام سال۶۷ براش فعل ماضی بکار نبرید که رفته این کار هنوز ادامه دارد حالا دنباله این قتل‌عام نه تو این ۳۱سال بلکه همین چند سال اخیر هم پیگیری کنیم می‌بنیم که دایم در حال همین کشتار جمعی بوده و اصلاً جز ذات و طینت این رژیمه که این کارها را بکند خوب نمونه‌اش همین به‌اصطلاح کشتار فرض کن ۱۵۰۰نفر توی آبان ۹۸یا همین جنایتی که می‌خواست در ویلپنت انجام بده، این هم یک کشتار جمعی یعنی می‌بینیم که از سال۶۰که شروع کرده یکدفعه یک قتل‌عام گسترده سال۶۷ولی در طول این روزها دایم شاهد اعدام این و ان هستیم برای ایجاد رعب و ترس وحشت چون انفجار تو جمع ۱۰۰هزار نفری کار کمی که نیست که یعنی باید احتمال داد که چندین هزار نفر بشه ولی در ذات و ماهیت رژیم همینه چون آنقدر کشتار کرده، تو سوریه و تو لبنان توی عراق آنقدر مردم را کشته کشته کشته که اصلاً این چیزها براش یک امر عادیه منتها من حالا یک نکته‌یی را می خواستم اینجا اشاره کنم ببینید رژیم از دو تا عامل برای پیشبرد کارهای تروریستی‌اش استفاده می‌کند یکی سیاست مماشات اروپا همیشه بوده که اجازه داده که رژیم این کارها را بکنه یکی دیگه چرا وقتیکه دکتر کاظم را تو سویس ترور می‌کنه ولی قاتلینش را تحویل می‌دهند وقتیکه اتریش چشمش رو میبنده روی قاتلان قاسملو، یا قاتلان بختیار را معاوضه می‌کنند در اثر این چیزها این رژیم را مشوق این رژیم برخلاف آن چیزی که اروپایی‌ها فکر می‌کنند که رژیم را کنترل می‌کنند ولی یه عامل مهم دیگه هست که اهرم رژیم برای پیشبرد جنایاتشه و این هم استفاده از مزدوران نفوذیها ست که طرح‌های تروریستی را پیش ببرند من دیدم که توی این دادگاه اینا خیلی خودشون را به موش مردگی زده بودند اون نسیمه نعامی می‌گفت که یک چیز کوچیکه صوتی بوده یا شوهرش همین‌طور یا این مهرداد عارفانی همینطور/ در حالی‌که اینا می‌خواستند در یکی از بزرگترین جنایات قرن که بمبگذاری تویک به‌اصطلاح جمعیت صد هزار نفره بود مشارکت داشتند آگاهانه هم مشارکت داشتند اینجوری هم نبود که نمی‌دونم اینا تحت فشار و اینا همه این کشکیات را قبلاً به‌اصطلاح حرفهایی که می‌زدند سناریو های ساخته وزارت اطلاعات بود چنانکه این مهرداد عارفانی که تا توی دادگاه هم می‌گفت من هوادار مجاهدینم/ تا اون یکی امیر سعدونی دستش را رو کرد گفت تو نبودی که اول دادگاه داشتی باین اسدالله اسدی قرار مدار می‌ذاشتین که بگین همیدیگه را نمی‌شناسین و رابطه نداریم یعنی دستشو را رو کرد. به همین جهت من می‌خواستم بگم که تو این دادگاه روشن شد رژیم از آخرین تاکتیکها از هر وسیله‌ای استفاده کرد برای ضربه زدن حالا یه نمونه‌اش همین مهرداد عارفانی می‌خواهم بگم من چون به‌خاطر مسایل که تو پارلمان اروپا داشتیم تردداتی آنجا داشتم کم‌وبیش تو جریان یه سری چیزها قرار می گرفتم در بروکسل و این خوب خودش را شاعر روشنفکر لاییک نمی‌دونم، ضددین و ضد خدا معرفی می‌کرد. درحالیکه یک جاسوسی بود که از سال دستگیریش سال۶۰بوده اونجا قول همکاری داده بوده به رژیم و این همکاری ادامه داشته و این پشتش بوده تمام کارهایی که می‌کرده اتریش رفته نمیدونم اس او اس ایران تشکیل داده همه اینا یعنی رژیم برای پیشبرد این طرحش خیلی کارها کرده بوده این هم از تمام به‌اصطلاح توان ضدانقلابی‌اش استفاده کرده بود برای این‌که خودشو جا بندازه.

که یعنی یکی از تاکتیکهای رژیمه برای این‌که نفوذ کنه تو ی این مجامع اروپایی یا توی این محافل و اینا خودشون و ضددین نشون می‌دهند چرا؟ برای این‌که شک اگر هم به‌اصطلاح قافی می‌دهند و قاف امنیتی می‌دهند شک رژیمی نبرند مثلا بگن این آدم کنجکاوه یا به‌خاطر اینه یا به‌خاطر حداکثر ببرند روی سرویسهای خارجی /به این جهت می‌خواستم بگم این یک تجربه‌ای برای ما که نه روشنفکر بازی نه کتاب نویسی این کتاب علیه تروریسم هم نوشته بود نه این چیزها اصلاً نگاه کنید برای گول زدن و جا انداختن این مهرداد عارفانی اومده به کانون نویسندگان در تبعید انتقاد کرده که چرا مرزشان را مثلا مخدوش کردند/ چرا رفتند با لابی‌های جمهوری اسلامی تو کانادا مراسم گذاشتند و این مرز سرخه.

و برای پیشبرد و جا انداختن خودشان چه کارهایی کردند /به این جهت آقا کاملاً ما نسبت به جواسوس رژیم نفوذی هاش مزدوراش در لباسهایی که می‌آیند چون مبارزه پیچیده‌تر شده/ اینا می دونن باید از تاکتیکهای چیز استفاده کنند در زمینه این جاسوسی توی مزدوری توی ویلپنت/ اینا از آخرین تاکتیکها استفاده کردند زن و شوهری که می گن ما ضداسلامیم/ مهرداد عارفانی که مزدور دیدی که فرمانده اینا تو صحنه بوده/ اینطوری که از دادگاه بلژیک در می آمد که این هم با ادعای روشنفکری شاعری این، اون، این کار کرده حتی این آمده بود یک شعری گفته بود علیه خدا مرگ بر خدا، استغفرالله ربی واتوب الیه /

بعد داده بود به یکی از بچه‌ها فرستاده بود و چون بعد از یک پروژه‌ای ما توی پارلمان اروپا داشتیم من رفته بودم بروکسل بعد چند روز اونجا بودم بعد این یک شعری فرستاده بود گفته بود فلانی هم بگو نظرشو بده وقتی بچه‌ها آوردند پیش من گفتم این چیه اول خیلی جا خوردم این به‌عنوان هوادار مجاهدین اینقدر شعورش نمی‌رسه که با فرهنگ و اعتقادات مردم این‌طور برخورد نکنه /ولی گفته بودند نظر منو می‌خواهد بگید بسیار کار مزخرفی کردی اینو نوشتی.

ولی همیشه جای سؤال بود برام که این چرا این شعر را گفته بعد از یک پروژه‌ای تو پارلمان اروپا داشتیم که مربوط به آن نبود بعد هم چقدر اصرار داره که اینو بین این و اون پخش کنه.

تا این‌که یک جریانی پیش اومد که این رازش بر من گشوده شد و این هم برای تجربه دارم می‌گم در آخر این برنامه مون بعد وقتی که داستان تروریستی اینا، اینا دستگیر شدند توی ویلپنت و مشخص شد که توی یک کاری تروریستی بودند یکی از بچه‌ها که توی پروژه پارلمان اروپا که بهتون گفتم همان زمانی که این بعدش شعر گفت به من گفتش که فلانی من واقعاً اغفال شدم توسط این/ وگرنه یک چیزی را زودتر به شما می گفتم/

گفتم چیه؟ گفت بعد از پروژه پارلمان اروپا همون سالی‌که ۲۰۱۶بود ما، ما رس ۲۰۱۶بود که ما اونجا پروژه داشتیم که این مهرداد عارفانی اومده بود بعدش این یک برادری داشتیم به نام صفر اسکندری از هلند معمولاً می آمد کمک فیلم‌برداری بعدش هم می نشست توی دفتر ما تو بروکسل فیلمها را ادیت می‌کرد و می‌فرستاد برای سیمای آزادی.

اومده بود هر کاری کرده بود دیده بود که خط اینترنت راه نمی‌ده و این مهرداد عارفانی که داشته اینو چک می‌کرد ه گفته آره خط به‌نظر می‌اید خرابه و اینا می خواهی بیاریم از خونه ما این فیلمها را بفرست، این هم می‌گه نمی‌شه می‌ره سؤال می‌کنه از بقیه می‌گه چکار کنیم باشه با این بلند شو برو این با مهرداد عارفانی برمی‌داره می‌بره خونش صفر اسکندری خودش هم هست حاضر شهادت بده و بعد اینا دستگاه را راه می‌اندازن و کارها شون می‌کنند که فیلمها ارسال می‌شده.

بعد مهرداد عارفانی بهش می‌گه که اینا توی هال خونه نشسته بودند ضمنا چک کنه که فیلمها می‌ره یا نه می‌گه تو اینجا تخت هست تو این اتاق بغلی برو بخواب صفر میره اونجا می خوابه نصف شب یک دفعه کسی بیدارش می‌کنه ساعت ۳و اینا بلند می شه که بره چک کنه ببینه که فیلمها داره ارسال می شه یا نه می‌ره تو اتاق

اتاق می‌بینه که در حال تعجب مهرداد عارفانی سر کامپیوتر قفل شده این نشسته و یک دیسک سخت هم دستشه و داره تمام کامپیوتر اینو تخلیه می‌کنه.

این خیلی پاورچین پاورچین می‌رفته/ یک دفعه اون که اینو می‌بینه جا می‌خوره و این دیسک رو برمی‌داره بعد می‌گه اره اومدم ببینم که فیلمها ارسال می‌شه یا نه در حالی که دروغ بزرگتر می‌گفته کامپیوتر قفل بوده که یعنی معلوم بوده تو آن مدت کنار صفر نشسته بوده کرده بوده کامپیوتر گیر آورده بود شروع کرده بود تخلیه این وقتی این میاد یک دفعه جا می‌خوره شروع می‌کنه چیز کردن که آره می خواستم ببینم تو از کجا این کامپیوتر اپلی که خیلی قفل‌هایش هم سفت و محکمه پیدا کرده بود معلومه که نشسته بود کنار این حفظ کرده بود.

بعد این مهرداد یقین داشته که صبح اول وقت صفر می‌آید به ما این موضوع را می‌گه و ما به‌شدت به این مشکوک می‌شیم و احتمالاً طرحشان لو می‌ره حالا سفر که میآید صفر تو ذهنش این بود اعتمادی که بوده که این شاید به‌خاطر کنجکاوی بوده یک بی‌پرنسیبی اخلاقی تفسیر می‌کنه تا یک مسأله جاسوسی میگه مهرداد می‌آید به یکی می‌گه این هم دیشب خرابکاری کرده یعنی نمی‌آید مسأله را امنیتی بکند یک مسأله اخلاقی می‌گفت تموم می‌شه.

تا این داستان پیش آمد اومد گفت من فهمیدم که فلسفه آن شعر مرگ بر خدا چی بود یعنی یقین داشته که صفر می آید اینرا به ما می‌گه ما مشکوک می‌شیم /پس بنابراین برای این‌که این شک را از ما به سمت رژیم نبره آمده یک همچین فیلی هوا کرده و علیه خدا شعر گفته.

یعنی می‌خواهم بگم که برای پیشبرد کارش رژیم هیچ پرنسیبی هیچ چارچوبی هیچی چنان که چیزهایی که معروف به پرستو از آدمهای بی‌پرنسیب و مثل اینا چرا فقط با اینا پول کار خودش را پیش ببره این اصلاً نشون دهنده قدرت و نفوذ کسی هم نیست این‌که بیایی چهار تا آدم مزدور پس افتاده را که از تو زندان ضعف نشون دادن اینا به کار بگیری چیز عجیب غریبی نیست.

و به‌هرحال می‌خواستم این فاکت را بگم چند تا فاکت دیگه هم در مورد نفوذیهای رژیم در قسمتهای دیگه است که انشاءالله اگه فردا در خدمت تون بودیم اونا را به اطلاع می‌رسونیم خیلی ممنون.

ادامه دارد

 

بیست و پنجمین همیاری ملی با سیمای آزادی

کهکشان همراهی هموطنانمان و رژه شورشگران برای آزادی

در سراسر میهن اشغال‌شده و ۲۶کشور دیگر

 

 

سخنان قهرمان ملی سرهنگ بهزاد معزی

در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران

در آغاز چهلمین سال تأسیس شورا

۵مرداد ۱۳۹۹

سرهنگ بهزاد معزی

عضو شورای ملی مقاومت

 

سرهنگ بهزاد معزی

سلام خدمت رهروان راه آزادی ملت و کشور ایران که با دیرپاترین و پایدارترین مقاومت تاریخ معاصر ایران همراهند و مبارزه می‌کنند.

در رابطه با تاریخ گذشته و گذشته مقاومت به اندازه کافی گفته شد که من واردش نمی‌شم ولی آنچه که می‌خواهم بگم اینه که قدر این مقاومت را باید بدانند و تبلیغش را بکنند به مردم ایران به ملاء خودشان تا آنجایی که میتونند بفهمانند که تنها راه آزادی این کشور رها شدن این مردم توسط مقاومت ایرانه و تنها قانون رهایی بخش کشور ده ماده است که هیچ تناقضی با سی ماده حقوق‌بشر ملل‌متحد نداره و با سایر قوانین بین‌المللی هم هیچ تضادی نداره باید این راه مقاومت در داخل تبلیغ بشه هواداران ما در داخل به‌خصوص کانونهای شورشی به مردم بفهمانند که این دختر بیوه ده ساله که بچه به بغل کنار خیابان داره گدایی می‌کنه این محصول کیه؟ محصول کدام حکومته آیا دیدن این منظره اشک توی چشم تون جمع نمی‌شه وجدانتان راحته بیوه دختر ده ساله با بچه به بغل. بیش از نیمی از مردم زیر خط فقر چیزهایی که در تاریخ ایران سابقه نداشته گورخوابی لوله خوابی اخیراً پشت‌بام خوابی بیابان خوابی چند مورد چاه‌خوابی اینها همه‌اش در تاریخ ما بی‌سابقه است فقط از محصولات آخوندهای جنایتکاره. با مردم خودتان با ملاء خودتان در بیامیزید و بهشان بگید ببین آقا جان آخر عمر در بستر مرگ زندگی‌تان را مرور می‌کنید که اگر بگویند در موقعی که این رژیم دسته‌دسته اعدام می‌کرد مردم زیر خط فقر نان نداشتند بخورند کارگرش هفت ماه هشت ماه حقوق نمی‌گرفت تو چکار می‌کردی؟ آنموقع خودت از خودت خجالت می‌کشی که بگی من مشغول خرید و فروش بودم یا مشغول به کار دیگه بودم و به هیچ عنوان کاری با اینها نداشتم که به سرمایه‌های من لطمه نخوره. به این ترتیب می‌توانید مردم را آگاه کنید و آنها را متوجه بکنید که کار این رژیم نگه‌داشتن آنها زیر خط فقره چون مردم اکثریتشان از صبح که بیدار می‌شوند به فکر قیمت روز ارزاق خودشان هستند که همه می‌دانند که با دلار تا ۲۶هزار تومان میره بالا دلار هفت تومان از کجا میره چه جوری میره بالا فقط در اثر اختلاس و دزدی و هر کس که کوچکترین اعتراضی بکنه دستگیر زندان و مجازات اعدام خواهد داشت. پیشنهاد من به هواداران مقاومت در داخل و خارج روشنگری برای مردم ایرانه که بفهمانند این از کجا میاد این بدبختی منشاء و ریشه‌اش کجاست. به مردم بفهمانند هر چه هست روی زمینه و باید با فساد این رژیم مبارزه کرد میتونند تک‌تک کشته بشن ولی بهتر اینه که جمعی آزاد بشن تا این‌که تک‌تک کشته بشوند در پایان آرزوی موفقیت دارم برای مردم‌مان و هوادارانمان و اینهایی که جذب خواهند شد.

موفق و پیروز باشید

خواهر مریم: با تشکر جناب سرهنگ

 

یک نمونهٴ تاریخی «همیاری» در سال۱۳۵۹

به‌نقل از سردار خیابانی

 

تهران-خانهٔ پدری مجاهد شهید ناصر صادق-۳۰ فروردین ۱۳۵۹

سردار خیابانی:

ممکن است ما را بکشید، ممکن است ما را زندانی بکنید. اما نه، مجاهدین از بین رفتنی نیستند. مگر گذشته نشان نداد؟ این فکر باقی ماندنی است چون حقه. این فکر جای خودش رو در جامعه و تاریخ باز خواهد کرد. این پرچم اگر هم امروز از دست ما بیافتد، دست دیگری حتماً آن را برخواهد گرفت. پس ما حق داریم امیدوار باشیم. ما حق داریم از مشکلات و خطرات نهراسیم و از اونها استقبال کنیم. ما حق داریم بر توطئه‌ها و توطئه‌چینها نیشخند بزنیم و امیدوار باشیم. امیدوار باشیم. امیدوار باشیم که آینده از آن خلق و مردم محروم است. فرصت‌طلبی، دروغ پردازی، تهمت پراکنی، اینها مانند کفهای باطلند که حتماً از بین خواهند رفت. فقط چیزی که به مردم نفع برسانه و تا گاهی که نفع برسانه، اون ماندنی است وَأَمَّا مَا یَنفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الأَرْض. این را ما هر روز تجربه می‌کنیم.

چند دقیقه پیش که ما می‌خواستیم بیاییم اینجا، نامه‌یی به ما دادند. نامه‌یی است از یک، پاکتی از یک واحد میلیشیا. دیدیم بد نیست که به‌مناسبت همین جلسه، این نامه را در اینجا در حضور شما باز کنیم و بخوانیم. یک واحد میلیشیا، میلیشیایی که چند روز پیش شما شاهد حرکت اونها بودید که گویا برای برخیها خیلی سخت و گران آمده، یک پاکتی که این‌قدر اینطوری این پاکت را تزئین کرده با آرم مجاهدین و یک ستاره و در جوف پاکت نوشته، هدیه کوچک ما را بپذیرید، یک تیم میلیشیا، مبلغی پول و دو تا گوشواره، گوشواره دخترانه، مال بچه‌ها است. خواهری، نمی‌دونم چند سالش بوده، نوشته حتماً اصطلاح غلام حلقه به گوش را شنیده‌اید. این گوشواره‌ها یادآور دورانی است که به دور از یاد محرومین مملکتم، سرخوش از شادیهای کودکانه بر زمین خدا و خلق در مسیری نه در راه رهایی توده‌های مستضعف گام می‌سپردم. حلقه‌ها را باز کرده، به شما تقدیم می‌کنم. اما حلقه بندگی خدا را و مسئولیت در قبال خلق را هم‌چنان در وجود خود احساس می‌کنم. آیا این وارث خون صادق نیست؟ این و اینها، دهها هزار، صدها هزار، میلیونها. پس آیا قرآن راست نگفته؟ که أَنِّی لاَ أُضِیعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنکُم مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَی بَعْضُکُم مِّن بَعْض، امروز صادق در وجود این خواهر مجاهد میلیشیا زنده است. وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُون، آیا این نمی‌تونه معنی این آیه باشه؟ آیا شهیدان زنده نیستند؟ چرا.

به هرحال تیم میلیشیا شعری هم نوشته و چه خوب که من صحبتم را با همین شعر تمام کنم.

تاریخ آبستن پیروزی خلقها است

در زوزه‌های باد موذی شبانه

در شرشر جویبار که در رگهای شهر جاری است

در گامهای افتان و خیزان نونهالان شهر

در رگهای آبی دستهای پینه بسته

در سرفه‌های پیاپی روستایی خسته از فقر و کار

در صدای جیرینگ جیرینگ قل و زنجیرهای محکم شده بر پای زحمتکشان

در فرود آمدن چماق و گلوله سربی بر پیکر حقیقت جوی عباسها و عین الله

در ورای فریادهای ”یا للمسلمین پس کجایید“ مسعود

در جزوات سیاه، به سیاهی قلب مرتجعین دست‌اندرکار منافق

همگام با پر شدن بی‌دریغ صندوقها از آراء تقلبی آقایان

در رژه شکوهمند میلیشیا

در کوچه‌های دم کرده شهر

طلوع جامعه بی‌طبقه را از پشت قله‌های رفیع توحید

لبخند پیروزی و فتح را بر لبان خلق محروم و مجاهد خلق

این همراه راستین توده‌های مستضعف و دشمن دیرین سد کنندگان راه بهروزی می‌بینیم

می‌شنویم و احساس می‌کنیم.

یک تیم میلیشیا.

(دست زدن حضار)

 

 

یک نمونهٴ درخشان «همیاری» در ۴۱سال پیش

نشریهٔ مجاهد شماره ۱۷- آذر ۱۳۵۸

 

نامه و کمک مالی یک دختر ۷ساله

به برادر مجاهد مسعود رجوی

و جواب در ۲۷آذر ۱۳۵۸

نامه و کمک مالی یک دختر ۷ساله به برادر مجاهد مسعود رجوی - آذر۵۸

نامه و کمک مالی یک دختر ۷ساله به برادر مجاهد مسعود رجوی - آذر۵۸

 

توضیحی بر این دو نامه

نامهٔ اولی که در زیر می‌خوانید توسط خواهر کوچک ما «اشرف» نوشته شده. متأسفانه «اشرف کوچولو» یادش رفته بود که برایمان آدرسش را بنویسید و راستش حیفمان آمد این همه احساس و صداقت کودکانه را فقط برای خودمان نگاه داریم. از این نظر هم نامه خواهرمان و هم پاسخ برادرمان مسعود را چاپ کردیم. باشد که سؤالات «خواهر کوچولو و ناز» ما برای خیلی‌های دیگر هم، که سنشان چند برابر سن اوست، سؤال باشد.

نامهٔ برادرمان مسعود هم نزد ماست که «اشرف» می‌تواند آدرسش را به‌ما اطلاع دهد تا نامه را برایش بفرستیم.

 

نامه اشرف کوچولو

بنام خدا

برادر عزیز مسعود رجوی

سلام. انشاءالله حالتان خوب باشد. می‌دانم که وقتی زندان بودید خیلی شکنجه شدید. آن روز که آمده بودیم خانه خانم رضایی پیشونیت سیاه بود. به خواهرم گفتم چرا صورتش را نشسته. گفت جای کتک است. بعد از همه شکنجه‌هایی که شدی گفت. دیگر هر شب برایت گریه می‌کنم. هر چه هم به مادرم می‌گم نماز یادم بده تا برات دعا کنم میگه تو ۷ سالته. زوده. به فارسی هم که دعا کنم خدا نمی‌فهمد. من شما را خیلی دوست دارم. داداشم که پارسال بهمن شهید شد خیلی شبیه شما بود. اسمش رضا بود. شما را خیلی دوست داشت توی اتاقش علامت شما رو زده بود. چند روز پیش خواهرم داشت پولهای قلکشو در می‌آورد. گفت می‌خواهد بده به شما.

مگه شما پول ندارین. اونروز که آقا مرد (آقای طالقانی) تو که اومدی خیلی خوشحال شدم. بعد که گریه کردی آن‌قدر گریه کردم که غش کردم. من زیاد پول ندارم. فقط داداشی رضام اونروزی که شهید شد، دیروزش بهم اینو داد و گفت برای پیروزیه.

«برای خواهر کوچولوی نازم در شب پیروزی انقلاب به امید این‌که زودتر بزرگ بشی و مجاهد بشی داداش رضا۲۲بهمن۵۷»

می‌دونم اگه بدم به تو خوشحال میشه. ببخشید که کمه

اشرف رفیعی – کلاس دوم ب

 

پاسخ برادر مجاهد مسعود رجوی

 

تهران ۲۷آذر۵۸

خواهر کوچولوی نازم... . . ، مجاهد اشرف عزیزم

نامه شما را خواندم. چندبار هم خواندم. به‌جای داداشی رضای شهید هم که مرا شبیه او دانسته بودی هم خواندم. خیلی گریه‌ام گرفت. تقریباً مثل همان روز که آقا مرد. منظورم پدر طالقانی است. ولی این دفعه همه‌اش به‌خاطر غم و غصه نبود. هم به‌خاطر مسئولیتم و هم به‌خاطر داشتن خواهر نازنینی مثل تو. حس کردم که تو و من و داداشی رضا و آقا قلبهایمان دارد با هم می‌زند... ... . با هم و با همه خلقمان. با صیادهای شمال، با کارگرهای جنوب. با بچه‌های قالیباف کویر و خواهرها و برادرهای دیگرمان در جنوب شهر و شالیزارها... . . همانها که ما پول را برای مبارزه به‌خاطر حقوق آنها می‌خواهیم. بنابراین پولهایمان را برای این راه جمع و مصرف می‌کنیم. آخر خدا این‌طور خواسته! داداشی رضا هم در همین راه رفت به سفر... ...

ندیدی داداش در شب پیروزی انقلاب روی چشم‌های شاه را خط زد و آرزو کرد که تو زودتر مجاهد بشی و... . . خودش به‌جهاد رفت... ... ؟ حالا من هم می‌خواهم همه مردم، همه اشرفها و رضاها مجاهد بشوند.

خواهر جان، کاش عکس داداشی را با شرح زندگیش برای من می‌فرستادی. تا بگذاریم کنار عکس داداش رضاهای شهید دیگر تا هیچوقت راه آنها را فراموش نکنیم. این است که می‌خواهم حالا بگویم که تو خیلی خواهر و برادر مجاهد داری.

من ده تومنی را که دستخط داداش رضا روی آن است همیشه نگهمیدارم. درست نمی‌دانم تو در ۷ سالگی تا کجا حساب خوانده‌ای و عددها را می‌دانی. ولی بگذار بگویم که ارزش واقعی این ده تومانی که برایم فرستاده‌ای خیلی خیلی زیاد است:

صد، هزار، میلیون... ... . هر چقدر بگویم کم گفته‌ام. چونکه در واقع یک سرش بخدا می‌رسد.

خواهرم اشرف مجاهد، دیگر شبها برای من گریه نکن. به عوضش سعی کن یک میلیشیا و یک مجاهد خوب و رزمنده بشوی. ما باید انتقام داداش‌ها را بگیریم. ضمنا خواهرم تو به هر زبانی می‌توانی دعا کنی خدا همه زبانها را می‌داند. اصلاً خدا لازم نیست زبان بداند دلها را می‌داند اصلاً توی دل همه هست. خودش گفته که من از رگ گردن به شماها نزدیکترم. پس توی قلب کوچولوی تو نیز حتماً هست. هر طور خواستی با او حرف بزن، دعا کن، راز و نیاز و مناجات کن. امام حسین و حضرت علی هم همین‌کار را می‌کردند... برای همهٔ خواهرها و برادرهای مجاهدت و برای من هم فراموش نکنی!

اگر آدرست را نوشته بودی من می‌گفتم یکی از خواهرهایم بیاید و نماز هم یادت بدهد و ترجمه‌اش را هم به تو بگوید. ولی حالا مجبور شدم که جواب نامه‌ات را هم خواهش کنم که مسئولان نشریه مجاهد چاپ کنند بلکه به تو برسد.

خواهری را هم که داشت پولهای قلکشو در می‌آورد از قول من سلام برسان. به بابا و مامان هم بگو که حالا توی کشور، شما خیلی «رضا» دارین

قربانت. برادرت. مسعود رجوی ۲۷آذر۵۸

پاسخ برادر مجاهد مسعود رجوی به نامه و کمک مالی یک دختر ۷ساله - آذر۵۸

پاسخ برادر مجاهد مسعود رجوی به نامه و کمک مالی یک دختر ۷ساله - آذر۵۸

 

مسعود رجوی-۳مرداد۸۹

می‌پردازیم به حماسه دیگر، حماسه همیاری، حماسه‌یی بود از اعتمادی که خمینی پر پر کرد و اشرف و مریم از خونهای فروغ تا همین امروز به بازسازی اون مشغولند. اگر که مجریان برنامه مشغول همیاری و به‌قول خودشون گلریزان همیاری بودند اما ما در همه جا محو رخ یار شدیم. یاران اشرف و اشرف‌نشان یاران مجاهدین و مقاومت ایران در سراسر جهان با چه مناعتی پس ابتدا باید گفت که در این بوستان و در این گلستان که تماشا کنانش بودیم قبل از هر چیز ما در آثار صنع حیرانیم. منظورم اثر صنع مریم و انقلابش و مجاهدت زادگان مریم رهایی است. هر چند که همه کمک کنندگان یکی پس از دیگری می‌گفتند که ناقابل است ناچیز است شرمنده‌ایم و برگ سبزی است تحفه درویش نه این‌طور نیست هرگز ناقابل نیست هرگز ناچیز نیست جایی برای شرمندگی نیست، هر چه هست سرفرازی است و بس، هر چه هست مجاهدت است وَالْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ مجاهدت با مال و دارایی و در مرحله بالاتر با جان و جانبازی فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَی الْقَاعِدِینَ اجرا عظیما، اما فراتر از این فراتر از بحث پول و کمک مالی قلب بود و روح و عاطفه و احساس و پوست و گوشت از آن‌که گفت گلریزان نبود تیرباران آخوندها و نظامشون رو بگو

یکی گفت که شما با عطر و گلاب و با مشک و عنبر و عود جان و قلب و مغزهای ما را شستشو می‌دهید

یکی گفت انسان زیستن و زندگی انسانی را به‌ما آموختید و یکی هم به اوج رساند و گفت که به‌ما هویت دادید،

داشتم از همیاری و دقیقتر بگویم از یاران اشرف‌نشان در سراسر جهان می‌گفتم، شگفتا که مریم و اشرف چه کرده‌اند. و به یاد هموطنانی بودم که چیزی برای پرداختن و حتی دسترسی به تلفن نداشتند فقط من و ما نبودیم که می‌گریستیم چه بسا که اونها هم به‌قول قرآن اعینهم تفیض من الدمع با چشمانی اشکبار و صورتی اشک گرفته راستش را بگویم گریهٴ خندیده منم. مگر که مجاهد خلق به لبخندی از خلقش خرسند نیست. یاران، مردم و هموطنانی که از سر عشق نغمه سر می‌دادند و ساز دل رو به این ترتیب نغمه‌گر می‌کردند. بله تا به تو پیوستم از همه بگسستم خیز و با من در افقها سفر کن.

شنیدم که مزدوران سیرک دم در ما را به سخره گرفته‌اند که گدایی می‌کنید بله بله این یکی رو درست گفته‌اند.

ما از خلقمون گدایی می‌کنیم و به آن مفتخریم (دست زدن جمعیت) تا از دیگری تا از هیچ قدرتی و دولتی گدایی نکنیم و تازه مزدوران نمی‌دانند که پیامبری هم داریم که می‌گفت الفخرٴ فقری فقر و نیاز و گدایی من فخر من است بله، این هم از خانواده ما خانواده اشرف و مجاهدین خلق و خلق قهرمان در سراسر جهان (دست زدن جمعیت) خوشا به چنین خانواده‌ای. (ادامه دست زدن جمعیت و هورا، شعار ”اشرف سرفرازه به حامیاش مینازه) سایه او گشتم او برد به خورشید مرا، شاید که بهانه کمک‌مالی و پول بود ولی من چنین چیزی ندیدم خیلی فراتر چکاچک شمشیرهای فرزندان ایران را دیدم از نزدیکی قطب شمال تا استرالیا از داخل سلول‌های اوین و گوهردشت تا آن‌سوی جهان، که با کلمات و با روح و قلب و دل و احساس و عاطفه خودشون شمشیر می‌زدند علیه رژیم ضدبشری، هر یک به ترتیبی بله این خانواده ماست به یاد می‌آوردم طنین ضربات شلاق را در زندانهای شاه و شیخ که یاران اشرف‌نشان این‌چنین جواب می‌دادند جواب به تیر و تبر بر بدنهای بی‌سپر، در روزگاری که روزگار آگاهی خلق‌ها نبود و ارابه تکامل بدون کمک مستقیم خدا امکان پیشرفت نداشت حق تعالی به رسولانش وعده می‌داد که شما را با صفی از فرشتگان کمک و مدد خواهم کرد و با نیروها و لشکریانی که شما آنها را نمی‌بینید جنوداً لم ترواها اما حالا در عصر کبیر آگاهی و یاری و همیاری چه خوب که یاران اشرف‌نشان را از اینسو و آن‌سوی جهان می‌شنوید و وجدانهای برانگیخته بشریتی رو که در کسوت این شهروند یا آن شهروند آن شهردار یا آن عشیره و آن قبیله و آن نماینده پارلمان به گواهی و حمایت برمی خیزند گفتم که مجاهدت با مال و دارایی جای خود را دارد مگر ما نمی‌فهمیم که وقتی زندانی دست و پا بسته و تحت شکنجه پول جیره غذایی خودشو می‌پردازد یعنی چی مگر نمی‌فهمیم وقتی که پناهنده‌ای که در این یا آن کشور جهان اندک درآمد ناچیز خودشو می‌پردازد یعنی چی؟ پس چرا بگوئیم ناچیز نه همه چیز

آهای بچه‌های تهران و سایر شهرهای ایران، زندانی‌های مقاوم، امانت ما و خلق ما هستند، مبادا فراموش کنید. به ترتیباتی که خودتان می‌دانید و بهتر می‌دانید، نباید که زندانیان ما گرسنه و بیمار بمانند! سلام علیکم بما صبرتم. و پیام من به زندانیان مقاوم یک‌کلام بیشتر نیست. نه از خودم! که از قرآن می‌گویم: فَاسْتَقِیمُوا إِلَیْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَیْل لِّلْمُشْرِکِینَ. پس استقامت کنید در راه او و در راه خلقش و استغفروه! (سکوت) و وای بر مشرکین. وای بر این آخوندهای مشرک (سکوت). و ضدخلق و توحید. بله. فَاسْتَقِیمُواْ إِلَیْهِ. گمان نکنید که تنها و بی‌کس و کار هستید! نه! در هر سلول و در هر زندانی که هستید، مردم ایران و افکار عمومی جهان با شما هستند، تا به آخر! و بدانید که از جرقه حریق بر می‌خیزد. فقط گل‌ریزان نبود. آتشفشان ملت ایران بود. عطش گذاران و سوزان برای آزادی.

وقتی که می‌گفتند ساعتها و حتی چند روز انتظار می‌کشیده‌اند و انگشتان و دست‌هاشون درد گرفته است بس که شماره گرفته‌اند؛ من هم غرق خجالت می‌شدم، نمی‌دونم چرا؟ با خودم گفتم که چکار می‌شه کرد؟ هیچ راهی پیدا نکردم جز این‌که من هم مثل اونها لحظاتم رو با شما در میان بگذارم. من هم مثل شما یکی از لحظاتم مکالمه و مشاهدهٴ دو سردار بود. یکی سردار شهر شرف مژگان (تشویق جمعیت)

یکی این سردار در خاور و دیگری سردار صبر و ظفر خواهر زهرا در باختر (دست زدن جمعیت) بله بله (دست زدن جمعیت) ، بله بله، بله آئینه در آئینه شد با بسیاری سرداران و سالاران دیگر که همگی پرتوهایی از مریم بود.

... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...

خواسته‌ام دعایی است برای شایستگی و دانستن قدر این نعمت و این منت برای خودم و برای تک‌تک مجاهدین تا این روزها و این صحنه‌ها و این حماسه‌ها رو از یاد نبرند تا بر مسئولیت و وقار اونها افزوده شود، تا ظرفیت و لیاقت این اعتماد را داشته باشیم تا این کارزار بی‌امان از خانواده همبسته و متحد خلق رو و مجاهد خلق رو و اشرف رو در این سو و آن سوی جهان چنانکه باید به سرمنزل مقصود برسانیم هر چه بگویم کم است اما این مبحث رو با مصرعی از عماد رام تمام می‌کنم یادتون هست بچه‌ها که در همینجا و در همین سالن می‌خواند که من شمالی هستم بوی باروت میده دستم یادش بخیر

میگفت که منم فتاده چو یوسف درون چاه محبت منم که گوشه گرفتم به خانقاه محبت.

تبریک این کارزار بزرگ یاری و همیاری رو که چکاچک شمشیرزنانش از این سو تا آن سوی جهان رو در بر گرفته به مریم باید گفت هم به این خاطر و هم به‌خاطر حماسه‌های مستمری که خودش و زادگانش در سراسر جهان خلق می‌کنند. که خبر می‌دهد از فصلی نوین از روزگاری نوین از همدلی و همبستگی و بازگشت اعتمادهای پرپر شده و خیزشی عظیم در صفوف مردم ایران که اینها تنها نمونههاییش هست، من حرفم این است که این رزم بی‌امان و این عطش سوزان و گدازان با رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان ضامن پیروزی محتوم خلق ماست

 

 

ترانه جدید در پاسخ به بهنام دماوند

به بچه‌های اشرف می‌گم من ناچیزیه شعر گفتم همین الآن توی همین ده دقیقه قبل خواهش می‌کنم بسازین.

باید بفهمیم من و تو یه حلقه مفقوده داریم برای یافتنش باید به پای اون جون بذاریم

 

باید بفهمیم من وتو یه حلقه مفقوده داریم

برای یافتنش باید به پای اون جون بذاریم

می دونی اون حلقه چیه عشق تمام میهنه

آزادیه آزادیه آزادیه آزادیه

ما همه با هم هستیم ملت بی‌شکستیم

خوب می‌دونن آخوندا هر دری روشکستیم

 

ما همه با هم هستیم ملت بی‌شکستیم

خوب می‌دونن آخوندا هر دری روشکستیم

 

صدای بهنام دماوند

می دونی اون حلقه مفقوده چیه؟ آزادی آزادی خدا شاهده آزادیه آزادی آزادی... .

ما همه با هم هستیم ملت بی‌شکستیم

خوب می‌دونن آخوندا هر دری روشکستیم

ما همه با هم هستیم ملت بی‌شکستیم

خوب می‌دونن آخوندا هر دری روشکستیم

ما همه با هم هستیم همه باهم هستیم ما همه با هم هستیم

عاشق ایران هستیم عاشق ایران هستیم

 

گلچین تماسهای همیاری

کریم و مریم از کانادا – ۲۰هزار و ۹۵۰دلار کمک جمعی

در پایان از طرف خودم و همسرم مبلغ ۲۰هزار و ۸۰۰دلار کمک جمعی که میزان بیشتر اون از ذخیره بازنشستگی‌مون هست / و از طرف محمد و یک هموطن دیگر ۱۵۰دلار تقدیم به سیمای آزادی مردم ایران می‌کنم

افسر از بلژیک

بسیار خوشحالم که امسال هم می‌تونم در همیاری با سیمای آزادی سیمای قیام و شورش شرکت کنیم. مبلغ بسیار ناچیز ۸هزار یورو از طرف محمد-امین، علی و خودم تقدیم می‌کنیم و هزار بار حاضر حاضر می‌گیم و تا رژیم ولایت فقیه را به زیر نکشیم و پرچم آزادی را در هر کوچه و خیابان بلند نکنیم از این مسیر واز این آرمان دست نمی‌کشیم

جهانشاه جهانشاهی از انگلستان – ۳۱هزار پوند کمک جمعی

از همینجا بگم که این سیمای آزادی به‌نظر من سیمای زحمتکشان است. صدای گرسنگان است. صدای محرومان است. صدای گورخوابها است. صدای کانونهای شورشی است. برادر حبیب حقیقتاً از شما مجاهدین یاد گرفته‌ام که بدون چشمداشت بدون نام و نشان باید پرداخت کرد. ولی اگر اینجا من این مبلغ را میگم. به‌خاطر این‌که تو دهن خامنه‌ای و اضداد مجاهدین زده بشه. که بگیم بله برادر حبیب شما می‌دونید من چطور کار می‌کنم. و این پول پیدا می‌کنم که خامنه‌ای دجال و پاسدارانش بدانند که هواداران مجاهدین و هواداران مقاومت یک لحظه کوتاهی هم نمی‌کنند.

پهلوان مسلم اسکندر فیلابی – ۵۰هزار و ۸۵۰دلار کمک جمعی

من بارها گفتم تکرار می‌کنم باز ما. زمان دکتر مصدق نبودیم در زمان حمله اعراب نبودیم در زمان حمله مغول ه انبودیم. ولی الآن هستیم. بیایید بپرسید از دیگران از همه کسانی که واقعاً اینجا هستند رادیو تلویزیون ها و یا روزنامه‌ها بجز بدی بعضی‌هاشو به این مقاومت نمی‌دهند هیچکس / جز سیمای آزادی جز سیمای آزادی کیست؟ کسی نیست که جلوی این آخوندها بایستد و این هواداران و این مجاهدین و این همه اشرف‌نشانها که در تمام دنیا هستند و واقعاً دارند با صدق و فدا شون کمک می‌کنند وو باید ایران را آزاد کنیم. واقعا کوتاه نیایید. این مقاومت را باید حمایت کرد. غیر از این کسی نیست.

فهیمه کوشنی از استرالیا -۱۲ هزار دلار کمک جمعی

ما بر آنیم که شعله‌ای را که حنیف و سعید و بدیع زادگان /اشرف و موسی و ۱۲۰هزار با بذل سخاوتمندانه جان خودشان روشن کردند را پاس بداریم. و روشن نگهداریم. ما این شعله را برافراشته و این جویبار آزادی را جاری نگه خواهیم داشت. . ما افتخار می‌کنیم که به مقاومتی تکیه کردیم که تنها و تنها تکیه گاهش خلق در زنجیرش است. که این مقاومت در دامنش متولد شده رشد کرده و به این نقطه رسیده. و این مهم فقط با یک کلمه قابل تفسیر است و اون کلمه کلمه عشق است

خلیل خانی از آمریکا – ۵هزار دلار

سیمای آزادی. صدای مقاومت صدای مردم ایران / صدای کارگران ستمدیده صدای شیران در زنجیر / و صدایی است که باید حمایت بشه در تمام ابعاد

منیژه باریگان از کانادا – ۱۷هزار دلار کمک جمعی

سلام بر شما خسته نباشید سلام بر کارکنان سیمای آزادی ا/ز بس پشت خط هستم یادم رفت چی می‌خواهم بگویم/ همان سیمایی که نور امید است واقعاً درود بر تمام کارکنان سیمای آزادی چه در اینجا چه در کانونهای شورشی که اخبارشون رو از اونجا می‌فرستند

شاهپور رهنما از کانادا -۱۰هزار دلار

از طرف مردم ایران و هواداران عزیز من مبلغ ۱۰هزار دلار به همیاری کمک می‌کنم به گلریزان شما و یک مرگ بر خامنه‌ای و ولایت فقیه میگم و مزاحم وقتتان نمی‌شوم

امیر فتاحی و فرهاد شریعت از آمریکا -۴ هزار و ۸۶۰دلار کمک جمعی

در آخر هم برای برادر مسعود و خواهر مریم و تمام اعضای مقاومت و مادر عزیز مان عزیز مادر گرامی رضایی‌ها و همه ما و مردم آزاده ایران با آرزوی سلامی و پیروزی می‌کنم و برادر هر جا که هستی روی ماهت را می‌بوسم

حسن و سارا از کانادا -۵۰۰ دلار

سیمای آزادی بلکه یک دانشگاه عظیمی است که درس عشق و معرفت و آزادی و یگانگی و رهایی در آن تدریس میشه

فرهاد شریعت- آمریکا -۴ هزار و ۸۵۰دلار کمک جمعی

این رژه سیاسی اجتماعی نمودی از همبستگی و همیاری برای حفظ شرافت و استقلال مقاومتیه که در مسیری پر از خون و رنج و شکنج و فدا و صداقت با ایمان به کس نخارد در تمامی جوانب مستقل و پاک و آزاد و نیرومند با اتکا به پایگاهی عظیم و توده‌یی ۴۱سال است که با جرثومه فاشیسم مذهبی در نبرده و به‌عنوان تنها آلترناتیو همیشه پیروز صحنه است. همیاری نمود اطمینان و نیاز ما به این سازمان و مقاومته. و در آن صدای شورشگران فریاد خلق در زنجیر خروشانه.

زیرنویس – مهران از آمریکا-۱۶هزار و۹۶۰دلار کمک جمعی

سعی می‌کنم مختصر بشه چون خودم پشت خط حدود ۵.۵ ساعت بودم.

مسعود فرشچی: مایه شرمندگی

مهران: چه افتخاری بالاتر از این مسعود جان و چه سعادتی بیش از این‌که آدم می‌تونه نصیب یک نفر بشه واقعاً که خیلی خوشحالم

اگر اجازه بدهید یکسری کمک جمعی است که البته من حتماً البته بعد حضور شما خواهم رسید. فعلاً اینها را داشته باشید مجموع آن۱۶۹۶۰ دلار هست که بسیار قسمت کوچکی از بدهکاریم هست که به شما می‌دهم با تشکر از این‌که اجازه دادید و تحصیل کردید تا ما هم سهم کوچکی از این دین خودمون رو که از نیاز خودمان در آمده در راه آزادی و استقلال و مقاومت ایران بپردازیم

ناصر گیویان و محمد شالباف -۴۰۰ هزار دلار کانادا

من خیلی خوشحالم که توانستم که با شما صحبت کنم برای جبران کمک به هموطنانمان که در ایران گرفتار هستند و نمی‌توانند که آنطور که باید و شاید کمک کنند ۱۵۰هزار دلار کانادا از طرف خودم بپردازم و همین‌طور ۲۵۰هزار دلار کانادا از طرف دوست عزیزی که به من وکالت دادند که اعلام بکنم آقای شالباف می‌پردازم و امیدوارم که قابل‌قبول واقع بشه این کمک و بتونه که کمک بکنه به ادامه کار و برای سیمای آزادی ممنون و متشکر از لطف شما

محمد شمشیری – کانادا -۲۱ هزار دلار کمک جمعی

اجازه بدید که من برگ سبزی تحفه درویش هزار دلار از طرف فرهاد و مبلغ بیست هزار دلار از طرف خودم و خانواده‌ام تقدیمتان بکنم انشاالله که مثمرثمر واقع بشه خیلی ممنون که این وقت را به من دادید

فریدون ژورک کارگردان و فیلمساز-۹هزار و ۵۲۵دلار کمک جمعی

فرزانه پوراقبال: آقا ی فریدون ژورک فیلمساز و کارگردان روی خط هستند آقای ژورک سلام بر شما خیلی خوشحالیم که شما را می‌شنویم بفرمایید

ژورک: سلام عرض می‌کنم به شما و صدایم میاید

برادر فرید: بله میاد درود بر شما فریدون عزیز من صحبت ات را قطع می‌کنم برای این‌که به بزرگترها باید سلام کنیم اول.

ژورک: تمنا می‌کنم آقای توحیدی بزرگی شما مورد تأیید همه عموم هست

برادر فرید: درود بر شما درود بر معرفت شما

ژورک: سلام می‌کنم به تمام دست‌اندرکاران در کارهای سیمای آزادی که به‌قول مرجان صدای رسای مقاومت خونبار ملتی در بند است. تسلیت میگم آقای توحیدی بهتون پرواز خواهرمون سعیده و برادر بزرگوارمون حمید اسدیان رو به‌خصوص به خانم مریم رجوی که واقعیت تبدیل به امید ملت ایران برای رهایی شدند. خوشا خوشا آنا که با عزت از گیتی بساط خویش برچیدند و رفتند

زکالالهای این آشفته بازار محبت را پسندیدند و رفتند

خوشا آنا که با ایمان و اخلاص حریم دوست بوسیدند و رفتند

اگر بودند هرگز گرد باطل حقیقت را پسندیدند و رفتند

خوشا آنان که بذر آدمیت بر این ویرانه پاشیدند و رفتند

خوشا آنانکه پا در وادی حق نهادند و نلغزیدند و رفتند

بدا به‌حال کسانی که با پا نگذاشتن در وادی حق به‌خصوص اونهایی که پا گذاشتند ولی لغزیدند و رفتند. و خوشا بحال کسانی که با ایستادگی و مقامتشون با سرفرازی پر کشیدند و رفتند

به تبع سازمان مجاهدین بچه‌های فداکار مجاهد مرجان سعی کرد چنین راهی رو بره. که به‌نظر من تا به آخر رفت. دو سه سال پیش نمی‌دانم گلریزان چندم بود که مرجان اومد پای خط که همیاری خودش رو با یکی دو نفر دیگر که بهش محول کرده بودند اعلام بکنه مهمان برنامه آقای محدثین بودند

مرجان گفت برادر محدثین می‌دونید که من اموالم در دو نوبت مصادره شده یکبار سال۶۱ که به هواداری از سازمان مجاهدین خلق به زندان رفتم و یکبار هم بعد از این‌که به آمریکا اومده بودم و در سال۲۰۰۵ بود دوباره مصادره کردند. ولی من ترجیح دادم که در آمریکا صدایم را به‌عنوان یک سلاح علیه آخوندهای جانی مصرف بکنم/ صدایم را تبدیل به فریاد مظلومیت زنان و کلاً ملت ایران بکنم. نه این‌که ازش استفاده‌های مادی بکنم بنابراین توان همیاری من بیش از هزار دلار نیست

برادر محدثین فرمودند که همین هم خیلی زیاده خودت که هستی خیلی با ارزشتری ولی وقتی رفتیم ایران از گلویشان می‌گیریم

مرجان گفت برادر اون روز به چه درد من می‌خوره من دوست دارم که الآن داشتم که در کنار فعالیت‌هایم و صدایم کمکهای مالی‌ام میتونستم به مقاومت ملت ایران بکنم. روز یکه داشتند مرجان رو هفت ماه پیش / ببخشید/ دیدم که رفت ولی هیچ چیز مادی با خودش نبرد

اما با عزت و با شکوهی رفت که بی‌نظیر بود. خوشا بحال کسانی که پا در وادی حق نهادند و نلغزیدند و رفتند. کاش مرجان بود و خیل عاشقانی را که ساعتها پای تلفن و برای این‌که اعلام حضور بکنند و همیاری بکنند با این مقاومت خونبار منتظر میموند نظاره می‌کرد

می‌دید که چه جور کانونهای شورشی بی‌محابا به دل می‌زنند... تا آنجایی که من یادمه آخرین فریاد مرجان این شعر بود شب خودشه باخته به روز آخر این بازی شده عاشقا را صدا بزن وقت براندازی شده

واقعا وقت براندازی شده. چند وقت پیش می‌بخشید که زیاد دارم حرف می‌زنم. ولی مختصر این جمله را می‌خوام بگم. چند وقت پیش در مثنوی از مولانا به مصرعی برخورد کردم در رابطه با اسکندر مقدونی مضمونش را برایتان میگم شعرش را از حفظ نیستم مضمون این بود که اسکندر که تمام دنیا را چاپیده بود و آن‌چنان جنایت کرده بود و خون ریخته بود و یک امپراطوری عظیم تشکیل داده بود در جوانی مرگش فرا میرسه. خودش متوجه میشه و سربازانش را صدا میزنه دورش و وصیت می‌کنه بهشان میگه که من را روی تخت روان بگذارید که راهش باز باشه دستهایم را از تخت بیرون بگذارید که باز باشه. پنجه‌هام. که یکی از سربازها پرسید چرا. میگه بعد از این‌که می‌خواهید منو ببرید که دفنم کنید در مسیری که هستم آنچه که طلا و جواهر و پول و ثروت اندوختم از مردم چپاول کردم بریزید توی جاده. من را از روی اینها ببرید. یکی از سربازها پرسید چرا گفت برای این‌که مردم ببینند که اسکندر با همه چپاولی که کرد دست خالی رفت

. چشم حرصشان را ببندند بعد کاش کسانی که لغزیدند. توجه به این مطلب می‌کردند و امیدوارم که درس بگیرند از این موضوعات. به‌قول شاملو میگه که انسان بر اثر یک اتفاق بدنیا میاد ولی مرگش قطعیه و دوران زندگی‌اش هم به‌صورتی بی‌شرمانه کوتاه. میتونه کوتاه و حیفه که از جاده آدمیت خارج بشیم

مرجان سر بزنگاههای خاصی این شعر را داشت که زمزمه می‌کرد می گفتش که زندگی جاده سبزی است میان دل و دشت که در آن عشق مهم است و گذشت

گفت زندگی مزرعه خوبیهاست زندگی راه رسیدن به خداست. روحش شاد وقتتان را زیاد نگیرم حرف زیاد دارم به‌خصوص در مورد کسایی که لغزیدند. انشاالله در فرصتهای بعدی

سعید دوست عزیز مان به ما محول کرده که اعلام بکنیم سه هزار دلار – پرند دختر گل ایشان ۲۵دلار

دوست عزیز و گرامی حسن حدادی ۵هزرا دلار و عبدالله که یکی از افتخاراتش اینه که عاشق بی‌قراره آقای مسعود رجوی سردار بزرگ مقاومته ۵۰۰دلار

و من هم به‌نمایندگی از طر ف مرجان هزار دلار به‌ویژه امیدوارم این شعر مرجان تحقق پیدا کنه عاشقها را صدا کنید وقت براندازی شده. مزاحم وقتتان نمی‌شم. خداحافظ